تبليغاتX
تکنیک های ارتباطات

جمعه 1387/01/30

افتتاح آزمايشي وب سايت "روابط عمومي الكترونيك"

نسخه جديد وب سايت دبيرخانه دايمي همايش روابط عمومي الكترونيك به آدرس  www.eprcenter.ir   راه اندازي شد.

سيروس دهقان ، مدير اين سايت ، ضمن بيان مطلب فوق افزود : اين سايت با هدف اطلاع رساني دقيق تر از اهداف ، عملكرد و برنامه هاي دبير خانه دايمي همايش روابط عمومي الكترونيك و در برگيرنده مجموعه اي از لينك هاي مرتبط و مفيد علوم ارتباطات است.دهقان با بيان اينكه در اين وب سايت ، مستندات همايش هاي سالانه روابط عمومي الكترونيك ، شامل محورهاي همايش هاي سالانه ، مقالات ، اخبار و كتب منتشر شده قابل دسترسي است افزود : در حال حاضر اين وب سايت بصورت آزمايشي راه اندازي شده است و انتظار داريم با راهنمايي و دريافت نقطه نظرات اساتيد ، دانشجويان و مديران و كارشناسان علوم ارتباطات نسبت به رفع نواقص و تكميل اطلاعات آن ، همزمان با برگزاري سومين همايش روابط عمومي الكترونيك در روز 26ارديبهشت ماه 87 نسخه نهايي وب سايت "روابط عمومي الكترونيك" بطور رسمي مورد بهره برداري قرار گيرد. 

وي از صاحب نظران خواست ، پيشنهادات خود را از طريق پست الكترونيكي info@e-pr.ir و info@eprcenter.ir به آگاهي مدير سايت برسانند.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

جمعه 1387/01/30

پروفسور كمالي‌پور به ايران مي‌آيد

پروفسور يحيي كمالي‌پور، رييس ايراني دپارتمان ارتباطات و هنرهاي زيباي دانشگاه پوردو براي حضور و سخنراني در سومين همايش روابط عومي الكترونيك به ايران مي‌آيد.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/01/28

انتشار نخستین نشریه «روابط عمومی الکترونیک»

نخستین شماره نخستین نشریه «روابط عمومی الکترونیک» به زودی منتشر می شود.

این نشریه در سه بخش موضوعی، آزاد و رویدادها به مدیر مسوولی و سردبیری مهدی باقریان و زیر نظر هیات تحریریه با حضور جمعی از اساتید برجسته و حرفه ای های روابط عمومی به صورت دوفصلنامه منتشر می گردد.

بدینوسیله از کلیه علاقمندان دعوت می شود مقالات خود را در موضوعات «روابط عمومی الکترونیک و آنلاین» به نشانی info@iranpr.org ارسال نمایند.

گفتی است مجوز این نشریه در آخرین روزهای سال 1386 توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر شده است.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

شنبه 1387/01/24

معرفی کتاب جامعه اطلاعاتي، شكاف ديجيتالي، چالش‌ها و فرصت‌ها

 
كتاب «جامعه اطلاعاتي، شكاف ديجيتالي، چالش‌ها و فرصت‌ها در كشورهاي جهان سوم» تاليف دكتر رحمان سعيدي، از سوي انتشارات خجسته منتشر و روانه بازار كتاب شد.
بسياري از انديشمندان و صاحب‌نظران علوم اجتماعي بر اين باورند كه تركيب و هم‌گرايي فن‌آوري‌هاي نوين ارتباطي و تجديد ساختار نظام سرمايه‌داري در دهه‌هاي اخير سبب گشايش مرحله تازه‌اي در جوامع بشري شده است؛ مرحله‌اي كه با اصطلاحاتي نظير: «جامعه فراصنعتي» اثر دانيل بل، «جامعه شبكه‌اي» اثر مانوئل كاستلز و «جامعه اطلاعاتي» توصيف و تبيين شده است.
در شناسنامه اين جامعه مي‌توان پديده‌هايي از جمله اقتصاد اطلاعاتي جهاني، هندسه متغير شبكه‌اي فرهنگ مجاز واقعي، توسعه حيرت‌انگيز فن‌آوري‌هاي ديجيتال خدمات پيوسته، و نيز فشردگي زمان و مكان را بر شمرد.
ورود به جامعه اطلاعاتي، هم‌چون مرحله گذر از جامعه كشاورزي به جامعه صنعتي، تمامي جنبه‌هاي بشري را تحت تاثير قرار داده و عرصه‌هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي را با انبوهي از فرصت‌ها و چالش‌هاي اساسي مواجه ساخته است.
هم از اين رو است كه مفهوم جامعه اطلاعاتي، امروزه به سرچشمه‌اي از مباحثه‌ها نظير: اهميت دادن به دانش نظري در مقايسه با تجربه‌گرايي، حق دسترسي شهروندي به اطلاعات، دموكراسي مشاركتي و اقتصاد اطلاعاتي جهاني تبديل شده و آن را به عنوان برخي از پيامدهاي جامعه اطلاعاتي مورد توجه قرار داده‌اند. پاره‌اي ديگر، به پيامدهايي چون: نقش نظارتي، دست‌كاري افكار، نابودي گستره عمومي و نيز شكاف و نابرابري‌هاي اجتماعي در سطوح ملي و بين‌المللي نظر دارند.
اين كتاب در هفت فصل با عناوين زير تنظيم شده است:
ـ مفهوم جامعه اطلاعاتي از ابعاد مختلف
ـ موقعيت و وضعيت كشورهاي شمال و جنوب
ـ موانع دسترسي كشورهاي جنوب به فن‌آوري‌هاي نوين ارتباطي
ـ موقعيت كشورهاي شمال و جنوب از منظر آزادي اطلاعات و حق دسترسي آزاد به اطلاعات
ـ ساير چالش‌ها و فرصت‌ها
ـ تمهيدات و برنامه‌هاي سازمان ملل متحد در زمينه جامعه اطلاعاتي در جهت كاهش شكاف ديجيتالي و دسترسي همه ملل جهان به امكانات جامعه اطلاعاتي
ـ ايران و جامعه اطلاعاتي
چاپ اول اين كتاب در 206 صفحه، شمارگان 1100 نسخه و قيمت 32000 ريال از سوي انتشارات خجسته منتشر شده ‌است.
نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1387/01/22

دردسرهای وبلاگ‌نویسی حرفه‌ای از دید روزنامه نیویورک تایمز

 روزنامه نیویورک تایمز، نوشته‌ای داشت در مورد دردسرهای وبلاگ‌نویسی حرفه‌ای. به ترجمه آزاد و خلاصه شده این مطلب توجه کنید:

روز به روز بر تعداد کسانی که در خانه کار می‌کنند و به کامپیوتر و گوشی‌های موبایل هوشمند مجهز هستند، افزوده می‌شود، آنها وبلاگ‌نویسانی هستند که ساعت‌ها، تا زمانی که خسته و فرسوده شوند، کار می‌کنند و محتوا تولید می‌کنند، کسانی که  رنج بدنی و تنش روانی زیادی را متحمل می‌شوند.

مرگ!
فوت شدن دو بلاگر مشهور در ماه‌های اخیر باعث افزایش حساسیت در مورد سختی کار وبلاگ‌نویس‌های حرفه‌ای شده است.

دو هفته پیش، بلاگر مشهوری که در مورد فناوری می‌نوشت و «راسل شاو» نام داشت، در 60 سالگی در نتیجه سکته قلبی درگذشت. البته او پشت میز کارش نمرد، او در هتلی در سن خوزه درگذشت که قرار بود در آنجا یک همایش فناوری برگزار شود. او پیش از مرگش و بعد از مطلع شدن از مرگ یک وبلاگ‌نویس مشهور دیگر به نام مارک اورکانت، تصمیم گرفته بود سبک زندگی سالم‌تری در پیش بگیرد.

مارک ارکانت Marc Orchant در در ماه دسامبر سال گذشته در 50 سالگی به خاطر سکته قلبی مرده بود، در همان ماه وبلاگ‌نویس دیگر به نام ام مالک هم دچار سکته قلبی شد اما جان سالم به در برد.

البته رابطه‌ای بین وبلاگ‌نویسی و مرگ پیدا نشده! و استرس ناشی از وبلاگ‌نویسی مستمر هم به مرگ منتسب نشده، ولی دوستان این وبلاگ‌نویس‌ها و خانواده آنها در مورد خطر سبک کاری زیان‌آور آنها در چندین جا اظهار نظر کرده‌اند.

به علاوه وبلاگ‌نویس‌های دیگر مشکلات دیگری مانند افزایش یا کاهش وزن، اختلالات خواب و خستگی در نتیجه تنش کاری را تجربه کرده‌اند.

مایکل ارینگتون: «من هنوز نمرده‌ام!»
«مایکل ارینگتون» -مؤسس وبلاگ فناوری معورف تک کرانچ- صاحب وبلاگی است که میلیون‌ها دلار از محل آگهی برایش درآمدزایی دارد، ولی این موفقیت برای او بدون عوارض نبوده است، او در سه سال گذشته حدود 13 کیلوگرم اضافه وزن پیدا کرده، دچار اختلال خواب شده و مجبور شده خانه‌اش را به دفتری کاری برای خود و 4 کارمندش تبدیل کند.

به درستی مشخص نیست که چه تعداد از وبلاگ‌نویس‌ها به صورت حرفه‌ای و برای پول می‌نویسند، ولی تعداد آنها حدود چند هزار نفر تخمین زده می‌شود و شاید به 10 هزار نفر برسد.

گرچه اینترنت توانسته ماهیت کار را عوض کند و دفترهای مجازی واقع در خانه‌ها را جانشین دفاتر روزنامه‌ها و بنگاه‌های خبری کند، ولی  در عین حال جنبه بدی هم دارد: هر کدام از این کارمندان تنها چند کلیک با دفترشان فاصله دارند و این موضوع برای برای «کارگرهای اطلاعاتی وسواسی»، به معنی کار مستمر 24 ساعته است.

 06sweat-650.jpg

وبلاگ‌نویسی برای برخی از وبلاگ‌نویسان بسیار درآمدزا بوده ولی در مقابل برخی فقط 10 دلار بابت هر پست درآمد دارند(چندان هم بد نیست!). بعضی‌ها فقط برای تفریح می‌نویسند و در مورد همه چیز از ورزش و سیاست گرفته تا تجارت و زندگی مشاهیر اظهار نظر می‌کنند، ولی برخی ‌به صورت حرفه‌ای برای ناشران آنلاین می‌نویسند و یا برای خودشان رسانه معتبری دست و پا کرده‌اند.

بعضی سایت‌های تحت مالکیت Gawker Media به وبلاگ‌نویس‌ها بابت نوشته‌هایشان پول می‌پردازند و اگر این نوشته‌ها، خواننده زیادی مثلا بالای 100 هزار پیدا کند، پاداش هم می‌دهند، چنین چیزی باعث می‌شود وبلاگ‌نویسی برای کسب پول بیشتر، تشویق به نوشتن بیشتر شوند.

بعضی سایت‌های بزرگ‌تر پول بیشتری به وبلاگ‌نویس‌ها می‌دهند، مثلا یک وبلاگ‌نویس در سال آغازین کارش می‌تواند 30 هزار دلار درآمد داشته باشد و بعضی‌ها هم می توانند درآمد 70 هزار دلاری کسب کنند.

البته بعضی‌ها از وبلاگ‌نویس‌های خستگی ناپذیر هم هستند که شبه امپراتوری‌های کوچکی در وب تأسیس کرده‌اند و صدها هزار دلار در ماه دارند، ولی درآمد بسیاری تنها 1000 دلار در ماه است.

بی‌خوابی
یکی از موضوعات بسیار رقابتی وبلاگ‌نویسی، حوزه فناوری و اخبار است. این وبلاگ‌نویس‌ها برای ماندن در میدان مبارزه مجبور به تلاشی 24 ساعته هستند.

سرعت کار برای این وبلاگ‌نویس‌های حرفه‌ای بسیار مهم است، اگر آنها تنها چند ثانیه در مورد انعکاس یک رویداد مهم غفلت کنند، بلاگر دیگری از آنها پیشی می‌گیرد، پست می‌نویسد و مخاطب و لینک و متعاقب آن درآمد ناشی از جذب آگهی را به دست می‌آورد.

مایکل ارینگتون در این زمینه می‌گوید که وبلاگ‌نویس‌ها حتی شب‌هنگام و زمان خواب نگران اخبار داغ هستند، به گفته او بسیار خوب می‌شد اگر به روزنامه‌نگارها و وبلاگ‌نویس‌ها گفته می‌شد که حق ندارند بین ساعت 8 شب تا صبح، مطلب پست کنند، اینگونه همه می توانستند استراحت کنند، ولی چنین چیزی هیچ وقت رخ نمی‌دهد!

مک بوکانان 22 سال سن دارد و در سایت Gizmodo می‌نویسد، این سایت بر معرفی ابزارهای الکترونیکی تمرکز دارد. بوکانان آپارتمان کوچکی در بروکلین دارد و اتاق خوابش حکم دفترش را هم دارد. او در شبانه‌روز تنها 5 ساعت می‌خوابد و وقت کافی برای خوردن وعده‌های غذایی هم ندارد و همواره مکمل‌های پروتئینی به قهوه‌اش اضافه می‌کند!

با این همه او که تازه از دانشگاه نیویورک فارغ‌التحصیل شده ، کارش را دوست دارد و از تعامل با خوانندگان و گفتگوی همگانی درباره محصولات جدید لذت می‌برد.

کار او به اندازه‌ای فرسوده‌کننده است که گاهی او در کنار کامپیوتر به خواب می‌رود، برایان لام، ویراشگر سایت Gizmodo می‌گوید که اینطور وقت‌ها اگر صدایی از بوکانان نشنود، گمان می‌کند که او مرده است، چیزی که 4 - 5 بار پیش آمده است!

خود آقای لام سخت‌کوش‌تر از همه وبلاگ‌نویس‌های Gizmodo است و ساعت‌ها صرف نظم دادن به مطالب سایت و رقابتی کردن آن می‌کند . او اعتقاد دارد که «سیستم پرداخت به ازای کلیک» باعث تأکید بیش از حد بر اهمیت تعداد بازدید از مطالب و کاستن اهمیت روزنامه‌نگاری شده است.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/01/19

روابط‌عمومي كه ماندگار شد

اشاره: چهل‌و دو ساله و اهل دامغان است. در سه دولت تجربه مديريت روابط‌‌عمومي‌ دارد و در دانشكده خبر تدريس مي‌كند. رئيس «انجمن متخصصان روابط‌عمومي» است و دكتراي علوم ارتباطات خود را از دانشگاه علا‌مه طباطبايي گرفته، و معتقد است كه اصل مهم روابط‌عمومي‌ماندگار، فعاليت حرفه‌اي در عرصه اطلا‌ع‌رساني است. داوود زارعيان رسانه‌ها را شايسته احترام مي‌شمارد و كمتر سوالي از وي يا دفتر روابط‌عمومي‌ بي‌پاسخ مانده است؛ خصلتي كه اين روزها و در حوزه ما كمياب است. انتخاب او به عنوان «مدير روابط‌عمومي‌برتر» در ميان دستگاه‌هاي مسئول عرصه فناوري اطلا‌عات و ارتباطات كشورمان، بهترين بهانه براي يك گفت‌وشنود در پايان سال را فراهم آورد تا با مرور سابقه و فعاليت‌هايش، موضوع انتخاب يعني «روابط‌عمومي» را بيشتر مورد مداقه قرار دهيم. زارعيان كه صدايش گرفته بود، با لبخند هميشگي ميزبان اين مصاحبه شد؛ اما در حالي گفت‌وگو آغاز شد كه به فاصله كوتاهي براي رسيدن به جلسه هيئت‌مديره بايد دفترش را ترك مي‌كرد؛ قرار گذاشتيم براي رسيدن به موقع او به جلسه مصاحبه را با سرعت 100 شروع كنيم. او حتي به تلفن‌هايش در حين گفت‌وگو پاسخي نداد و چايش هم سرد شد.

• خسته نباشيد؛ بهتر شديد؟
نه؛ وقت مريضي بايد استراحت كرد اما من مدام مشغول كار و جلسه هستم.

• امروز گفت‌وگويمان بيشتر حول بخشي از ارتباطات يعني «روابط‌عمومي» است كه موضوع فعاليت و سمت شماست، به نظرتان در ايران جايگاه اين موضوع نزد مديران كجاست؟
من فكر مي‌كنم يكي از رشته‌هايي كه كمتر به عنوان يك رشته تخصصي به آن نگاه شده رشته روابط‌عمومي‌است. شايد خيلي اوقات انتظاركساني كه مديران روابط‌ عمومي را منصوب مي‌كردند از «روابط‌عمومي‌چي خوب» كسي بود كه بتواند ظاهرا ارتباط خوبي با ديگران برقرار كند. شايد همين تفكر باعث شد كه ارسطو ارتباطات و شايد روابط‌عمومي‌ ‌را يك علم قلمداد نمي‌كرد. اما كاركردهاي روابط‌عمومي‌در سال‌هاي اخير نشان داده كه روابط‌عمومي‌علم است و به گونه‌اي است كه اتفاقا در آن بسياري از رشته‌ها لحاظ شده است. علمي است كه مجري آن ضمن تسلط به مديريت بايد جامعه شناسي بلد باشد، و در حالي كه مردم‌شناسي مي‌داند بايد نسبت به هنر بيگانه نبوده و تكنيك‌هاي ارتباطي را هم خوب بلد بوده تا بتواند موفق باشد.

اين نگاه باعث مي‌شود كه تعداد افراد كارشناسي را كه در حوزه تخصصي روابط‌عمومي‌پيدا مي‌كنيم كم باشند. البته كم بودن آن دلا‌يل مختلفي دارد كه يكي از آنها اين است كه وقتي نگاه به روابط‌عمومي‌مثبت نباشد، كمتر افرادي علا‌قه‌مند كار در اين حوزه هستند؛ به همين علت با وجود توانمندي‌هايي كه دارند از اين حوزه بيرون مي‌روند. اما شايد چون تحصيلا‌ت من در رشته روابط‌عمومي‌بوده است در اين حرفه ماندگار شدم. همواره يك اصل را مدنظر خود قرار داده‌ام و آن، كار حرفه‌اي كردن در عرصه اطلا‌ع‌رساني است. دولت‌هاي ايران هم آنچنان بوده‌اند كه وظيفه روابط‌عمومي‌همواره سخنگويي، اطلا‌ع‌رساني و اطلا‌ع‌يابي بوده است. روابط‌عمومي‌ها هميشه بايد ضعف‌ها را به مسئولا‌ن منتقل كرده و عملكردها را براي عموم منتشر مي‌ساختند.

• شما از جمله مديراني هستيد كه در دو دولت حضور داشتيد. لطفا تفاوت كار در حوزه روابط‌عمومي‌در اين دو دوره را بگوييد؟
من در سه دولت مختلف مسئوليت روابط‌عمومي‌داشتم، تفاوتي در برخورد با حرفه روابط‌عمومي‌نديدم تا به حال هيچ دولتي از ما انتظار اغراق نداشته است. شايد تفاوت تنها از بابت تكنيك بوده است. براي مثال تعداد رسانه‌هاي دوره فعلي با دوران دولت آقاي هاشمي قابل قياس نيست شايد آن موقع 10-12 روزنامه منتشر مي‌شد بنابر اين در حال حاضر كار روابط‌عمومي‌ها دشوارتر و پيچيده‌تر از گذشته شده است. سال 70 كه به عنوان رئيس اداره انتشارات روابط عمومي‌ ‌وارد وزارت ICT شدم با تعداد معدودي روزنامه مواجه بوديم و مجله تخصصي هم هنوز وجود نداشت؛ سال 75 هم كه وارد عرصه مخابرات شدم بازهم مجله يا روزنامه تخصصي مخابرات نداشتيم. در حالي كه امروز با بسياري رسانه‌ها از جمله روزنامه‌ها، هفته‌نامه‌ها و مجلا‌ت تخصصي و ده‌ها رسانه ديگر مواجه هستيم؛ با اين اوصاف كار در عرصه روابط‌عمومي‌مدل تخصصي‌تري يافته است.

• آقاي زارعيان، ما با عملكرد غيرشفاف برخي روابط‌عمومي‌ها مواجهيم، با توجه به جايگاه كليدي يك روابط‌عمومي‌در انعكاس درست يك واقعيت، اين عملكردها نشان از محدوديت انتشار اطلا‌عات به رسانه‌ها ندارند؟
من معتقدم كه دولت فعلي بسته عمل نمي‌كند. تنها به دليل اينكه در برخي از عرصه‌ها متخصصان روابط‌عمومي‌نداريم اين استنباط در جامعه گسترش پيدا كرده است. هيچ وقت در دولت جديد به من نگفتند كه فلا‌ن مطلب را نگو، هيچ وقت خط قرمزي براي من تعيين نكردند، و به دليل گفتن مطلبي توبيخ نشدم و اين واقعيتي غيرقابل انكار و قابل اعتراف است. فكر مي‌كنم تلقي بسته عمل كردن براي دولت فعلي به دليل احتياط افراد ناشي و غيرمتخصص وارد شده در عرصه روابط‌عمومي‌است. مگر رسانه‌ها تا به حال چه مورد غيرمتعارفي از ما خواسته‌اند؟ بنابراين رسانه‌ها بايد تمام و كمال پاسخ خواسته‌هاي خود را دريافت كنند چون خواسته‌هاي متعارفي دارند مگر آنكه پاسخ سوالي را يك روابط‌عمومي‌نداشته باشد كه تا به حال اين كاستي براي مجموعه ما پيش نيامده است.

• آقاي دكتر، چالش‌هاي پيش روي روابط‌عمومي‌ها در كشورمان را چه مي‌دانيد؟
اين نكته مهمي است كه مي‌پرسيد. اول از خود روابط‌عمومي‌ها شروع مي‌شود، عدم تخصص، نديدن آموزش كافي، عدم شناخت محيط رسانه‌اي كشور و نحوه تعامل با رسانه‌ها و اين موارد بخشي از چالش‌هاي اين حوزه محسوب مي‌شود. چالش‌هاي بعدي مربوط به مديريت كلا‌ن است. عدم شناخت مديران ارشد كشور نسبت به تعريف و عملكرد روابط‌عمومي، نگاه سنتي به روابط‌عمومي، نگاه توزيع‌گر يا تبليغ كننده به روابط‌عمومي‌از جمله چالش‌هاي روابط‌عمومي‌بشمار مي‌رود. از طرف ديگر كمبود بودجه، نداشتن اعتبار كافي بدليل تعيين نشدن روابط‌عمومي‌بعنوان اولويت اول يك مجموعه در كنار چالش‌هاي ذكر شده جملگي مشكلا‌ت پيش روي روابط‌ عمومي‌هاست. اگر همه اين موارد را با چالشي اساسي كه همان دور بودن اداره روابط‌عمومي‌از دستگاه مديريتي و نبود اين اداره در بطن يك مجموعه و به تبع آن نداشتن اطلا‌عات لا‌زم است را در كنار هم قرار دهيم آن وقت چالش‌ها را كامل بيان كرده‌ايم.
من فكر مي‌كنم بايستي روابط‌عمومي‌ها و مديران با هم كمك كنند تا اين مشكلا‌ت برطرف شود چرا كه رفع آن از سوي هر يك به تنهايي امكان‌پذير نيست.

• ابزارهاي حل اين مشكلا‌ت كدامند؟
«آموزش» ابزار اوليه است، جذب نيروهاي كارآمد و متخصص، اعتماد به روابط‌عمومي، اعطاي اختيارات لا‌زم به روابط‌عمومي، بازيگر كردن روابط‌عمومي‌در عرصه‌هاي مختلف، اجازه حضور روابط‌عمومي‌در جلسات و شوراهاي سياستگذاري و تصميم‌گيري نيز از جمله ابزارها بشمار مي‌رود. در كنار اينها ابزار‌هايي چون بودجه، امكانات، تجهيزات بايد به روابط‌عموميها داده شود. روابط‌عمومي‌نبايد در مورد كارهاي كوچكي كه احيانا بد انجام شده بازخواست شود، براي اينكه در حجم وسيع كارهاي يك روابط‌عمومي‌اين قبيل اتفاقات دور از ذهن نيست.

بنابر اين با رفع چالش‌ها و با استفاده از ابزارهاي اشاره شده مي‌توان شاهد بوجود آمدن روابط‌عمومي‌هاي موفق ايراني در سطح بين الملل بود. اما متاسفانه تجربه نشان داده است كه در كشور ما خيلي‌ها روابط‌عمومي‌را داراي اولويت بالا‌ در يك سازمان نمي‌بينند و بسياري از مديران با مشاهده استعداد يك فرد و مجموعه توانمند‌هايش به او سمتي در هيئت مديره يا جاي ديگر پيشنهاد مي‌دهند و مي‌گويند كه تو براي اين حرفه حيف مي‌شوي! امروز در جهان دستگاه ارتباطي سيستمي فرهنگي قلمداد مي‌شود و اين دستگاه در تمام جهان اولويت اول يك سازمان است. اما يك روابط‌عمومي‌بد با اطلا‌ع‌رساني غلط خود مي‌تواند كل يك سيستم را نابود كند.

• شما جايگاه روابط‌عمومي‌را در حوزه ICT كجا ارزيابي مي‌كنيد؟ نقش اين اداره در اين حوزه با ديگر حوزه‌ها چه تفاوت‌هايي دارد؟
سرعت تحولا‌ت در حوزه ICT ايجاب مي‌كند تا نقش روابط‌عمومي‌هم چند برابر شود در برخي حوزه‌ها چون سرعت تحولا‌ت پايين است روابط‌عمومي‌ها به هر شكل مي‌توانند خود را همراه و همگام كنند كه اين مسئله در حوزه ICT بسيار مشكل است، چراكه روابط‌عمومي‌ها بايد در حوزه‌هاي مختلف آموزش، فرهنگ‌سازي، مدافع سازمان، مدافع مردم وارد بشوند كه مجموعه اين كارها فعاليت پرمشغله‌اي را براي روابط‌عمومي‌رقم مي‌زند. از سويي هم روابط ‌عمومي‌ ‌اين حوزه علا‌وه بر اين دانسته‌ها بايستي اطلا‌عات فني هم داشته باشد. شما در خيلي از بخش ها كه به عنوان مدير روابط‌عمومي‌كار مي‌كنيد خيلي سريع اطلا‌عات و اصطلا‌حات را ياد مي‌گيريد. مثلا‌ اصطلا‌حات مالي در حوزه روابط‌عمومي‌بانكداري.
اين موضوعي است كه با چهره‌اي متفاوت از ديگر عرصه‌ها در حوزه تكنولوژي و ICT يك مدير روابط‌عمومي‌را مواجه مي‌سازد. در حوزه ICT در كنار اطلا‌عات اجتماعي و ارتباطي بايستي به اطلا‌عات به روز ICT و مخابراتي مجهز باشيد. چون مدير روابط‌عمومي‌بايد خود پاسخگو به سوالا‌ت باشد پس بايد خود به اطلا‌عات مسلط باشد. بنابر اين به دوستاني كه در اين حوزه فعاليت مي‌كنند توصيه مي‌كنيم كه فقط روابط‌عمومي‌نخوانند و فناوري‌هاي روز را نيز مطالعه و با علوم ديگر نيز آشنا شوند.

• به نظر شما وضعيت فعلي در روابط‌عمومي‌مخابرات رضايت‌بخش است؟
برخي دوستان مي‌گويند كه حيف است شما بخواهيد باز هم در روابط‌عمومي‌بمانيد شما دكترا گرفتيد و مثلا‌ مي‌توانيد معاون مدير عامل بشويد. اما مطمئن باشيد كه من اگر راضي نبودم نمي‌ماندم. من مانده‌ام چون در درجه اول كار روابط‌عمومي‌را دوست دارم و در درجه دوم اينكه از شرايط موجود راضي هستم. ما در وزارتخانه هر امكاني كه خواسته‌ايم در اختيارمان گذاشته شده است و هيچ محدوديت ارتباطي ميان من و مديريت شركت وجود ندارد.

• اين موفقيت را از تسلط به حرفه خود مي‌بينيد يا از نگاه مناسب مديريت به جايگاه روابط‌عمومي‌در مخابرات؟
هر دو عامل نقش موثر دارد، هم مديريت به جايگاه و فعاليت روابط‌عمومي‌اشراف كامل و نگاه صحيح دارد و هم نقش من كه بي‌تاثير نبوده است.

• آينده مخابرات را از ديدگاه مدير روابط‌عمومي‌مخابرات چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
امروز مخابرات در همه كشورهاي دنيا به عنوان عامل اصلي توسعه مطرح است، بنابر اين اگر بخش مخابرات يك كشور عقب بماند، همه اعتراف به عقب‌ماندگي آن كشور خواهند كرد. شايسته است كه مسائل مخابرات را به دو بخش تقسيم كنيم: اوليه و ثانويه. اول اينكه به همه مردم وسيله ارتباطي بدهيم كه اين خود عاملي براي رشد اقتصادي پايداركشور محسوب مي‌شود. صرفه‌جويي‌هايي كه به تبع آن در هزينه ها و رفت و آمدها مي‌شود كه اين خود براي اين آرمان تاثيرگذار است. من فكر مي‌كنم كه ما بخش اول را خوب انجام داده‌ايم و كافي است؛ بايد به بخش دوم رسيدگي بيشتري كنيم. بخش دوم ثانويه است يعني نفوذ در ساير زيرساخت‌ها و در بقيه بخش‌هاي كشور كه اين موضوع نيازمند يك هماهنگي ملي است و يك سازمان به تنهايي نمي‌تواند از عهده آن برآيد. در حقيقت در بخش فرهنگ‌سازي براي استفاده صحيح از فناوري‌هاي موجود سوار بر زيرساختار موجود ما به تنها نمي‌توانيم و عزمي‌ملي چاره‌ساز است. ما در آينده با كمك ديگر سازمان‌ها بايد به اين سمت حركت كنيم و قطعا آينده مخابرات خوب خواهد بود.

• با توجه به طرح موضوع خصوصي‌سازي در مخابرات، فكر مي‌كنيد به‌اندازه زيرساخت فني، زيرساختار لا‌زم خصوصي‌سازي مخابرات هم فراهم است؟
روزهاي اول كه اين بحث مطرح شد ما نگران بوديم و فكر مي‌كرديم كه ظرف مدت 3- 2 ماه خصوصي‌سازي انجام مي‌شود؛ آن روز احساس بر اين بود كه بسياري از زمينه‌ها فراهم نيست. اما امروز خوشبختانه اين زمينه‌ها در حال فراهم شدن است. ذات كار بسيار دشوار است. معمولا‌ خصوصي‌سازي شوكي را به مجموعه وارد مي‌كند. اميدواريم و تلا‌ش مي‌كنيم كه خوب انجام شود كه در اين صورت هم براي جامعه و هم براي كارمندان منافع دارد و در كل به اقتصاد كلا‌ن جامعه كمك خواهد كرد.

بسياري از كشورها كه خصوصي‌سازي را اعمال كردند حدود 5-6 سال بر روي اين زمينه كار كردند در مخابرات هم از زماني كه تصميم گرفتيم تا اپراتور دوم تلفن همراه را وارد كشور كنيم تمرين خصوصي‌سازي را آغاز كرديم و الا‌ن 3-4 سال است كه روي اين زمينه كار مي‌كنيم و فرايند بسيار خوب پيشرفته است. روزهاي اول كه اين بحث مطرح شد با سيل تماس‌ها و مراجعات پرسنل مخابرات مواجه بوديم كه با مجموعه كارهايي كه انجام شد تماس‌ها هم كاهش پيدا كرد. اميدوارم كه اين بحث به خوبي پيش برود چون اين مجموعه سزاوار آن هست كه در اين بخش موفق شود. فكر كنم اين موضوع با روندي كه رو به رشد است تا پايان سال آينده به طول بيانجامد.

• آقاي زارعيان شخصا از عملكرد خودتان در مخابرات راضي هستيد؟ آن را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
توان ما بيشتر از اين است و بيشتر مي‌توانيم كار كنيم. ارزيابي را هم شما رسانه‌ها بايد انجام دهيد. شايد رضايت من از اين بابت است كه در كنار خدمت به جامعه و سازمان در حوزه روابط‌عمومي‌يك كار دومي‌را هم انجام مي‌دهم و آن هم خدمت به حرفه روابط‌عمومي‌است. اينكه در قالب انجمن متخصصان روابط‌عمومي، جامعه روابط‌عمومي‌را هم ارتقاء دهيم. اين مسئله هم به مجموع رضايت از عملكردمان اضافه مي‌شود. تلا‌ش مي‌كنيم كه شغل روابط‌عمومي‌را كه شغل بسيار حساس و مهمي است بخاطر كاركردهايي كه روابط‌عمومي‌در جامعه مي‌تواند داشته باشد جايگاه و موقعيت واقعي خود را پيدا كند.

• دكتر، براي آينده چه برنامه‌هايي داريد؟
من دو مقوله را دنبال مي‌كنم كه يكي روابط‌عمومي‌و ديگري تدريس است. تا زماني كه امكان داشته باشد هر دو را انجام مي‌دهم و زماني كه امكان نباشد تدريس را پيگيري مي‌كنم چرا كه علا‌قه‌مندم كار علمي در عرصه روابط‌عمومي‌را بطور جدي دنبال كنم. البته چند كار فرعي هم كنار اين دو مورد در ذهن دارم و بنا دارم مجله‌اي در اين حوزه منتشر كنم. به زودي و شخصا بر روي آن مديريت خواهم كرد. هركجا كه روابط‌عمومي‌بحث اصلي تدريس باشد آمادگي تدريس دارم اما اكنون در دانشكده خبر به تدريس درس‌هاي تخصصي روابط‌عمومي‌به علا‌وه حقوق ارتباطات جمعي و افكار عمومي‌مشغولم.

• جايگاه نشريات تخصصي را در حوزه ICT و روابط‌عمومي‌چگونه مي‌بينيد؟
خوشبختانه اين عرصه رشد خوبي داشته است، سال‌هاي اولي كه اين گونه نشريات منتشر مي‌شد مملو از اشتباهات گوناگون در خصوص طرح مسائل فني و اظهارنظرها بر مبناي دريافت و اطلا‌عات اشتباه بود. اما در سال‌هاي اخير از لحاظ كمي و كيفي از رشد مطلوبي برخوردار است جايگاه خوبي هم در مجموعه‌اي مانند مخابرات دارد و نگاه به آنها نگاهي كاربردي است؛ از مطالب و محتواي آنها استفاده‌هاي زيادي مي‌شود. به اعتقاد من هنوز براي مجلا‌ت تخصصي جاي كار وجود دارد، خارج شدن از فضاي صرفا فني و بررسي جنبه‌هاي اجتماعي و كاربردي فناوري و سوق دهي محتواي مجلا‌ت به خانواده‌ها موجب افزايش مخاطبان و گستره آن است. البته براي رشد آنها من شخصا با كمك‌هاي مستقيم دولت مخالفم چراكه جايگاه مستقل مجلا‌ت بايد حفظ شود بلكه بايد جايگاهي را فراهم كرد تا زمينه‌هاي خريد مجلا‌ت از سوي دولت ايجاد شود.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/01/19

روابط عمومي؛ علم، هنر يا تجربه؟

يکي از سئوالاتي که همواره در بين کارگزاران و کارشناسان روابط عمومي مطرح بوده و تاکنون حل نشده، اين است که: "روابط عمومي علم است يا هنر يا تجربه"؟ يعني روابط عمومي بر اثر تجربه به دست مي‌آيد؟ يا جزو ويژگي‌هاي ذاتي فرد است و لذا هنر است؟ يا علمي است که در خانواده، سازمان‌ها و نهادهاي علمي آموخته مي‌شود؟

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نويسنده وبلاگ"ارتباطات اجتماعي" به نشاني http://yahyaee.com/weblog/ نوشته است: بحث حل اين سئوال و يا ارايه يک پاسخ قاطع به اين سئوال مهم نيست، اما بايستي تلاش شود که مولفه‌هاي علمي روابط عمومي تبيين شود. به بياني ديگر مي‌خواهيم بررسي کنيم که اگر روابط عمومي علم است "مولفه هاي روابط عمومي علمي چيست"؟

واقعيت غير قابل انکار دنياي مدرن توسعه علم و انجام فعاليت‌ها با محوريت علم است و روابط‌ عمومي نيز از اين قاعده مستثني نيست و تمام تلاش استادان و کارشناسان اين رشته در کشور بايستي تبيين مولفه‌هاي علمي روابط عمومي باشد تا در حوزه بين‌المللي حرفي براي گفتن داشته باشيم و بتوانيم الگوهاي بومي را طراحي کنيم.

وابستگي تام روابط عمومي به علوم ارتباطات اين معنا و مفهوم را تداعي مي‌کند که کارگزاران روابط عمومي لازم است تسلط کافي به علوم ارتباطات براي فعاليت در حوزه روابط عمومي داشته باشند.

روابط عمومي همه اين علوم را در راستاي تبيين استانداردهاي علمي به کار مي‌گيرد تا با اتكا به آمار و رياضيات و روش تحقيق به اندازه‌گيري و سنجش اثربخشي فعاليت‌ها به کمک قوانيني جهان شمول دست يابد.

بدون شک اين بحث اساسي بايستي به‌طور جدي‌تري مورد توجه و تاکيد کارشناسان قرار گيرد تا بتوانيم به کمک همديگر گامي کارآمد در راستاي ارتقاي روابط عمومي بر داريم.

يک روابط عمومي علمي بايستي با ياري علوم اجتماعي و انساني در جهت: نيازسنجي مستمر، برنامه‌ريزي درازمدت، اجراي دقيق و ارزيابي کمي و کيفي فعاليت‌ها همواره در حال رشد باشد.

يک روابط عمومي علمي بايستي توانايي تحليل محيط و شرايط محيطي را داشته باشد.

يک روابط عمومي علمي بايستي اطلاع رساني را جايگزين تبليغات کند.

يک روابط عمومي علمي بايستي پاسخگوي جامعه مدرن باشد و با به‌کارگيري ابزار و روش‌هاي مدرن توانايي تحليل و پاسخگويي سئوالات جامعه را داشته باشد، زيرا روابط عمومي علمي محصول جامعه مدرن است، اما به اين معنا نيست که ديجيتال است، بلکه بر عکس کارکرد اصلي و ذاتي روابط عمومي، توسعه ارتباطات انساني است.

شکي نيست که با طرح اين مسئله، سئوالات بسياري مطرح مي‌شود و پاسخ‌هاي متفاوتي طرح مي‌شود. با اين اميد که انديشمندان حوزه روابط عمومي در جهت تبيين استاندارد علمي و ملي روابط عمومي تلاش کنند.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

شنبه 1387/01/17

سه فندق اولین مجله كودكان ایران

از سال ۱۳۰۷ ه. ش، فعالیت مطبوعاتی ویژه كودكان در ایران آغاز شد. مجله «سه فندق» اولین مجله ای بود كه برای كودكان در ایران به چاپ رسید. تصاویر داخل صفحات و روی جلد این مجله تقلیدی از مجلات غربی آن زمان بود. پس از گذشت ۹ سال از انتشار مجله سه فندق، مجله «خواندنی های كودكان» به همت «علینقی وزیری» به چاپ رسید كه مجموعه ای از داستان، نمایشنامه، شعر و نت موسیقی بود و از نظر شكل و فرم مشابه مجله سه فندق منتشر می شد. مجلات كودكانه ای كه تا سال ۱۳۲۳ ه. ش به چاپ می رسیدند موفقیت چندانی نداشتند و به علل مختلف تعطیل می شدند. در سال ۱۳۲۳ اولین تلاش های نسبتاً موفق در نشر مجله برای كودكان در ایران انجام گرفت و مجله ای با نام «بازی كودكان» منتشر شد. در سال ۱۳۲۷ ه. ش وزارت فرهنگ، اولین مجله ویژه كودكان را به چاپ رسانید كه نام آن «مجله دانش آموز» بود. قطع آن رحلی و مطالب آموزشی و سرگرم كننده داشت. موسسه كیهان در سال ،۱۳۳۵ «كیهان بچه ها» را منتشر كرد كه تاكنون انتشار آن ادامه دارد. همزمان موسسه اطلاعات نیز به انتشار مجله ای برای كودكان دانش آموز همت گماشت كه نام آن «اطلاعات كودكان» بود و بعدها به اطلاعات دانش آموز و سپس به اطلاعات دختران و پسران تغییر نام یافت. در سال ۱۳۴۱ شورای كتاب كودك تشكیل شد و فعالیت خود را آغاز كرد. مجلات پیك از سال ۱۳۴۳ منتشر شدند و به تدریج رشد كمی و كیفی كردند. در سال ۱۳۴۵ كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان تاسیس شد. در سال ۱۳۴۸ مجله «پیك كودك» برای مهدكودك ها و دانش آموزان كلاس های اول دبستان منتشر شد. نشریات پیك شامل پیك كودك، پیك نوآموز، پیك دانش آموز، پیك نوجوان، پیك جوانان و پیك معلم اولین آثار مطبوعات كودكان است كه با رعایت اصول علمی و هنری و گروه سنی كودكان در ایران به چاپ رسیده است و پرتیراژترین مجلات كودكان بودند كه به دورترین نقاط كشور راه پیدا كرده اند. در سال ۱۳۶۱ مجلات رشد جایگزین مجلات پیك شد و در سال ۱۳۶۳ كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان اقدام به انتشار مجله با نام «آیش» كرد. از سال ۱۳۷۰ مجله سروش كودكان منتشر شد و از آن زمان تاكنون نیز مجلات دیگری برای كودكان منتشر شده است.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1387/01/15

گفت‌و‌گو وبلاگ زیگ زاگ با علي‌اكبر قاضي‌زاده درباره «تجربه‌هاي ماندگار در گزارش‌نویسي»

حضور. این چیزی است که علی‌اکبر قاضی‌زاده، مدرس روزنامه‌نگاری، برای گزارشگری آن را ضروری می‌داند؛ حضور گزارشگر، در متن واقعه. کتاب «تجربه‌های ماندگار در گزارش‌نویسی» نیز که سال 1386 به ترجمه و تدوین او روانه بازار نشر شد، موید همین نگرش است.

بخش اعظم این کتاب، ترجمه‌‌ای بخشی از مجموعه‌ای است به تدوین «جان كری»، از گزارش‌ وقایع مهم دنیا در یکی دو قرن اخیر، به قلم گزارشگرانی چون «کورتزیو مالاپارته»، «اوریانا فالاچی»، «الکساندر ورت»، «هنری ولز» و نام‌آشنایانی چون «مارک تواین»، «چالرز دیکنز»، «رزا لوکزامبورگ»، «ارنست همینگوی» و «وینستون چرچیل». جز آن، دکتر قاضی‌زاده نمونه‌هایی از متون فارسی و غیرفارسی را که مناسب دیده، به مجموعه افزوده است.

در این میان، ویژگی مشترک همه گزارش‌ها، دست اول بودن آنها به واسطه حضور گزارشگرانشان در میدان گزارش است. حال چه این میدان، سلولی تاریک باشد در دل زندانی بی‌صدا، چه جبهه‌ای خونین در جنگ جهانی اول و چه مراسم اعدام جنایتکاران جنگی نازی پس از پایان پذیرفتن جنگ دوم.

آنچه در پی می‌آید گفت‌و‌گویی با اوست، درباره «تجربه‌های ماندگار در گزارش‌نویسی».

کدام ویژگی‌های این کتاب، شما را به ترجمه آن ترغیب کرد؟ 

پس از ترجمه کتاب «روزنامه‌نگاری حرفه‌ای» که عنوان اصلی آن روزنامه‌نگار جهانی (The Universal Journalist) و نوشته دیوید رندال است، به واسطه چند نمونه ذکرشده در آن از مجموعه‌ای با نام کتاب رپرتاژ انتشارات فیبر (The Faber Book of Reportage)، به این کتاب علاقمند و مشتاق شدم که آن را ببینم. رندال در متن کتاب توضیح داده بود که جان کری در این کتاب بهترین گزارش‌های ۳۰۰،۲۰۰ سال اخیر را گردآوری کرده‌ است. در ایران دستیابی به این کتاب‌ها تقریبا محال است. مشخصات کتاب را به یکی از بستگان در کانادا دادم و کمتر از دو هفته بعد، این کتاب به دستم رسید. در مقدمه این کتاب، کری؛ ویژگی‌های یک گزارش قابل اعتنا را بر می‌شمرد و دلیل انتخاب این گزارش‌ها را توضیح می‌دهد.

او در این مقدمه هم بر حضور تاکید دارد. نکته‌ای که سال‌هاست در کلاس‌های گزارشگری به دانشجویان می‌گویم و آن حضور گزارشگر در صحنه است. من همیشه تاکید داشتم که گزارشگر اگر نرود و نبیند، ناچار می‌شود از منابع دیگر بنویسد. بنابراین آن زنده بودن و طراوتی که یک کار می‌تواند داشته باشد از دست می‌رود. کری گفته بود شرط اول من در انتخاب این گزارش‌ها این بود که نویسنده، شاهد شخصی یا Eye Witness باشد. خودش دست اول باشد. نشنیده باشد، نخوانده باشد، خودش سوژه را تجربه کرده باشد و شرط دوم اینکه موضوع این گزارش‌ها، موضوع معروفی باشد. چه در تاریخ، چه در زمان وقوع. موضوعی باشد که مردم دوست داشته‌اند بدانند. 

شما در پیش‌گفتار کتاب، گفته‌اید خط اصلی کتاب خشونت است و به نظر می‌آمد این کتاب یک تلاش انسان‌دوستانه است. ولی من هنگام خواندن کتاب از خودم می‌پرسیدم چرا فقط خشونت‌های معروف؟ یعنی به نظر می‌رسید گستره خشونت در این کتاب صرفا به آنچه در جنگ‌های مشهور رخ داده، تقلیل یافته است. 

درست است. من در مقدمه کتاب جمله‌ای نوشته‌ام از روی خشم که البته مربوط به فضایی است که در آن من این گزارش‌ها را می‌خواندم و ترجمه می‌کردم. دندان روی دندان می‌فشردم. باید اعتراف کنم مدتی بالای زانویم، درد می‌گرفت و حتی می‌دیدم کبود شده‌است ولی نمی‌دانستم چرا. فکر می‌کردم به جایی خورده‌است. بعد که دقت کردم دیدم وقتی می‌نشینم پشت میز کارم بی‌اختیار هنگام ترجمه پایم را به زیر میز فشار می‌دهم. در این کتاب خشونت زیاد است. چند اعدام شناخته‌شده از جمله اعدام سران نازی‌ها پس از آن محاکمه معروف و ماجرای «ریش آبی» چارلز دیکنز. خیلی تکان‌دهنده است. یکی هم اعدام‌ یک بنده خدای دیگری... 

با گیوتین...

بله، گزارش بسیار قشنگی است. به این دلیل که کاملا دقیق شرح داده که مجری گیوتین چه جور آدمی است، توضیح می‌دهد که «موسیو دیبلر» که مجری اعدام‌ است، آدمی است مثل همه آدم‌ها. او ۳۰۰ اعدام را با گیوتین را اجرا کرده‌است. بازنشسته است و حقوق می‌گیرد. البته باید یک توضیحی بدهم. همه گزارش‌ها از کتاب «جان کری» نیست. سه گزارش اول گزینش خودم است. دو گزارش مربوط به ترور ناصرالدین شاه و دیگری مربوط به دار زدن حسنک وزیر است که قطعه بسیار قشنگی است از ابوالفضل بیهقی. چند گزارش هم از کتاب قربانی «کورتزیو مالاپارته» است. این کتاب نمونه‌ای از گزارش‌های زیبا و در عین حال تکان‌دهنده از جنگ جهانی دوم‌‌ است که به نظر من هر گزارشگر باید دست کم یک بار آن را بخواند. دو گزارش هم از کتاب «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» فالاچی آورده‌ام. در یکی از این گزارش‌ها، فالاچی که در تمام طول و عرض گزارش‌هایش از «ویت‌کنگ‌ها» دفاع و از آمریکایی‌ها انتقاد کرده، کنار دست یک خلبان جنگنده می‌نشیند و با شهامت تمام اقرار می‌کند که وقتی خلبان بمب می‌ریخت من آرزو می‌کردم که این پسر بتواند همه «ویت‌کنگ‌ها» را بکشد که خدای نکرده یک تیرشان به بدنه هواپیما نخورد و ما سقوط نکنیم. می‌گوید آدم وقتی در چنین موقعیت خاصی قرار می‌گیرد تبدیل به چه درنده‌ای می‌شود. کری، در این مجموعه گزارش‌های خوبی از آدم‌های عجیب و غریب مانند «مارک تواین»، «همینگوی»، «میلر»، «جرج اورول» و ... گرد آورده و من در ترجمه آنها سعی کردم نگاهی مستقل به زبان هر گزارشگر داشته باشم. نمی‌دانم چقدر موفق بوده‌ام، می‌خواستم هر گزارش را با همان حال و هوای خودش ترجمه کنم. البته این کار بسیار دشواری است. طرز نگارش «والت دیسمن» کجا و نگارش لاتی و خیابانی «مارک تواین» کجا و نگارش سراپا حرکت و پویایی «جک لندن» کجا.

انتخاب گزارش‌های فارسی بر اساس کدام معیارها صورت گرفت؟ 

بر اساس تجربه‌های خودم. من اصلا خیال نداشتم در متن دست ببرم. وقتی کار را تحویل دادم پیش خودم فکر کردم نمونه‌های خوبی هم، چه ایرانی و چه غیر ایرانی دارم که گزارش‌های خوبی‌اند، چرا آنها را اضافه نکنم؟ اما پس از افزودن آنها هم توالی زمانی رویدادها را حفظ کردم. 

این توالی زمانی درکتاب اصلی نبود؟ 

چرا، بود. اتفاقا در آن کتاب هم گزارش‌ها بر اساس زمان جلو آمده ‌است.

کتاب اصلی چند گزارش دارد؟ 

در حدود ۳۰۰ گزارش، که برخی از آنها خیلی قدیمی بودند. گزارش رویدادهایی که شاید در فرهنگ اروپایی و آمریکایی معروف باشند اما در فرهنگ ما ناشناس‌اند. ممکن است روزی به دلیل دیگری آن ها را هم ترجمه کنم. کار نکردن بقیه گزارش‌ها، دلیل خاصی مانند سانسور نداشت. تنها یک گزارش از اردوگاه‌های مرگ بود، که ناشر کتاب به من گفت با توجه به فضایی که هست به شما توصیه می‌کنیم این را بردارید. در میان این گزارش‌ها چندتای آنها روی خودم خیلی تاثیر داشت. یکی اعدام «ماتاهیر» بود. دختر هنرمند جوان و بسیار زیبا که بعدا عکسش را هم دیدم و یکی هم قطعه «لوکزامبورگ در زندان». خیلی زیبا است. خیلی فشرده و جذاب فضای میان ظلم و امید را تشریح کرده ‌است. آدم باید خیلی دید روشنی داشته باشد که در زندان به دشت پر گل فکر کند. 

هدف اصلی از ترجمه این کتاب چيست؟ فراهم کردن زمینه شناخت سبک‌‌ها و روش‌های گزارش‌‌نویسی یا آن طور که در پیش‌گفتار کتاب آمده، کوششی «انسان‌مدارانه» از جانب شما؟ مخاطب هدف این کتاب قرار است از چه طیف‌هایی باشد؟ 

طی سال‌هایی که من گزارش‌نویسی تدریس می‌کردم تا به حال سه جزوه داشته‌ام. یعنی تجدید نظر کرده‌ام و جزوه جدید را داده‌ام. وقتی درباره توصیف، حضور، گره‌فکنی، گره‌گشایی و ... صحبت می‌کنیم، نقصی که همیشه در کلاس‌ها به چشم می‌خورد فقدان نمونه‌‌های عینی برای این مفاهیم است. این مجموعه قرار است بیشتر در خدمت کسانی قرار بگیرد که کارشان گزارشگری است، یا اینکه دانشجوی این رشته‌اند و در جستجوی نمونه‌های خوب گزارش هستند. ضمن اینکه به نظر من هر گزارش به خودی خود یک قصه است، منتها با این تفاوت که قصه بیشتر ذهنی و زاییده فکر است ولی در گزارش شما عینیت‌ها را دارید. به همین خاطر این مجموعه می‌تواند برای مخاطبانی غیر از روزنامه‌نگاران و دانشجویان ارتباطات و روزنامه‌نگاری هم جذاب باشد. اینها گزارش تجربه‌هایی است که آدم در جوامع مختلف باید از سر بگذراند و می‌‌گذراند. آن جمله‌ای که در مقدمه آورده‌ام که «به امید روزی که انسان، آدم شود» خیلی امید بزرگی است. 

دوباره برمی‌گردم سر سوالی که پیشتر هم پرسیديم. فکر می‌کنم اسم این کتاب فربه‌تر از خود گزارش‌ها است. یعنی وقتی کتاب را خواندم فکر می‌کردم اسم کتاب باید باشد تجربه‌های ماندگار در گزارش‌نویسی جنگ... 

قبول دارم از جنگ زیاد دارد و وجه غالب کتاب خشونت است، اما همه گزارش‌هایش از جنگ نیست. این مشکل روزنامه‌نگار نیست، مخاطبان ما مشتری خبرهای مثبت نیستند و به همین خاطر ما باید به دنبال نکات منفی بگردیم. این گزارش‌ها تلخ‌اند، چون مطبوعاتی‌اند و تنها به جنبه‌های مثبت زندگی نمی‌پردازند. این طور هم نبوده که موارد مرتبط با خشونت را جدا و انتخاب کرده باشم. من فقط گزارش‌هایی را که موضوعاتش برای مردم ما آشناتر هستند را انتخاب کردم. عناصر گزارش‌هایی که مربوط به سال ۱۸۵۰ و پیش از آن بودند در فرهنگ ما چندان شناخته‌شده نیستند، اما «آبراهام لینکلن» را حداقل اهل کتاب ما می‌شناسند یا زلزله «سانفرانسیسکو» را در فیلم‌ها دیده‌اند.  با این حال گزارشی در این مجموعه هست به اسم «پرندگان آواره جبهه غرب» که خیلی زیبا است. حتی انسانی هم نیست، حیوانی است. محیط زیستی است. 

گذشته از این، به نظرم در پی‌نوشت‌های شما یک مقدار قضاوت و جانبداری بخصوص ضدآمریکایی دیده می‌شود که شاید خیلی هم ضروری نباشد، گزارش‌ها به اندازه کافی گویا هستند. 

بله، قبول دارم. بدون تعارف از آمریکایی‌ها دل پری دارم. رویه آمریکایی‌ها را حتی با توجه به همین آثاری که در این کتاب است خیلی برای آزادی و زندگی بشر مضر می‌دانم. زاویه دید خاصی نسبت به آنها دارم. 

من مشکلی با زاویه دید شما ندارم، فقط فکر می‌کنم خود گزارش‌ها و نحوه چینش آنها، مثلا گزارش تکان‌دهنده بمباران «درسدن»، همین دید را به خواننده می‌دهند و توضیحات شما در بعضی از موارد ضروری به نظر نمی‌رسد. 

شاید، اما همان طور که می‌گویید آن گزارش «درسدن»، واقعا تکان‌دهنده است. آخر چرا باید با نوع بشر، آن هم نوع اروپایی‌اش اینطور رفتار می‌کردند؟ آنها که دیگر ویتنامی نبودند. به هر حال علت زاویه‌دار بودن پی‌نوشت‌‌ها همان احساسی است که نسبت به آمریکا دارم. 

در پیش‌گفتار کتاب اشاره کرده‌اید که به دلایلی که برای اهل نظر روشن است از انتخاب نمونه‌های معاصر ایرانی اجتناب کردید. این دلایل چه بوده است؟ 

من از آوردن نمونه‌های ایرانی در جزوه‌های درسی‌ام تجربه‌های تلخی داشته‌ام. مثلا یک نمونه می‌آوردم که فلانی چقدر گزارشش را خوب شروع کرده، ولی در آوردن اسم‌ها کمی بی‌توجهی کرده‌است و ... . بعد نویسنده گزارش با من قهر می‌کرد. دیدم اصلا تحمل وجود ندارد. یک اشکال دیگر این است که فلان گزارشگر الان دارد کار می‌کند و هیچ مشکلی هم وجود ندارد اما سه ماه دیگر مشکل‌دار می‌شود. مثلا در سال ۱۳۳۱ شخصی به نام یوسف مازندی یک گزارش عالی از زندگی پنهان نواب صفوی گرفته‌است. او توانست اعتماد آنها را جلب کند و برای تهیه گزارش به خانه نواب صفوی برود. منتها مازندی بعدا به سمت «کرمیت روزولت» رفت و همکار ۲۸ مردادی شد و من دیگر نمی‌توانم گزارشش را کار کنم. من در نسل امروز روزنامه‌نگاران، خیلی‌ها را می‌شناسم که خوب می‌نویسند، وجدان گزارشگری و نگاه انسانی بسیار خوبی دارند، درگیری‌شان با موضوع خیلی خوب است و شهامت ابراز دارند، منتها ترجیح می‌دهم به همین عللی که گفتم سراغ نمونه کارهایشان نروم. 

همان جا گفته‌اید که در جهان غرب، گزارشگران تبدیل به چهره‌های معتبر و آشنایی برای مخاطبان می‌شوند، به طوری که مخاطبان ترجیح می‌دهند رویدادهای مهم را از صافی ذهن آنها ببینند، بشنوند یا بخوانند. چرا چنین چیزی در جامعه‌ای مثل جامعه ما نهادینه نمی‌شود و این حد از اعتماد وجود ندارد؟ 

به این علت که ساختارهای اجتماعی- سیاسی در آن کشورها استحکام دارد. در آن کشورها با عوض شدن نخست‌وزیر، همه بنیان‌ها عوض نمی‌شود. ما این طور نیستیم. متاسفانه ما وارث سیستمی هستیم که در آن هر کس بیاید و مدیر شود، اولین کاری که می‌کند این است که هر نشانه‌ای از مدیر قبلی است دور می‌ریزد. با کینه وارد می‌شود و نگاه هم نمی‌کند. وقتی دید و شیوه عمل این است آدم‌ها هیچ وقت سر جای خودشان نمی‌توانند بمانند. شما، ‌شبکه «سی ان ان» را نگاه کنید، آقای «کینگ» دیگر چانه‌اش می‌لرزد، چشمش هیچ‌جا را نمی‌بیند، اما برنامه‌اش به جای خود باقی است. چند سال است که برنامه ۶۰ دقیقه از شبکه «سی بی اس» پخش می‌شود؟ اما در ایران چطور؟ به قول احمدرضا دالوند (طراح مطبوعاتی)، ما در ایران روزنامه‌نگار پیر نداریم. روزنامه‌نگاری به نام «رابرت فیسک»، از ۴۵ سالگی به بعد، تازه روزنامه‌نگار می‌شود. ما متاسفانه این طور نیستیم. مثلا الان یک گروه روزنامه‌نگاری که پیشینیه اصلاح‌طلبی داشتند هیچ‌جا جای کار ندارند. مگر اینکه مراتب ارادت خودشان را ابراز کنند. این شیوه باعث می‌شود در تلویزیون، مطبوعات و جامعه روزنامه‌نگاری ما، کسی نتواند کارش را استمرار دهد. اصلا در کشور ما طبقه‌ای بیچاره‌تر و دست‌بسته‌تر از روزنامه‌نگار وجود ندارد. 

اینکه گفته‌اید تخیل و ذهنیت پدیدآورندگان گزارش‌های این کتاب نقشی در نگارش گزارش‌شان ندارد، آیا از لحاظ تکنیکی برتری محسوب می‌شود؟

در رمان «صد سال تنهایی»، صحنه‌ای هست که دختری همان طور که دارد ملافه‌ها را روی بند رخت پهن می‌کند، با یکی از ملافه‌ها به آسمان می‌رود، چقدر این صحنه زیباست. منتها این در قصه گابریل گارسیا مارکز زیبا است، نه در گزارش مطبوعاتی. ما درگزارش مطبوعاتی وابسته به عینیت‌ها ‌هستیم، همان قدر که در قصه‌نویسی وابسته به ذهنیت‌ها هستیم. ما در روزنامه‌نگاری در زمان، مکان، چرایی و چگونگی نمی‌توانیم دست ببریم. اینکه می‌گویم حضور گزارشگر در صحنه لازم است به همین اعتبار است. 

تخیل در کدام قالب روزنامه‌نگاری می‌تواند بگنجد؟ 

تخیل با زیبانویسی یکی نیست. من جایی را در کل روزنامه‌نگاری نمی‌شناسم که بشود تخیل را واردش کرد، مگر در پاورقی. در روزنامه‌نگاری مجبورید از عینیت‌ها پیروی کنید. سختی‌اش هم در همین است. حسن‌اش هم در همین است.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/01/14

معرفی کتاب آموزش مقاله‌نويسي

نشر آفاق كتاب "آموزش مقاله‌نويسي" نوشته اصغر صادقي را چاپ و منتشر كرده است.
نويسنده در مقدمه كتاب آورده است: چه بسيارند كساني كه در عرصه سخن موفق و در پهنه نوشتن ناكام‌اند به طوري كه گاهي حتي از نوشتن همان‌چه بيان مي‌كنند نيز خود را ناتوان مي‌يابند. بسا كه اين نامرادي به حساب كم‌بودهاي ذاتي و نبود استعدادهاي دروني گذاشته شود و بدين‌ترتيب به سرعت از كنار آن عبور شود؛ حال آن كه علم و تجربه نشان داده كه مطلق‌انديشي در اين مقوله چندان مبناي درستي ندارد و بسياري از آن‌چه در اين باب ذاتي انگاشته شده به واقع اكتسابي است و هرگز نبايد نقش آموزش صحيح و فراگيري دقيق را در اين زمينه ناديده گرفت.
گروهي ديگر توان خلاصه‌نويسي مطلوب و تدوين مقالات كوتاه را ندارند و نمي‌توانند در قالب محدوده‌هاي لازم در نگارش اين نوع از نوشتارها به صورتي موفق ظاهر شوند.
كتاب حاضر بر آن است كه اين هر دو گروه را ياري رساند و همراه با آموزشي گام‌‌به‌گام به گروه اول بقبولاند كه مطلب به آن ميزان هم كه اينان تصور كرده‌اند ذاتي نبوده و در بسياري زمينه‌ها اكتسابي است و گروه دوم را يار راه شود تا توانمندي‌هاي لازم در درج مقالات كوتاه را بيابند.
اين كتاب از دو فصل زير تشكيل شده است:
فصل اول: آيين نگارش مقاله
موضوع: آموزش مقاله‌نويسي / تعريف مقاله / اركان مقاله / ويژگي‌هاي مقاله‌نويس / انواع مقاله / مطالعه و تحقيق / ضرورت‌ها / ويژگي‌ها / زبان و لحن / قالب مقاله / نثر مقاله / بازبيني و خطاگيري / نظرسنجي
فصل دوم: مقاله دايره‌المعارف
تدوين مقاله دايره‌المعارفي / عنوان، نگارش و ويرايش / كليات / اجزاي مقاله / نگارش و ويرايش / زبان و سبك / شيوه خط و املا / نشانه‌ها / چند نكته / تمرينات
نویسنده: اصغر صادقي / ناشر: نشر آفاق ـ 22847035 / نوبت و سال انتشار: اول 1385 / تعداد صفحات: 116 / قیمت: 11000 ریال
نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/01/11

انتشار شماره جديد پژوهش و سنجش

شماره پنجاه فصل‌نامه پژوهش و سنجش منتشر شد.
اين شماره جلد دوم ويژه‌نامه «
رسانه و سلامت» است که متشکل از هفت مقاله با مطالب مختلفي است که از سوي پزشکان و صاحب‌نظران حوزه رسانه و ارتباطات به رشته تحرير درآمده است.
نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/01/11

تازه‌ترين شماره فصل‌نامه رسانه

دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها هفتاد و يكمين شماره فصل‌نامه علمي ـ ترويجي وسايل ارتباط جمعي را منتشر كرد.
شماره تازه رسانه (پاييز 1386) به موضوع «
مديريت رسانه‌ها» اختصاص دارد و نويسندگان اين شماره نگاه و برداشت خود را درباره مفهوم مديريت رسانه از رويكردهاي متفاوت ارايه داده‌اند.
دكتر كاظم معتمدنژاد، دكتر علي گرانمايه‌پور، دكتر علي‌رضا حسيني‌پاكدهي، دكتر حسن خجسته، دكتر علي‌اصغر كيا و اكبر نصراللهي از جمله كساني هستند كه در اين شماره مقاله ارائه كرده‌اند.
نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

شنبه 1387/01/10

گفت‌وگوي علي‌رضا كتابدار با دكتر كاظم معتمدنژاد در مورد آينده روزنامه‌نگاري در ايران

در آستانه بهار همراه با دكتر يونس شكرخواه، دكتر علي‌‌اصغر محكي و دكتر احمد ميرعابديني به ديدار استادي رفتيم كه بيش از 45 بهار از 74 بهار عمر خود را در دانشگاه‌هاي ايران و فرانسه به تعليم دانشجويان مشغول بوده است.

دانشجوياني كه اكنون بيشترشان استادان ارتباطات و روزنامه‌نگاري كشور محسوب مي‌شوند.

با وجود اين، تمام شاگردانش از سال‌هاي دور تا امروز، او را براي خود «هميشه استاد» مي‌دانند و براي پدر علم ارتباطات ايران احترامي بي‌نظير قائل هستند. دكتر كاظم معتمدنژاد با تواضع از بيشتر شاگردان خود به‌عنوان «هم‌كلاسي» هايش ياد مي‌كند.

او هنوز در كلاس‌هاي درس به كنفرانس‌هايي كه از سوي دانشجويان ارائه مي‌شود، با دقت گوش مي‌دهد و با وجود اينكه همه مي‌دانند كه بهتر از هر فردي با شخصيت‌ها و جزئيات مسائل آشناست، مطالب ارائه شده از سوي دانشجويان را به‌طور دقيق يادداشت مي‌كند.

دكتر كاظم معتمدنژاد با وجود اذعان به ضعف‌هاي فراواني كه روزنامه‌نگاري در ايران از جمله وجود نظام اخذ مجوز، فقدان استقلال حرفه‌اي و ضعف آموزش‌هاي آكادميك دارد، همچنان نسبت به آينده خوشبين است.

او  بر اين باور است كه روزنامه‌نگاري روز به روز پيچيده‌تر مي‌شود و بيشتر جنبة تخصصي پيدا مي‌كند و كساني كه تحصيلاتي در اين زمينه نداشته باشند، به آساني نمي‌توانند با ديگران رقابت كنند؛ مگر اينكه ذوق و سليقه و استعداد زيادي در اين زمينه داشته باشند.

از اين‌روست كه شايد بدترين خاطره‌اي كه پدر علم ارتباطات بارها از آن به‌عنوان عامل اصلي عقب‌ماندگي روزنامه‌نگاري در ايران ياد كرده، انحلال دانشكده علوم ارتباطات در اوايل انقلاب است.

او معتقد است كه اگر ما بعد از انقلاب فرهنگي همچنان يك دانشكدة مخصوص روزنامه‌نگاري داشتيم، حالا خيلي از مشكلات فعلي گريبانگير جامعه ما نبود. او بارها تاكيد كرده است كه شغل روزنامه‌نگاري يك آموزش مادام‌العمر مي‌خواهد و اين‌طور نيست كه آموزش‌ها محدود به دوره‌اي خاص شود.

به اعتقاد دكتر معتمدنژاد، به همين خاطر است كه كشورهاي پيشرفته از طريق دانشكده‌ها و انجمن‌هاي صنفي‌شان امكانات بازآموزي روزنامه‌نگاري را به‌طور مستمر براي روزنامه‌نگاران فراهم مي‌كنند.

همت بالا، دقت فوق‌العاده، اراده قوي و خستگي‌ناپذير از مهم‌ترين ويژگي‌هايي است كه «هميشه استاد» را از ديگر استادان روزنامه‌نگاري متمايز مي‌كند. شايد به‌دليل همين ويژگي‌ها باشد كه او از روزنامه‌نگاران مي‌خواهد براي رسيدن به آينده‌اي روشن، صبور و بردبار باشند و همت بيشتري به خرج بدهند. در گفت‌وگويي كه در پي مي‌آيد، نظرات «هميشه استاد» را در مورد آينده روزنامه‌نگاري در ايران و ضرورت چاپ‌هاي متعدد روزنامه‌ها جويا شديم.

  • چه ضرورتي براي انتشار نسخه‌هاي دوم و سوم روزنامه وجود دارد؟

ضرورت چاپ‌هاي متعدد ويژه كشورهاي پيشرفته نيست بلكه ضرورت آن در تمام كشورها مشاهده مي‌شود. در كشورهاي در حال توسعه از آنجايي كه مطبوعات در وضعيت ضعيف‌تري نسبت به كشورهاي پيشرفته قرار دارند، بايد توجه بيشتري به اهميت نسخه‌هاي متعدد در طول روز داشت و خوانندگان را بايد به چاپ‌هاي متعدد و البته متنوع عادت داد تا نيازهاي خبري آنها بدين‌وسيله برآورده شود.

اگر چه ساير وسايل ارتباط جمعي همچون راديو و تلويزيون به‌صورت مستمر به اطلاع‌رساني مشغول هستند و به‌عنوان مثال، راديو پيام هر 15 دقيقه خبر مي‌گويد و تلويزيون نيز در قالب شبكه‌هاي خبري مختلف به‌ويژه شبكه خبر آخرين اخبار و رويدادها را به مردم اطلاع مي‌دهد  ولي هيچ‌يك از اين وسايل نمي‌توانند جاي مطبوعات را بگيرند؛ زيرا بيشتر اين رسانه‌ها تنها اخبار را اعلام مي‌كنند ولي مطبوعات اين امكان را دارند كه با پيگيري موضوع، با ديدي عميق‌تر و تحليلي‌تر به مسائل مختلف نگاه كنند و اطلاعات جامع‌تر و دقيق‌تري در اختيار مخاطبان خود قرار دهند.

با امكاناتي كه از طريق اينترنت فراهم شده است، روزنامه‌‌نگاري الكترونيك نيز مانند روزنامه‌نگاري راديو - تلويزيوني امكان سريع انعكاس مطالب را دارد ولي حتي اينترنت نيز نمي‌تواند جايگزين مطبوعات شود. آنها نيز بعضي از محدوديت‌هاي مطبوعات را دارند و من فكر مي‌كنم مطبوعات در آينده همچنان نقش خود را حفظ خواهند كرد.

 با نگاهي به وسايل ارتباط جمعي موجود به اين نتيجه مي‌رسيم كه تمام اين وسايل، مكمل يكديگر هستند و بيشتر روزنامه‌هاي مهم دنيا از اينترنت در قالب‌هاي گوناگون نهايت استفاده را مي‌برند.

من فكر مي‌كنم چون اينترنت نياز به اخبار بيشتر و سريع‌تر را در مخاطبان تقويت كرده است، مطبوعات نيز براي رقابت با اين رقيب قدرتمند، بايد تلاش بيشتري داشته باشند و با مطالب قوي‌تر، متنوع‌تر و به‌روزتر فعاليت خود را ادامه بدهند.

پيشگامي روزنامه همشهري در ايران در انتشار چاپ سوم موفقيت و افتخار بزرگي براي اين روزنامه محسوب مي‌شود. روزنامه همشهري با اين اقدام به يك نياز بالقوه در جامعه پاسخ داده و آن را بالفعل كرده است و به يقين در آينده توجه مردم به اين روزنامه بيشتر خواهد شد و ساير روزنامه‌ها نيز به اين مهم توجه بيشتري خواهند كرد.

اين اقدام همشهري را روزنامه‌هاي مهم دنيا از چندين دهه پيش آغاز كرده‌اند. به‌عنوان نمونه روزنامه فرانسوي لوموند داراي دو چاپ است. چاپ اول را بين ساعت 11 تا 11:30 و چاپ دوم را بين ساعت 15 تا 15:30 توزيع مي‌كند.

 چاپ صبح لوموند بيشتر ويژه مسئولان و كارمندان است و چاپ عصر را بيشتر روشنفكران و دانشجويان مطالعه مي‌كنند. اين تجربه در فرانسه و بسياري از كشورهاي پيشرفته با موفقيت دنبال شده است و خوشحالم كه روزنامه همشهري اين تجربه جديد را آغاز كرده است و اميدوارم كه ورود اين روزنامه به اين عرصه، باعث پيشرفت هر چه بيشتر روزنامه‌نگاري در ايران شود.

  • به‌نظر جنابعالي بايد روزنامه چاپ عصر چه رويكردي را نسبت به روزنامه‌هاي چاپ صبح داشته باشد؟

روزنامه‌هاي عصر را در كشورهاي غربي بيشتر نخبگان مطالعه مي‌كنند و روزنامه‌هاي صبح را بيشتر كارمندان و كارگران هنگام رفتن به محل كار و در طول روز مي‌خوانند. روزنامه عصر بيشتر به نيازهاي افراد نخبه‌تر كه خواستار تحليل اخبار هستند، توجه مي‌كند و به يقين از آنجايي كه مخاطبان روزنامه صبح با عصر متفاوت است، بايد اين دو نوع روزنامه رويكردهاي متفاوتي داشته باشند.

علاوه بر اين، بعضي از روزنامه‌ها داراي چاپ‌هاي ديگري نيز هستند تا به ساير نيازهاي خوانندگان نيز پاسخ دهند. به‌عنوان نمونه روزنامه لوموند سال‌ها اخبار بورس را در قالب چاپ خاصي منتشر مي‌كرد و يا بعضي از روزنامه‌ها در فرانسه حتي براي مسابقات اسب‌دواني هم چاپ جداگانه‌اي داشتند. فارغ از اين نوع چاپ‌ها، انتشار روزنامه در دو چاپ متفاوت، موضوعي كاملا متداول و رايج در بيشتر روزنامه‌هاي غربي است.

  •  آيا روزنامه‌ها با انتشار چاپ‌هاي دوم و سوم قدرت رقابت با راديو و تلويزيون را دارند؟

 من فكر مي‌كنم در حال حاضر اين راديو و تلويزيون هستند كه بايد با مطبوعات رقابت كنند و مطبوعات جايگاه قديمي خود را همچنان حفظ كردند و اين موضوع را به وضوح در بسياري از كشورها از جمله فرانسه مي‌توان مشاهده كرد.

  •  آيا در جامعه‌اي مانند ايران نيز مي‌توان گفت كه مطبوعات از وضعيت بهتري نسبت به راديو و تلويزيون برخوردار هستند؟

متأسفانه در كشور ما به‌دليل اينكه در آغاز فعاليت مطبوعات در دوران قاجار بيشتر مردم بي‌سواد و كم‌سواد بوده‌اند، مطبوعات از خوانندگان فراوان و ثابتي برخوردار نبوده‌اند. علاوه بر اين، محدوديت‌هاي اعمال شده بر مطبوعات از جمله سانسور مطالب باعث شده كه توجه به اين ركن مهم دمكراسي در جامعه ما كم باشد.

ضمن اينكه روابط عادي ميان روزنامه‌نگاران و مسئولان در كشور ما در طول ساليان گذشته وجود نداشته و ندارد، لذا ما شاهد وضعيت عادي در مطبوعات كشورمان نبوده و نيستيم و با شرايط دشوارتري مواجه هستيم و بايد تلاش كنيم تا بيش از پيش از امكانات بالقوه خود استفاده كنيم تا باعث افزايش شمارگان روزنامه‌ها و جلب توجه بيشتر مردم به آنها شويم.

روزنامه‌نگاری ما باید جوابگوی نیازهای کشور باشد و بتواند خوانندگان خود را راضی کند. اگر می‌خواهیم به سوی جامعه معرفتی پیش برویم، باید روزنامه‌نگاری را تقویت کنیم، باید هویت خود را به دنیا معرفی کنیم و پیش از آنکه دیگران ما را نقد کنند، ما خودمان از خودمان انتقاد کنیم و خلاصه آنکه باید تلاش کنیم تا فضای مطلوب روزنامه‌نگاری در كشور تامین شود.

  •  استاد، با توجه به مطالبي كه فرموديد وضعيت كنوني مطبوعات را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ فاصله كشور ما در حال حاضر با آرزوي جنابعالي كه برداشتن «اجازه انتشار» براي مطبوعات است، چقدر است؟

 من فكر مي‌كنم در چند سال گذشته در عمل گام‌هاي مؤثري براي تحقق اين مهم برداشته شده است. حدود 300 سال پيش در كشوري چون انگلستان اجازه انتشار برداشته شده است و هم اكنون در بيشتر كشورهاي دنيا مطبوعات با «ثبت‌نام» و يا «اعلام‌نامه» منتشر مي‌شوند و نيازي به گرفتن مجوز از دولت ندارند.

 در كشور ما نيز چه در دوره رياست‌جمهوري آقاي خاتمي و چه در دوره فعلي، بارها عنوان شده است كه سعي در رسيدن و تحقق اين آرزو وجود دارد. در حال حاضر تعداد 120 روزنامه در كشور وجود دارد و اين آمار نشان‌دهنده رشد مناسب مطبوعات در ايران است.

  •  آيا اين رشد كمي همراه با رشد كيفي بوده است؟

 البته بسياري از روزنامه‌ها شبيه هم هستند. اين روزنامه‌ها تنوع خوبي دارند. تعداد زيادي از آنها ورزشي هستند و تعدادي نيز به ساير شاخه‌هاي تخصصي همچون ادب و هنر مربوط مي‌شوند. در مورد روزنامه‌هايي كه به‌صورت عمومي منتشر مي‌شوند، تجربيات چند سال اخير نشان مي‌دهد كه با وجود عدم‌اطميناني كه در حرفه روزنامه‌نگاري از نظر امنيت شغلي وجود دارد، فرهنگ روزنامه‌نگاري در كشور ما قوي‌تر از گذشته شده است و كيفيت مطبوعات نسبت به قبل از انقلاب و سال‌هاي جنگ بهتر شده است.

  •  آقاي دكتر، اگر ما نهايت كيفيت مطبوعات را عدد 100 در نظر بگيريم، جنابعالي به كيفيت مطبوعات ايران چه نمره‌اي مي‌دهيد؟

 بعضي از روزنامه‌هاي ايران را مي‌توان با روزنامه‌هاي بين‌المللي مقايسه كرد و بعضي از مطالب آنها از حد كيفي قابل‌توجهي برخوردار هستند.

  •  اگر بخواهيد نمره ميانگيني به كيفيت مطبوعات بدهيد، آن عدد از نظر جنابعالي در چه دامنه‌اي است؟

 من متأسفانه اهل عدد نيستم و نمي‌توانم عدد خاصي را عنوان كنم ولي به‌طور كلي به آينده مطبوعات در ايران خوشبين هستم. روزنامه‌هاي ايران در طول سال‌هاي گذشته فراز و نشيب‌هاي زيادي را پشت سر گذاشته‌اند ولي برآيند فعاليت آنها مثبت و رو به جلو بوده است. به‌عنوان نمونه، خود روزنامه همشهري از جمله روزنامه‌هايي بود كه خوب شروع شد و اكنون مدتي است كه دوباره به شرايط ايده‌آل نزديك مي‌شود.

  • با توجه به اتفاقاتي كه در چند سال گذشته براي آموزش دانشگاهي روزنامه‌نگاري در ايران و به‌طور خاص سرنوشت دانشكده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي كه پيشگام آموزش روزنامه‌نگاري در ايران بوده، افتاده است، به‌نظر جنابعالي آينده نيروي انساني فعال در مطبوعات ما چگونه خواهد بود؟ آيا همچنان شاهد حضور چشمگير نيروهاي تجربي در مطبوعات ايران خواهيم بود و يا نقش آموزش دانشگاهي در اين حرفه پررنگ‌تر مي‌شود؟

 ما بايستي در 30 سال گذشته يك دانشكده روزنامه‌نگاري مجهز با تمام امكانات اعم از لابراتوارها، كارگاه‌هاي روزنامه‌نگاري، امكانات عكاسي و فيلمبرداري و... مي‌داشتيم و بايد از تجربيات روزنامه‌هاي تجربي نهايت استفاده را مي‌كرديم. ما قبل از انقلاب در دانشكده ارتباطات هفته‌نامه‌اي به نام «پيام ارتباطات» و ماهنامه‌هاي متنوعي نيز داشتيم كه در آن از خود دانشجويان استفاده مي‌شد و علاوه بر اين، بسياري از دانشجويان و دانش‌آموختگان دانشكده در تحريريه‌هاي مختلف روزنامه‌ها نيز فعاليت مي‌كردند. با اينكه از سال 1368 ما دوباره دوره ليسانس روزنامه‌نگاري و روابط عمومي را در دانشگاه علامه طباطبايي احيا كرديم، چون بودجه و فضاي كافي را در اختيار نداشتيم، نتوانستيم امكانات خود را به‌روز كنيم و همپا با تحولات روز پيش برويم و حتي امكاناتي چون لابراتوارها و امكان سفر براي تهيه گزارش را هم از دست داديم.

 اگر ما امكانات مناسب مي‌داشتيم، اكنون وضعيت روزنامه‌نگاري ايران بسيار بهتر از وضعيت فعلي بود و ما شاهد توسعه و پيشرفت روزنامه‌نگاري حرفه‌اي در ايران بوديم. درصورت توسعه آموزش دانشگاهي روزنامه‌نگاري بسياري از آسيب‌هايي كه در ساليان گذشته به مطبوعات وارد شد، شايد به وجود نمي‌آمد، چون دانش‌آموختگان روزنامه‌نگاري با تمام ظرايف اين حرفه آشنا مي‌شدند و با رعايت مسائل مهم از درگير شدن در بسياري از گرفتاري‌ها دوري مي‌كردند.

  • با توجه به اينكه منابع انساني مهم‌ترين عامل براي بقا و پيشرفت يك مجموعه به‌ويژه در دانشگاه‌ها هستند و با عنايت به اينكه استاداني همچون جنابعالي و دكتر بديعي نيز بازنشسته شده‌ايد و از سويي، نيروهاي جديدي نيز به‌عنوان هيات علمي وارد دانشگاه نشده‌اند و در طول ساليان گذشته نيز بعضي از اعضاي هيات علمي گروه ارتباطات حذف شده و بعضي افراد نيز با وجود شايستگي‌هايي كه خود جنابعالي نيز بارها بر آن صحه گذاشته‌ايد، جذب ساير دانشگاه‌ها شده‌اند، آينده علم روزنامه‌نگاري و ارتباطات به‌ويژه در دانشگاه علامه طباطبايي را چگونه مي‌بينيد؟

به‌نظر من وضعيت آموزش روزنامه‌نگاري در ايران روند صعودي دارد و همچنان نيز اين روند ادامه خواهد يافت. در حال حاضر ما حدود 30 تا 40 نفر دانشجوي مقاطع تحصيلات تكميلي داريم كه مي‌توانند در دانشگاه‌ها جذب شوند و ساير همكاران دانشگاهي نيز جاي من و افرادي چون دكتر بديعي را مي‌گيرند و خيلي بهتر از ما هم عمل خواهند كرد.

من معتقدم كه دانشگاه علامه طباطبايي پيشگامي خود در رشته روزنامه‌نگاري را همچنان ادامه خواهد داد و رئيس دانشگاه قول داده است كه نيروي انساني لازم را براي سه گروه جذب خواهد كرد و مكان مناسب و مجزايي نيز براي دانشكده در نظر مي‌گيرد.

در سمينار و برنامه‌هاي بين‌المللي كه در طول ساليان گذشته در ايران برگزار شد، افراد زيادي از جمله پروفسور آرمان ماتلار، انديشمند انتقادي فرانسوي، بارها عنوان كرد كه در تركيه و مصر پتانسيلي همچون پتانسيل كشور شما را مشاهده نكرده‌ام و اين اظهارنظرها، گوياي پيشرفت و حركت رو به جلوي مطبوعات در ايران است.

  • راه‌اندازي رشته حقوق ارتباطات در مقطع كارشناسي‌ارشد تا چه حد مي‌تواند خلأ مباحث حقوقي در مطبوعات ما را كاهش دهد؟

 من بسيار اميدوار هستم، لذا در چند سال گذشته همراه با دخترم ـ دكتر‌رؤيا معتمدنژاد، استاديار دانشكده حقوق دانشگاه علامه طباطبايي ـ تلاش مستمري داشته‌ايم تا اين رشته به وجود‌آيد و مجموعه كتاب‌هاي حقوق مطبوعات را به‌عنوان متن درسي عرضه كنيم.

ما تاكنون 3 كتاب را منتشر كرده‌ايم. كتاب «حقوق مطبوعات»، كتاب «حقوق حرفه‌اي روزنامه‌نگاران» و كتاب سوم «حقوق ارتباطات» است. كتاب چهارم نيز كه به‌زودي منتشر مي‌شود، كتاب «حقوق تبليغات بازرگاني» است كه تعداد اين كتاب‌ها تا سال آينده به 6 كتاب خواهد رسيد و اين موضوع همه به‌دليل اهميتي است كه براي اين رشته قائل هستيم.

من اميدوارم كه قضاتي كه مي‌خواهند در عرصه مطبوعات كار كنند، در اين رشته ادامه تحصيل دهند و در آينده‌اي نزديك، قضات و وكلاي ما آمادگي بيشتري نسبت به اين مباحث داشته باشند و در برخورد با رويدادهاي مختلف مطبوعاتي، نگاه‌شان علمي‌تر و كارشناسي‌تر باشد.

  •  آقاي دكتر، بعد از ساليان سال تحصيل و تدريس در دانشگاه‌هاي فرانسه و ايران، اگر امكان بازگشت به گذشته را داشتيد، چه فعاليتي را انجام مي‌داديد كه در طول اين سال‌ها انجام نداده‌ايد؟

سعي مي‌كردم كه وقت بيشتري را به مطالعه اختصاص دهم و كتاب‌هاي خود را زودتر منتشر كنم، زيرا به‌دليل گرفتاري‌هاي زياد ‌درسي و مديريتي كه داشتم، بيشتر كتاب‌هاي من منتشر نشده و من در حال حاضر تقريبا 7 كتاب آماده چاپ دارم.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

جمعه 1387/01/09

مطلب من در سایت انجمن روابط عمومی با عنوان"روابط عمومي و گير افتادن در دام مشكلات"

به گفته دكتر «حميد نطقي» پدر روابط عمومي نوين ايران: «با فرا رسيدن دوران علمي مديريت، ديگر بايد روابط عمومي را نه به عنوان هنر مردم‌داري و يا مقداري تكنيك بلكه به عنوان مجموعه‌اي از هنر و تكنيك و بالاتر از همه، فلسفه‌اي استوار بررسي كرد. كاربرد روابط عمومي در ابعاد مختلف و ظرفيت بالاي اين دانش براي ارايه خدمت و كمك به انسان‌ها در رسيدن به اهداف انساني به عنوان يك رسالت اصلي، به مرور شاخه‌هاي مختلفي از روابط عمومي را مطرح كرده است، به طوري كه «ركس هارلو» از انديشمندان علم روابط عمومي در سال 1987 پس از بررسي 472 تعريف مربوط به روابط عمومي مشخصه‌هايي را براي روابط عمومي عنوان كرد كه در اجلاس كنگره جهاني انجمن بين‌المللي روابط عمومي در مكزيكو تحت عنوان «توافق مكزيكن» به تصويب مي‌رسد. در اين توافق بر ويژگي‌هاي زير براي روابط عمومي تاكيد مي‌شود:

1.     روابط عمومي، كار ارتباطي دو طرفه است.

2.     هدف روابط عمومي، استقرار و حفظ تفاهم دو طرفه است.

3.     فعاليت هاي روابط عمومي با تحقيق شروع مي‌شود و با ارزيابي تمام مي‌شود.

4.     روابط عمومي براي تامين اهداف مورد قبول جامعه تلاش مي‌كند و داراي مسئوليت اجتماعي است.

5.     روابط عمومي يك وظيفه مديريتي است.

بنابراين آن چه از تعاريف و ويژگي‌ها استنباط مي‌شود اين است كه روابط عمومي تلاش آگاهانه و دوسويه‌اي است كه براي تامين اهداف مورد قبول جامعه بين سازمان وگروه‌هاي اجتماعي مرتبط و از طريق گفتمان و رسيدن به فهم مشترك بين طرفين ارتباط صورت مي‌گيرد و مديريت روابط عمومي در واقع مسئوليت آن را بر عهده دارد. ولي با اين اوصاف، يكي از موضوعاتي كه مانند ساير مسائل علوم انساني در كشور ما داراي مشكلات فراوان از ابعاد مختلف سياسي، فرهنگي، اجتماعي و... است، موضوع روابط عمومي هاست.

روابط عمومي‌هايي كه اكثريت آنها از توان لازم براي انجام وظايف مربوطه و برآوردن انتظارات جامعه برخوردار نيستند و اين خود ريشه در مشكلاتي دارد.

«محمود ترابيان»، عضو هيات مديره انجمن روابط عمومي ايران بر اين اعتقاد است كه نحوه مديريت در ايران يكي از دلايل عدم توسعه روابط عمومي در ايران است. به عبارتي سيستم مديريت در ايران عمودي است، يعني اداره امور از بالا به پايين و دستوري است و اين در شرايطي است كه روابط عمومي بعد از گذشت 50 سال هنوز فاقد يك اساسنامه كه نحوه انتخاب و شرايط مديران را مشخص كند است و مديران بر اساس روش معمول و مرسوم رابطه سالاري انتخاب مي‌شوند و اين انتخاب بدون توجه به ميزان تحصيلات، شخصيت ترغيبي و شاخص‌هاي ديگر انجام مي‌شود.

«ليلا نيرومند»، پژوهشگر در رشته روابط عمومي نيز بر اين باور است كه بررسي نقش توسعه در روابط عمومي يكي از موضوعات اساسي در مطالعه روابط عمومي در كشور ما است كه متاسفانه تاكنون مورد توجه جدي قرار نگرفته است.

الگوي غيرمتفكرانه از غرب، در كشورهاي در حال توسعه، به خصوص در كشور ايران باعث شد كه واحدهاي روابط عمومي ايجاد شود ولي به دليل اين كه نياز چنداني در اين كشورها به روابط عمومي احساس نشد و عدم قانوني كه كاركرد مشخصي بر آن فرض كند، باعث شد از حيثيت سازماني به شدت آسيب ببيند و از ديدگاه عموم واحدي زائد، تشريفاتي و خدماتي و مانند آنها تلقي شود. «رامين رسول‌اف»، كارشناس ارشد ارتباطات در مورد ريشه‌هاي مشكلات روابط عمومي‌هاي ايران گفت: «دخالت مستقيم و سليقه‌اي مديران در تعيين وظايف روابط عمومي مربوطه، بهره‌گيري از كارمندان غيرمتخصص (بدون فراگيري آموزش‌هاي لازم) در تركيب روابط عمومي سازمان‌ها، ضعف تشكل‌هاي صنفي و عدم تعدد تشكيلات مستقل براي حمايت از كاركنان روابط عمومي، عدم پذيرش روابط عمومي به عنوان نهاد پاسخگو در برابر افكار عمومي و آموزش از مهم‌ترين مشكلات است.»

اما «دكتر اسماعيل قديمي»، مدرس علوم ارتباطات مي‌گويد: «روابط عمومي‌ها در ايران فاقد كنشگري تخصصي هستند و در سطح ظاهر امور متوقف شده‌اند. از آن جا كه تحت تاثير شرايط خارجي قرار دارند و مجبور به كنش هستند، بنابراين به امور سطحي مي‌پردازند و به قول محقق انگليسي يانوشاك تنها مي‌خواهند به شهرت موسسه متبوعه اطو بكشد!

او با اشاره به اين كه مقوله اطلاع‌رساني در امر روابط عمومي جاي خودش را باز نكرده و از جنبه‌هاي تكنيكي و محتوايي بسيار نارساست، گفت: «مسئولان روابط عمومي بايد آگاه‌ترين و متخصص‌ترين افراد و با بهره هوش بالا باشند چون در عرصه‌هاي اطلاعات و مديريت آنها نيازمند يك طبقه مديريتي _ اطلاعاتي هستند كه موسسات و شركت‌هاي متبوعه را به صحنه‌هاي رقابت جهاني بكشانند.»

با اين حال، به رغم تلاش‌هاي موثري كه براي ارتقاي منزلت روابط عمومي در كشور صورت پذيرفته و تفاوت ماهوي كه روابط عمومي‌هاي انقلاب اسلامي از حيث ارزشي بودن با روابط عمومي پيش از انقلاب داشته و دارد، متاسفانه هنوز روابط عمومي در كشور ما دچار چالش‌ها و موانعي است كه اين موانع و چالش‌ها مي‌توانند عوامل بازدارنده توسعه و تحول در نهاد روابط عمومي كشور باشند.

 نبود الگوي جامع مديريتي

يكي از ضعف‌هاي موجود در نهاد روابط عمومي در كشور فقدان الگوي جامع مديريت است. با توجه به اين كه روابط عمومي به منزله فن و به تعبيري هنر هشتم از آن ياد مي‌شود كه هفت هنر ديگر را در اختيار دارد، ضروري است تا مديران و متوليان اين حرفه حساس و تعيين كننده به جهت اين كه با مردم و روابط اجتماعي پيچيده و حساس جامعه سر و كار دارند، افرادي مقتدر و از جديدترين دستاوردهاي مديريتي و ارتباطي روز بهره‌مند بوده و خود را به دانش مديريت روابط عمومي و فناوري‌هاي نوين در اين زمينه به منظور اثرگذاري مثبت و اقناع مخاطبان مجهز كنند تا بتوانند با ابزار و دانش مديريتي و الگوي مناسب ارتباطي، سازمان و موسسه تحت مسئوليت خود را در تحقق اهداف و آرامان‌هايش ياري و هدايت كنند.

عدم اختيارات لازم در روابط عمومي

هنوز روابط عمومي در كشور ما از وجود الگوي مديريتي مناسب و پايدار بي‌نصيب است و خلاءهاي قانوني در اين زمينه وجود دارد و نيز نگرش و برخورد برخي مديران نسبت به اين مقوله مهم سطحي‌نگر و سليقه‌اي است، لذا اختيارات لازم براي تحقق اهداف اصلي روابط عمومي وجود ندارد. فقدان اقتدار و عدم اختيارات قانوني و امكانات و ابزار لازم براي تسهيل در امر ارتباطات، اطلاع‌رساني و اقناع‌سازي افكار عمومي از ضعف‌هاي موجود روابط عمومي در كشور است.

 عدم توجه به شايسته سالاري در انتخاب مديران روابط عمومي

متاسفانه يكي از نقاط ضعفي كه در بستر روابط عمومي در شرايط فعلي احساس مي‌شود، عدم انطباق تجارب و تخصص مديران و كارشناسان روابط عمومي، با نوع مسئوليت آنان است. عدم توجه به شايسته‌سالاري در انتخاب مديران روابط عمومي موجب پسرفت فرهنگي اين نهاد مهم و حساس مي‌شود.

 نبود ساختار تشكيلاتي و سازماني مناسب براي روابط عمومي

تاكنون حدود نيم قرن از عمر روابط عمومي در كشور ما مي‌گذرد. به رغم اهميت و جايگاه ارزشمند اين نهاد، هنوز براي روابط عمومي كشور ساختار سازماني و تشكيلاتي مناسبي تعريف و اجرا نشده است و قطعا وجود ضعف ساختاري در تشكيلات روابط عمومي باعث افت انگيزش نيروهاي فعال در اين بخش مي‌شود و نيز عدم بهره‌وري مناسب از نيروي انساني براي توسعه فعاليت‌ها را به دنبال خواهد داشت.

 عدم توجه به خلاقيت و نوآوري

هنوز برخي معتقدند با افكار سنتي و كليشه‌اي كار كردن مي‌توان روابط عمومي را اداره كرد. با وجود اين نگرش منفي، روابط عمومي ها كمتر به دنبال ايجاد نوآوري و خلاقيت فرهنگي، هنري و ارتباطي بودند. البته اين در واقع ناشي از خلاء نيروي انساني كارآمد، توانا و خلاق در مديريت روابط عمومي است كه مي‌تواند به عدم توسعه روابط عمومي كمك كند.

 عدم ارتباط صميمانه روابط عمومي‌ها با رسانه‌ها و مطبوعات

از ديگر ضعف‌هاي موجود در نهاد روابط عمومي در كشور عدم ارتباط دوستانه مديران و دست‌اندركاران روابط عمومي با مطبوعات و رسانه‌ها است. يقينا يكي از اهداف مهمي كه روابط عمومي دنبال مي‌كند، اطلاع‌رساني و پاسخگويي به افكار عمومي است كه تحقق اين مساله بدون ارتباط صميمانه و توام با احترام با مطبوعات و رسانه‌ها امكان‌پذير نيست.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1387/01/08

رابطه منطقی بین دانشگاه و اتاق خبر وجود ندارد

 

"هیچگونه رابطه منطقی بین دانشگاه و اتاق خبر وجود ندارد".دکترسید وحید عقیلی در گفت و گوی خود با" پرانتز " می گوید: یکی از مهمترین مسایلی که در حوزه علوم ارتباطات و روزنامه نگاری شاهددکتر عقیلی / عکس : همشهری آنلاین آن هستیم این است که هیچگونه رابطه منطقی بین دانشگاه و اتاق خبر وجود ندارد. این اشکال را می توان در دیگر حوزه های علمی همچون حلقه واسطه میان صنعت و دانشگاه هم به عینه دید.

رییس دانشکده علوم انسانی و اجتماعی واحد علوم وتحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی می گوید: اگر بتوانیم سیستمی را پیاده کنیم که سرفصلها و عرف دانشگاهی این امکانات را بوجود بیاورد که دانشجویان علوم انسانی و اجتماعی بتوانند با مراکز تولید خبر رابطه وثیق و منطقی داشته باشند در این صورت بیشتر می توانیم شاهد رونق ارتباطات و روزنامه نگاری باشیم ؛ به عبارت دیگر مادامی که روزنامه نگار ما تنها بصورت تئوریک در کلاسهای درس خبرنویسی و مصاحبه و گزارش را مشق می کند و سپس قصد دارد در مرکز خبر آن مفاهیم را پیاده کند دچار مشکل خواهیم بود بنابر این  باید برنامه ریزی ها و سرفصلها بطور عملی بگونه ای انجام شود که فاصله میان این دو کمتر شود.

مترجم کتاب پیشتازان علم ارتباطات اضافه می کند: متاسفانه در سالهای اخیر شاهد کاهش میزان شمارگان نشریات به حدی هستیم که از یکسوی نشریات جدید بوجود نمی آیند و از سوی دیگر نشریات قدیم هم به تعدیل نیرو می پردازند و نتیجه آنکه فارغ التحصیلان این دو رشته مهم که امروزه در بسیاری از حوزه های بین المللی ، اجتماعی ، انسانی و حتی اقتصاد حرف اول را می زنند بعد از فارغ التحصیلی کاری برای انجام دادن در رشته خود ندارند.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1387/01/08

عناوين و نويسندگان چكيده مقالات سومين همايش روابط عمومي الكترونيك تا تاريخ 20/12/86

1.نقش "سواد اطلاعاتی" و "سواد رسانه ای" کارگزاران روابط عمومی در تحقق روابط عمومی الکترونیک-نویسنده:مهدی مؤمنی نورآبادی - کارشناس ارشد ارتباطات اجتماعی
2.بررسی زیر ساختار فناوری ارتباطات در شهرداری الکترونیک- نویسنده : زهرا لهسایی – مهندس كامپيوتر با گرايش نرم افزار
3. «بررسي موانع و مشكلات فراروي روابط عمومي سازمانهاي دولتي ايران در گذار به جامعة اطلاعاتي»
بررسی دیدگاههای مدیران روابط عمومی و روزنامه نگاران -  نويسنده : منصور ساعی
4. تاثير بكارگيري ابزارهاي  اطلاع يابي در روابط عمومي الكترونيك-با تاكيد بر ابزار  خبر خوان (RSS)- نويسندگان :محمد مهدي توكل و اعظم عظيمي
5. تلفن همراه  و تاثيرات آن در روابط عمومي الكترونيك - تاكيد بر ابزار  پيامك (SMS) – نويسندگان :محمد مهدي توكل و اعظم عظيمي
6. راهكارهاي فناوري برچسب هوشمند در روابط عمومي الكترونيكي به منظور بهبود عرضه خدمات به مشتريان – نويسنده :محمودرضا سميعي زفرقندي-كارشناس ارشد رشته مهندسي برق گرايش الكترونيك
7.روابط عمومی الکترونیک ،سرمایه ای ناملموس و غیر قابل انکار در ساختار های سازمانی و شرکت های کوچک(مطالعه سازمان های تجاری ایرانی)- نويسندگان دکتر رضا اکبریان (عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز) ، بنفشه جوکار (دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی فناوری اطلاعات) ، ساره ابطحی( دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی فناوری اطلاعات)
8. روابط عمومی های الکترونیک،نقش و جایگاه آنها در شهرهای الکترونیک
نويسندگان :دکتر علی اصغر کیا(استاد دانشگاه علامه طباطبایی)،محسن سلسله(دانشجوی دکتری علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی)
9.مدل مفهومی روابط عمومی الکترونیک و بازنگری درساختار نیروی انسانی – نويسندگان : دکتر رضا اکبریان (عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز) ، بنفشه جوکار (دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی فناوری اطلاعات) ، ساره ابطحی( دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی فناوری اطلاعات)
10.شهر الکترونیک- نویسنده :زهرا لهسایی – مهندس كامپيوتر با گرايش نرم افزار
11. روابط عمومي الكترونيك در خدمت رشد سازماني - نويسنده : سهيلا ذكايي – كارشناس ارشد علوم ارتباطات

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/01/07

روزنامه نگاران برای چاپ اخبار دروغ زیر فشار مدیران رسانه اند

 

وجود رسانه ها درهرکشور نیازی اجتماعی و اطلاع رسانی در این فرآیند نیاز مهمتری است که گاهی ممکن است با انتشار یک خبردروغ علمی  اثر تخریبی درازمدت و دیرپایی در جامعه بگذارد و آن این که نسل جوان دانشگاهی را در محیط های علمی تباه و سرخورده می کند.

دکتر رضا منصوری در گفت و گو با " پرانتز " ضمن بیان این مطلب می افزاید : به دانشجویی که خبر دروغ علمی را مطالعه می کند نمی توان شیوه های صحیح تحقیق علمی و کار گل کردن و دود چراغ خوردن را آموزش داد سالیانه دهها نفر از بهترین دانشجویان ما از کشور خارج می شونددکتر منصوری خروج بخش قابل ملاحظه ای از آنها تنها به دلیل اطلاع رسانی غلط و کاذب برخی از رسانه ها و سرخوردگی دانشجویان است. وی اضافه می کند :  خوشبختانه اخیرا کسانی وارد رسانه ها شده اند که به برخی از این موضوعات توجه می کنند اما همین عده نیز زیر فشار مدیران خود هستند. مدیران رسانه ها برای چاپ اخبار دروغ روزنامه نگاران را تحت فشار قرار می دهند آنها نیز  مجبور می شوند علیرغم میل خود دروغی را منتشر کنند برای همین است که باید تاسف خورد که چرا رسانه ها نقش خود را نمی شناسند .

عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف خاطر نشان می کند : ابراز نظرهای علمی غلط و کودکانه در یک جامعه کشاورزی قابل تحمل است و می توان آن را یک شوخی تلقی کرد اما دریک جامعه صنعتی چنین رفتارهایی فاجعه به بار می آورد؛ نسلهایی را تباه می کند  و جوانان را به گمراهی می کشاند.هنگامی که رسانه های رسمی و غیر رسمی کشور خبر کسب فلان جایزه علمی بین المللی را توسط فلان جوان ایرانی اعلام می کنند که سراپای آن کذب است و هیچگونه حساسیتی در مقابل صدق و یا کذب این خبر نشان نمی دهند همچنین هنگامی که رییس دانشگاهی خود را مرد علمی قرن معرفی می کند و رسانه ها به تفصیل آن را گزارش می دهند باید آن را به حساب رفتار حاکم در یک جامعه کشاورزی دانست که عاملان آن از تفاوت و تقابل رفتار و فرد بی خبرند.

اگر جز این بود این همه برای جوانان المپیادی تبلیغات نمی کردیم و این خیال به سرمان نمی زد که به لحاظ علمی چنین و چنان هستیم.بسیاری از مدیران و مسولان کشور ما ترجیح می دهند کذبی منتشر شود که مردم را آرامش دهد و دردهای ناشی از عقده پیشرفت را تسکین دهد تا اینکه حقیقت پخش شود و مردم را به درد آورد. معاون وزیر علوم دکتر خاتمی اضافه می کند : هنگامی که رسانه ها خبر کذب برنده شدن فلان جوان را پخش می کنند یا خبر بی اهمیت مرد سال شدن کسی را پر اهمیت جلوه می دهند در واقع تسکین دردهای عقب ماندگی جامعه را می دهند یا خود گرفتار عقده پیشرفت هستند و این عقده نیروی محرکه پخش اینگونه اخبار و یا جایزه دادنها می شود ؛ شما ببینید داستان دکتر حسابی چقدربه کشور ما ضرر زده است .آنهایی که متوجه اخبار و اطلاع رسانی غلط هستند چقدر رسانه ها را به دلیل انتشار این اخبار مورد تمسخر قرار می دهند  ؛ روزی که جوانان نسلهای بعدی ما دریابند که نظریه دکتر حسابی در مورد ماده هیچ ارزش علمی ندارد و مورد تمسخر جامعه علمی است ما چه جوابی باید به آنها بدهیم و چگونه تبلیغات اخیر را توجیه می کنیم ؟!

مجله نجوم که امسال پانزده ساله شده به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی وی منتشر می شود. مجله فیزیک مرکز نشر دانشگاهی، مجله پژوهش فیزیک ایران (نشریه انجمن فیزیک ایران) و مجله علمی دانشگر( نشریه مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور) به مدیر مسئولی وی منتشر می شود.

 

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/01/06

كتاب تازه: اصول و فنون تبليغات

كتاب «اصول و فنون تبليغات» كه به تشريح مفاهيم پايه در ترويج و تبليغات مي‌پردازد، از سوي سازمان انتشارات جهاد دانشگاهي واحد تهران منتشر شد.
فصل اول كتاب، يك تحليل كلي از مفهوم، برخي كاربردها و سيري در تاريخچه و مراحل تكوين حوزه تبليغات را ارائه مي‌دهد و ذهنيت مناسبي در خواننده براي ورود به مبحث گسترده بازاريابي و سپس فعاليت‌هاي ترويجي و تبليغات فراهم مي‌كند.
از آن‌جا كه فعاليت‌هاي ترويجي از جمله تبليغات، ماهيت ارتباطي دارند، فصل دوم به ترسيم چهره نسبتا كاملي از فرآيند ارتباط، عناصر تشكيل‌دهنده آن و كاربرد اين فرآيند در حوزه تبليغات و ديگر فعاليت‌هاي ترويجي، اختصاص يافته‌ است.
با چنين زمينه‌اي، بررسي آميخته بازاريابي پديد مي‌آيد كه محور اصلي فصل سوم را تشكيل مي‌دهد و پنج بازيگر اصلي دنياي تبليغات در همين فصل معرفي شده‌اند.
طراحي يك برنامه ارتباطي اثربخش همراه با معرفي و تشريح دو الگوي رايج در زمينه آمادگي خريدار و مباحثي درباره محتوا، ساختار، قالب و منبع پيام، موضوعات فصل چهارم را تشكيل مي‌دهد.
روش‌هاي مختلف تعيين بودجه فعاليت‌هاي ترويجي و توصيف ويژگي‌هاي هر يك از اين فعاليت‌ها در فصل پنجم و انواع طبقه‌بندي‌هاي تبليغات در فصل ششم كتاب مطرح شده‌اند.
موضوع اصلي فصل هفتمكتاب، گام‌هاي اصلي و موازين طرحي و توليد انواع آگهي اثربخش براي انواع مختلف رسانه‌هاست.
فصل‌هاي هشتم و نهم كتاب نيز به دفتر تبليغاتي و مشاغل دنياي تبليغات اختصاص دارد و در فصل دهم نيز نگاهي گذرا به تحولات شگرف در عرصه بازاريابي و تبليغات و چشم‌انداز آينده آن شده‌ است.
در فصل پاياني كتاب نيز رابطه بين تبليغات، اخلاق و قانون بررسي شده و اشارات كوتاهي به حقوق مخاطبان و مسئوليت‌هاي دست‌اندركاران تبليغات شده ‌است.
كتاب «اصول و فنون تبليغات» به قلم علي فروزفر با 175 صفحه، شمارگان 2000 نسخه و قيمت 26000 ريال منتشر شده‌ است.
نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/01/06

كتاب‌شناسي ارتباطات: سيدفريد قاسمي

 

سيدفريد قاسمي نويسنده و پژوهش‌گر تاريخ مطبوعات ايران، متولد 1343 در خرم‌آباد و داراي تحصيلات دانشگاهي در رشته كتاب‌داري و علوم اطلاع‌رساني است.
وي تاكنون بيش از پنجاه عنوان كتاب منتشر كرده است كه بيشتر آن در حوزه مطبوعات است و مابقي در حوزه كتاب‌شناسي و لرستان‌شناسي.
از او تا به‌حال کتاب‌هاي «سرگذشت مطبوعات ایران»، «مطبوعات ایران در قرن بیستم»، «راهنماي مطبوعات ایران»، «خاطرات مطبوعاتي»، «اولین‌هاي مطبوعات ایران»، «خاطرات روزنامه‌نگاران زنداني»، «فهرستگان ارتباطات»، «چکیده مطبوعات ایران»، «تاریخ روزنامه‌نگاري ایران»، «مشاهیر مطبوعات ایران»، «تاریخ شفاهي مطبوعات ایران»، «رویدادهاي مطبوعاتي ایران» و ده‌ها کتاب دیگر منتشر شده است و هنوز کتاب‌هایي با عنوان‌هاي «دانش‌نامه مطبوعات ایران»، «تاریخ مطبوعات ایران»، «فرهنگ نام‌آوران مطبوعات ایران»، «فهرستگان مطبوعات ایران»، «داستان مطبوعات ایران» و... در راه است.
در كارنامه مشاغل مطبوعاتي او سردبیري بیش از 14 نشریه مثلِ «فصل‌نامه رسانه»، «كتاب هفته»، «پژوهش‌نامه مطبوعات ايران»، «فصل‌نامه لرستان‌پژوهي»، «ايران سال»، «فصل‌نامه شقايق» به چشم مي‌خورد.


راهنماي مطبوعات ايران (عصر قاجار)
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها
نوبت چاپ: اول ـ 1372
سال انتشار: 1372
شمارگان: 2000 نسخه
قطع: وزيري (شوميز)
تعداد صفحات: 304
قیمت: - ریال (نایاب)


راهنماي مطبوعات ايران (1371 - 1357)
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها
نوبت چاپ: اول ـ 1372
سال انتشار: 1372
شمارگان: 3000 نسخه
قطع: وزيري (شوميز)
تعداد صفحات: 516
قیمت: 4500 ریال (نایاب)


نخستين كوشش

متن كامل اعلام‌نامه و اولين شماره نشريه ادواري ايران
به كوشش: سيدفريد قاسمي
ناشر: خانه مطبوعات ايران
نوبت چاپ: اول ـ 1372
شمارگان: 3000 نسخه
قطع: وزيري (شوميز)
تعداد صفحات: 24
قیمت: - ریال (نایاب)


صورت جرايد ايران
و جرايدي كه در خارج ايران به زبان فارسي طبع شده است
تصحيح و حواشي: سيدفريد قاسمي
ناشر: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها
نوبت چاپ: اول ـ 1373
شمارگان: 3000 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 62
قیمت: 650 ریال


مجله محيط
به انضمام خاطرات مطبوعاتي استاد محيط طباطبايي
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها
نوبت چاپ: اول ـ 1374
شمارگان: 2000 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 262
قیمت: 5000 ریال


دانش
به انظمام نشريه مدرسه مباركه دارالفنون تبريز
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: مركز گسترش آموزش رسانه‌ها
نوبت چاپ: اول ـ 1374
شمارگان: 2000 نسخه
قطع: رحلي (شوميز)
تعداد صفحات: 87
قیمت: 2000 ریال


روزنامه ملتي (روزنامه ملت سنيه ايران)
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: مركز گسترش آموزش رسانه‌ها
نوبت چاپ: اول ـ 1374
سال انتشار: 1374
شمارگان: 2000 نسخه
قطع: رحلي (شوميز)
تعداد صفحات: 201
قیمت: 4000 ریال


فهرستگان ارتباطات: توصيفي ـ موضوعي
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها
نوبت چاپ: اول ـ 1374
سال انتشار: 1374
شمارگان: 2000 نسخه
قطع: وزيري (گالينگور)
تعداد صفحات: 840
قیمت: 8500 ریال (نایاب)


كتاب‌شناسي روابط عمومي

نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: مركز سنجش و آموزش روابط عمومي‌هاي كشور
نوبت چاپ: اول ـ 1374
سال انتشار: 1374
شمارگان: 3000 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 240
قیمت: 2000 ریال (نایاب)


روابط عمومي كاربردي (مجموعه مقالات)
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: مركز سنجش و آموزش روابط عمومي‌هاي كشور
نوبت چاپ: اول ـ 1374
سال انتشار: 1374
شمارگان: 3000 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 103
قیمت: 1000 ریال (نایاب)


روزنامه‌نگاري حرفه‌اي (مجموعه مقالات)
به اهتمام: سيدفريد قاسمي
ناشر: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها
نوبت چاپ: سوم ـ 1380
سال انتشار: 1374
شمارگان: 2000 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 226
قیمت: 6800 ریال


صد خاطره از صد رويداد
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: انتشارات اصالت تنشير
نوبت چاپ: اول ـ 1377
سال انتشار: 1377
شمارگان: 3000 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 234
قیمت: 11500 ریال (نایاب)


خاطرات و مخاطرات
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: انتشارات به‌ديد
نوبت چاپ: اول ـ 1378
سال انتشار: 1378
شمارگان: 3300 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 212
قیمت: 10500 ریال (نایاب)


چكيده مطبوعات ايران (عهد ناصري)
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران
نوبت چاپ: اول ـ 1378
سال انتشار: 1378
شمارگان: 3000 نسخه
قطع: رحلي (گالينگور)
تعداد صفحات: 536
قیمت: 36000 ریال (نایاب)


مشاهير مطبوعات ايران :
محمدحسن اعتمادالسلطنه

نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد
نوبت چاپ: اول ـ 1379
شمارگان: 3000 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 582
قیمت: 28000 ریال


تاريخ روزنامه‌نگاري ايران (مجموعه مقالات)
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد
نوبت چاپ: اول ـ 1379
سال انتشار: 1379
شمارگان: 3000 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 928
قیمت دوره دو جلدي: 40000 ریال


سرگذشت مطبوعات ايران:
روزگار محمدشاه و ناصرالدين‌شاه

نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد
نوبت چاپ: اول ـ 1380
شمارگان: 1500 نسخه
قطع: وزيري (گالينگور)
تعداد صفحات: 2071
قیمت دوره دو جلدي: 115000 ریال


مطبوعات ايران در قرن بيستم
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: نشر قصه
نوبت چاپ: اول ـ 1380
سال انتشار: 1380
شمارگان: 2200 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 151
قیمت: 9000 ریال


خاطرات و مشاهدات به انضمام مكاتبات
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: انتشارات انوشه
نوبت چاپ: اول ـ 1380
سال انتشار: 1380
شمارگان: 3300 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 240
قیمت: 13000 ریال (نایاب)


كتاب
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: نشر مركز
نوبت چاپ: اول ـ 1380
سال انتشار: 1380
شمارگان: 1500 نسخه
قطع: رقعي (مقوايي)
تعداد صفحات: 240
قیمت: 19500 ریال


تاريخ شفاهي مطبوعات ايران
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: نشر ققنوس
نوبت چاپ: اول ـ 1382
سال انتشار: 1382
شمارگان: 1100 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 246
قیمت: 19000 ریال


رويدادهاي مطبوعاتي ايران 1382 – 1215
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها
نوبت چاپ: اول ـ 1383
سال انتشار: 1383
شمارگان: 2000 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 399
قیمت: 20000 ریال


خاطرات روزنامه‌نگاران زنداني
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: نشر آبي
نوبت چاپ: دوم ـ 1384
سال انتشار: 1383
شمارگان: 1100 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 272
قیمت: 30000 ریال 


خاطرات مطبوعاتي
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: نشر آبي
نوبت چاپ: اول ـ 1383
سال انتشار: 1383
شمارگان: 1500 نسخه
قطع: وزيري (گالينگور)
تعداد صفحات: 624
قیمت: 65000 ریال


اولين‌هاي مطبوعات ايران
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: نشر آبي
نوبت چاپ: اول ـ 1383
سال انتشار: 1383
شمارگان: 1500 نسخه
قطع: وزيري (گالينگور)
تعداد صفحات: 622
قیمت: 65000 ریال


مطبوعات كتاب‌گزار:
تاريخ‌نگاري نشريه‌هاي ادواري حوزه كتاب

نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: خانه كتاب ايران
نوبت چاپ: اول ـ 1383
شمارگان: 1000 نسخه
قطع: وزيري (گالينگور)
تعداد صفحات: 2078
قیمت دوره دو جلدي: 100000 ریال


كاوه
نویسنده: سيدفريد قاسمي و ديگران
ناشر: انتشارات اساطير
نوبت چاپ: اول ـ 1384
سال انتشار: 1384
شمارگان: 2000 نسخه
قطع: رحلي (گالينگور)
تعداد صفحات: 700
قیمت: 225000 ریال


المنطبعه في‌الفارس
به كوشش: سيدفريد قاسمي
ناشر: بنياد فارس‌شناسي و انتشارات نويد شيراز
نوبت چاپ: اول ـ 1384
سال انتشار: 1384
شمارگان: 1500 نسخه
قطع: رحلي (سلفون)
تعداد صفحات: 114
قیمت: - ریال


تاريخچه و شناسنامه مطبوعات قرآني
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: موسسه محراب قلم و موزه ملي قرآن
نوبت چاپ: اول ـ 1384
سال انتشار: 1384
شمارگان: 1000 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 64
قیمت: 6400 ریال


محمدصادق حسيني (اديب‌الممالك فراهاني)
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: شركت سهامي كتاب‌هاي جيبي
نوبت چاپ: اول ـ 1386
سال انتشار: 1386
شمارگان: 3000 نسخه
قطع: جيبي (شوميز)
تعداد صفحات: 120
قیمت: 10000 ریال


اشرف‌الدين حسيني (نسيم شمال)
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: شركت سهامي كتاب‌هاي جيبي
نوبت چاپ: اول ـ 1386
سال انتشار: 1386
شمارگان: 3000 نسخه
قطع: جيبي (شوميز)
تعداد صفحات: 86
قیمت: 10000 ریال


40 خاطره
نویسنده: سيدفريد قاسمي
ناشر: انتشارات روزنامه همشهري
نوبت چاپ: اول ـ 1386
سال انتشار: 1386
شمارگان: 420000 نسخه
قطع: جيبي (شوميز)
تعداد صفحات: 32
قیمت: - ريال

 

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/01/06

سقوط تبليغات و ظهور روابط عمومي

كتاب «سقوط تبليغات و ظهور روابط عمومي» تاليف ال ريس و لورا ريس به قلم سنبل بهمن‌يار ترجمه و توسط انتشارات سيته منتشر شد.
در يكي از افسانه‌هاي يونان، باد و خورشيد در مورد اين كه كدام‌يك قوي‌تر هستند، با هم منازعه داشتند. در همان زمان مسافري در حال گذر از جاده بود. آن‌ها تصميم مي‌گيرند قدرت خود را آزمايش كنند تا ببينند كدام‌يك مي‌توانند مسافر را وادار كند كه كتش را از تن درآورد. اول نوبت باد بود. اما هر قدر باد شديدتر مي‌وزيد، مسافر بيشتر كتش را دور خود مي‌پيچيد. سپس خورشيد درآمد و شروع به تابش كرد. به زودي مسافر احساس گرما كرد و كتش را درآورد. خورشيد برنده شد.
شما نمي‌توانيد راه خود را با زور به ذهن مخاطب باز كنيد. در اين مورد، تبليغات يك مساله تحميلي محسوب مي‌شود. هر قدر اصرار براي فروش بيشتر باشد باد شديدتر مي‌وزد و مخاطب در برابر پيام فروش مقاومت مي‌كند.
روابط عمومي خورشيد است. شما نمي‌توانيد رسانه‌ها را وادار كنيد كه پيام شما را پخش كنند. اين تصميم كاملا به عهده آن‌هاست. تنها كاري كه مي‌توانيد بكنيد اين‌ست كه لبخند بزنيد و مطمئن شويد كه مباحث اطلاع‌رساني شما تا حد امكان مفيد فايده خواهد بود.
تبليغات در واقع ادامه روابط عمومي، با استفاده از ابزارهاي متفاوت است و بايد پس از طي چرخه برنامه روابط عمومي آغاز شود. مهم‌تر از آن اين كه قالب موضوعي يك برنامه تبليغاتي، به گونه‌اي انتخاب شود كه بتواند مفهومي را كه روابط عمومي در ذهن مخاطب ايجاد كرده است را تكرار كند.
ما امروزه شاهد يك جابه‌جايي در نقش‌ها و كاركردها هستيم؛ اين روابط عمومي است كه اين روزها مي‌تواند در جايگاه يك رهبر، يك برنامه بازاريابي را هدايت كند و به هدف برساند.
از اين‌روست كه نويسندگان اين كتاب نام «سقوط تبليغات و ظهور روابط عمومي» را انتخاب كرده‌اند.
اين كتاب از سه بخش تحت عناوين؛ «سقوط تبليغات»، «ظهور روابط عمومي»، «نقش جديد تبليغات» و «تفاوت‌هاي تبليغات و روابط عمومي» تشكيل شده ‌است.
سقوط تبليغات و ظهور روابط عمومي در 295 صفحه‌، شمارگان 2000 نسخه و قيمت 32000 ريال، توسط انتشارات سيته منتشر شده‌ است.
نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/01/06

مصاحبه استاد من با ایسنادر مورد روزنامه نگاری آنلاین

زيرساخت‌هاي ارتباطي، دسترسي يا ميل دسترسي در كاربران و همچنين آموزش علمي روزنامه‌نگاران آنلاين، از چالش‌هاي عمده‌ي اين نوع روزنامه‌نگاري در كشور است. متاسفانه به‌نظر مي‌رسد برخي روزنامه‌نگاران داخلي، به دليل آشنايي ناكافي با محتواي آنلاين، به اجبار از اينترنت استفاده كرده و به اين حوزه وارد مي‌شوند.

علي گرانمايه‌پور - مدرس ارتباطات - در گفت‌وگو با خبرنگار رسانه‌ي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اين مطلب و با تاكيد بر اين كه تازگي خبر و داشتن ديدگاه تعاملي از ويژگي‌هاي مهم روزنامه‌هاي آنلاين است، اظهار كرد: هر چند خبرهاي منتشره توسط سايت‌ها، وبلاگ‌ها و يا خبرگزاري‌ها، كوتاه است، اما تعاملشان با مخاطب و ارايه‌ي نظرات مختلف، در تكميل خبر بسيار موثر و در عين حال از دلايل متفاوت بودن روزنامه‌هاي آنلاين است.

وي افزود: داشتن مهارت‌هاي فردي كار با رايانه، پرداختن به خبر در ابعاد مختلف و داشتن دانش به روز از جمله ويژگي‌هاي فعالان حوزه‌ي روزنامه‌نگاري آنلاين است.

او با اشاره به اين كه خبرگزاري‌ها، عمدتا اخبار شاخه‌هاي مختلف را با رويكردهاي متفاوت به خوانندگانشان منعكس مي‌كنند، ادامه داد: اگر وبلاگ‌ها و خبرگزاري‌ها را، به عنوان يك قالب درنظر بگيريم، روزنامه‌نگاري آنلاين محتواي اين قالب است، به بيان ديگر وبلاگ و خبرگزاري، سخت‌افزار و روزنامه‌نگاري آنلاين، نرم‌افزار و محتوايي از عملكرد تكنيكي و انساني موجود در آن‌هاست.

اين مدرس دانشگاه با تاكيد بر اين كه روزنامه‌نگاري آنلاين، مرز و محدوديت زماني و مكاني ندارد، تصريح كرد: حركت در اين حوزه به سمت سرعت، دقت و سادگي در خبر است كه در اين زمينه خبرگزاري‌ها و وبلاگ‌ها را نيز شامل شده و يا به بيان ديگر مكمل آن‌هاست.

او درباره‌ي مهارت‌هاي فعالان حوزه‌ي روزنامه‌نگاري آنلاين نيز گفت: مهارت‌هاي فردي كار با ابزار علمي رايانه‌يي و فضاي مجازي و هم‌چنين مهارت در نوشتن خبر آنلاين، از جمله مواردي است كه روزنامه‌نگاران اين حوزه بايد با آن‌ها آشنا باشند، چراكه مطمئنا محتوا در خبرنويسي آنلاين، بايد با آنچه در روزنامه‌هاي چاپي نوشته مي‌شود، متفاوت باشد.

گرانمايه‌پور با بيان اينكه به عقيده‌ي برخي، استفاده از نرم‌خبر در روزنامه‌نگاري آنلاين، براي تلطيف فضاي مجازي بر سخت خبر ارجحيت دارد، افزود: هزينه‌بر بودن دسترسي به اينترنت در كشور باعث شده است اين امر، گاهي به مانعي براي استفاده از روزنامه‌نگاري آنلاين، به ويژه براي روزنامه‌نگاران تبديل شود. به نظر مي‌رسد اين نوع روزنامه نگاري با دسترسي آسان كاربران به اينترنت، در گام اول، و آموزش در گام دوم، عمومي شده و گسترش پيدا مي‌كند.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/01/05

یاداشت استادمن(احمد توکلی استاد ارتباطات)درباره نافرمی در توسعه علوم ارتباطات ایران

نمي‌دانم، آيا بين من و مخاطبين اين مقاله اين اشتراک نظر وجود دارد که ما در کشور، معضلي به نام "نافرمي در توسعه علوم ارتباطات" داريم يا خير؟ چون اگر پذيرفته نباشد،‌ ابتدا اصل موضوع بايد اثبات شود. نافرمي يعني چه ؟ از کجا ناشي شده است؟ اگر وجود دارد،‌ چگونه مي‌توان در جهت بهبود آن اقدام کرد؟
علوم ارتباطات ايران ،‌ چه شاخة رسانه‌اي آن را به حساب آوريم و چه وجه تکنولوژيکي‌اش را - مثل بحث مخابرات- سابقه زيادي در کشور ندارد. بخشي از مشکلات اين رشته،‌ از همين جواني ناشي مي‌شود، بخشي از سرشاخة آن، يعني علوم انساني نشات مي‌گيرد و بخشي مربوط به "چشم آبي" بودن اين رشته است.
شايد عده‌اي اين چشم‌آبي بودن را در زيرشاخه‌هاي علوم انساني ترجيحا به مديريت،‌ اقتصاد و ... نسبت دهند،‌ اما تحولات شگرف در عرصه ارتباطات،‌ اين ادعا را اثبات مي‌کند که علوم ارتباطات، امروزه بيش از هميشه و با سرعتي بالاتر از ساير رشته‌هاي انساني، در حال خارج شدن از مدار بومي است.
در بحث کلان موضوع، ما تحت تاثير علوم محض قرار گرفته‌ايم، يعني بدون آماده سازي و پي‌ريزي بنيادهاي لازم و ايجاد زمينه‌هاي فرهنگي و بدون انکه نقش خودمان را در علوم انساني،‌در فرهنگ،‌در فلسفه، اقتصاد، مديريت، و ارتباطات و... بسنجيم و بشناسيم به آن ورود کرده‌ايم.
اين بسترسازي بايد در سه حوزه اتفاق مي‌افتاد،‌ حوزه فرهنگ، اقتصاد و سياست. به اعتقاد من، استقرار دانش، پژواک اين سه حوزه در جامعه است. در حوزه فرهنگ علي‌رغم داشتن فرهنگ غني ايراني و اسلامي ما نتوانسته‌ايم، چارچوب‌هاي مشخصي به جريان ورود و توسعه علوم جديد پيدا کنيم. به ويژه شرايط حاکم در سده اخير بر سرنوشت ما ايراني‌ها به گونه‌اي بوده است که ما را دچار نوعي سردرگمي، رخوت، سستي و "گريز از خود" کرده است. ما به لحاظ فرهنگي در حالي با غرب در ستيزيم که در عين حال شيفته‌اش هستيم.
اقتصاد، شاهرگ توسعه علوم است. (‌منظور تمام حوزه‌هاي اقتصاد، بويژه اقتصاد سياسي است)‌ ما در بحث اقتصاد، امروزه از چه الگويي پيروي مي‌کنيم؟ يکي از علماي اقتصاد کشور مثالش اين بود. " روزي فردي نزد دکتر رفت و گفت: موي سرم درد مي‌کند. دکتر پرسيد: ظهر چه خورده‌اي؟" گفت: نون و يخ . دکتر گفت: پدر جان نه مريضيت به آدميزاد مي‌ماند و نه غذا خوردنت" اين حکايت اقتصاد ماست؛‌کمي سنتي، کمي اسلامي، کمي غربي و... در حاليکه اصل 44 قانون اساسي برخصوصي‌سازي تاکيد دارد. رهبري کشور اهتمام جدي بر اين امر دارد، ‌باز هم شما مي‌بينيد، رويکرد اقتصاد کشور، به سمت دولتي شدن ميل مي‌کند.
اگر چه مخاطب اين نوشته قشر روشن جامعه در نظر گرفته شده، با اين حال لازم است تاکيد کنم که نحوه نگاه اقتصادي به علوم به ويژه علوم انساني در توسعه و يا عدم توسعه و عاقبت به خيري آن نقش دارد. خاستگاه اين‌گونه علوم، اقتصاد بخش خصوصي است. اقتصاد دولتي اولا توجه به اين‌گونه مقولات را سليقه‌اي و شخصي مي‌کند؛ موضوع، وزير و رئيس محور مي‌شود. در ثاني در جامعه مبتني بر اقتصاد دولتي - بويژه در کشوري که نفتي براي فروختن و خوردن هست.- کاربردي کردن علم بي‌رمق مي‌شود. بويژه در حوزه علوم انساني که ديربازده و پنهان‌بازده است.
اقتصاد اگر دولتي نباشد، معاون آموزشي وزير علوم ما نمي‌گويد: قرار است رشته‌هاي کم متقاضي دانشگاه‌ها حذف و رشته هاي پر متقاضي تقويت شوند . چرا که ايجاد رشته بر مبناي نياز بازار و کشور تعريف مي‌شود، نه اقبال متقاضي که حتي در سال چهارم دانشگاه هم هنوز مردد است که انتخاب رشته‌اش درست بوده است يا خير!. حتي در اقتصاد دولتي هم اين حرف بيشتر به يک شوخي تلخ شبيه است. تا يک استراتژي برخاسته از تفکر عميق علمي.
در بخش سياست ( منظور، سياست درحوزه اجتماعي است، نه قدرت ) ما به يک هاروموني مشترک نرسيده‌ايم. در بخش سياست‌ورزي و سياستمداري به نظر من، ما دچار "دمکراسي افسارگسيخته" هستيم. لايه‌هاي تصميم‌گيري در تمام سطوح به محض آنکه شرايطي محيا ببينند،‌ خودمحور مي‌شوند. به عبارت ديگر، سياست در حوزه دانش نداريم. چشم‌بسته، سليقه‌اي، روزمره و انفعالي عمل مي‌کنيم.
علاوه بر ضعف در هر سه حوزه اساسي فرهنگ،‌ اقتصاد، و سياست به طور مستقل،‌ اين سه حوزه را نيز در جامعه موازي و منفک از يک يکديگر حرکت مي‌دهيم. درحاليکه اين سه بايد همچون حلقه‌هاي متصل و مرتبط و با استراتژي مشخص و تعريف شده، حرکت کنند. وقتي قرار شد توليد دانش باز‌خورد و برايند عملکرد اين سه حوزه با شرايط تعريف شده باشد،‌ طبيعي است که از کوزه همان برون تراود که دراوست.
ما اگر کشور هنگ کنگ يا تايلند بوديم،‌ راهي نداشتيم به جز اينکه تمام فرايند دانش غربي حتي در زمينه علوم انساني را کپي کنيم. اما ما ايران هستيم. کشوري با قدمت طولاني، فرهنگ غني، زبان و ادبيات فخربرانگيز و ملتي که با اسلام هويتش پاستوريزه شده است.
اکنون که قرار است ما به اين علوم ورود کنيم. و البته چاره و گريزي نيز نيست، و اگر راه گريزي نيز بود، عمل به آن عاقلانه و منطقي نيز نبود. راهي نداريم به جز آنکه ميان فرهنگ و سنت‌ها از سويي و دنياي جديد پلي برقرار کنيم.
اين کار نيازمند شناخت درست موضوع،‌ شناسايي توانايي‌هاي انساني و فني، يکسان سازي فرايند آموزش و توجه به پژوهش با رويکرد بومي است.
شناخت درست بدست نمي‌ايد مگر انکه موضوع، مورد مطالعه عميق قرار گيرد. ريشه يابي شود، به تاريخچه آن توجه شود . متاسفانه در بخش ارتباطات - حتي اگر بر فرض محال قادر باشيم سرعت تحولات را در جهان مانع شويم و آنرا در وضع فعلي به سکون بکشانيم- زمان زيادي وقت لازم است تا خودمان را با شرايط فعلي منطبق کنيم. در حاليکه چنانچه سرعت تحولات علوم ارتباطات در جهان را با سرعت نور مقايسه کنيم خيلي هم بي‌راهه نرفته‌ايم.
متاسفانه ما امروز در اين بخش دنباله رو هستيم. مثل اينکه شما بخواهيد با ماشين يک جت را تعقيب کنيد. محال است برسيد. مطالعه به منظور بومي کردن، به اين علت صورت مي‌گيرد که درک کنيم چگونه مي‌شود، اين علوم را مال‌خود کرد. يا به عبارتي سهم خود را از بغل آن بيرون کشيد و چگونه از آن در جهت بهبود فرهنگ، اقتصاد،‌ سياست و پيشبرد امور بهره‌برداري کرد.
حوزه علوم انساني، که ارتباطات نيز شاخه‌اي از آن است. از جمله حوزه‌هايي است که مطالعه درباره آن اگر چه ضروري است و هر چه سريعتر بايد نهادمحور شود، اما بشدت ديربازده است. پس بايد صبورانه در اين راه پيش رفت. بر همين اساس نيازمند توجه به چند نکته ظريف‌تر نيز هستيم:
- نظام ناکارآمد ارزش‌گذاري و امتياز دهي به فعاليت‌هاي علمي در حوزه علوم انساني و علوم ارتباطات بايد تغيير کند.
- تعامل ميان رشته‌هاي علوم انساني در ايران گسسته است. يعني هرکدام براي خودشان ساز خود را مي‌زنند. اين موضوع بايد مورد مطالعه قرار گيرد و نسبت به رفع آن چاره انديشي شود.
- تعامل ميان آموزش و فضاي کار حرفه‌اي برقرار نيست. فراموش نکنيد، ما 50 درصد دانشجويان دانشگاهايمان، علوم انساني مي‌خوانند، در حاليکه بازاري براي جذب آنان وجود ندارد. کاربران علوم در چنين جوامعي دچار خستگي و فرسودگي مي‌شوند. چون بازخورد موفقيت خود را نمي‌توانند، مشاهده کنند. اين خستگي و فرسودگي در يک سيکل بسته از بازار به مراکز آموزشي و از اين مراکز مجددا به بازار برگشت مي‌کند و نتيجه همان مي‌شود که ما امروز دچارش هستيم.
- نمودار حرکت علم ارتباطات به ما نشان مي‌دهد که توسعه اين رشته امروزه به واسطه تکنولوژي افسار گسيخته در اين بخش در حال دگرديسي است؛ يعني ما در بحث ارتباطات، امروزه با ICT روبرو هستيم. به عبارتي شاخه‌اي از علوم انساني در حال فني شدن است. نگراني اين است که در آينده نچندان دور علما و زعماي قوم علوم ارتباطات، مهندسان دانشگاه شريف و امير کبير باشند. ( البته شايد هم وضعمان بهتر از امروز باشد!)
تا اينجا ما از تاثير مقوله‌هاي مبنا بر علوم ارتباطات سخن گفتيم، و به کاستي‌ها در اين بخش اشاره کرديم. اما نکته مهم و يا سوال مهم اين است که علوم ارتباطات اگر قوي و کارآمد شد، تاثير سيکلي‌اش بر اين مقوله‌ها چيست؟ همه ما مي‌دانيم که رسانه ابزار قوي توسعه در تمام ابعاد آن است. رسانه شاه بيت علوم ارتباطات است. نمي‌شود درباره علوم ارتباطات صحبت کرد و به کارکرد رسانه‌‌ها در کشور اشاره نداشت.
به عقيده من اگر قرار است، ما در توسعه و سه بخش حياتي سياست، اقتصاد و فرهنگ به بالندگي برسيم و ارتباط ارگانيک ميان اين سه حلقه ايجاد کنيم. راهي نداريم به جز آنکه مطبوعات حرفه‌اي، قوي و مستقل داشته باشيم. رسانه‌‌ حرفه‌اي و قوي دردسر آفرين و هزينه‌بر هم هست. درست به فرزند چموش و در عين حال باهوشي مي‌ماند که اگر نگاه فرزانه و در عين حال صبورانه به آن شود. در نهايت خودش، راهش را پيدا مي‌کند. بدون ترديد در ايران با آن قدمت تمدني و گذشت 29 سال از انقلاب اسلامي ظرفيت پذيرش چنين فضايي بايد وجود داشته باشد.
به نظر مي‌رسد قاعده بازي در عرصه سياست (‌به معناي قدرت) که ما در کشور شاهدش هستيم به مراتب قوي‌تر از قاعده رسانه‌مداري مااست. به عبارتي هنر حاکميت در مديريت و ادارة تضادها در بخش سياست، کاملا هوشمندانه و حرفه‌اي است، در حاليکه مشخص نيست چرا ما قادر نيستيم همين رويکرد را در بخش رسانه‌اي اعمال و تحمل کنيم. درحالي‌که اولي تنها نيروهاي سياسي در صحنه را کارآزموده و حرفه‌اي مي‌کند و دومي جامعه را .

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/01/05

ورود غیر حرفه ای ها سوداگری در نشریات را ترویج داده است

 

" نشریات ما در حال فاصله گرفتن از حرفه ای گرایی اند" . دکتر علی گرانمایه پور با بیان این مطلب در گفت و گو با پرانتز می افزاید :" ورود غیر حرفه ای ها به مطبوعات باعث ترویج روحیه سوداگری در نشریات شده و از سوی دیگرموجب گردیده تا ارزش و اعتبار روزنامه نگاری متزلزل شود و در پی آن روزنامه نگار از فردی اندیشمند ،دکتر گرانمایه پور / عکس : ایسنا قلم به دست و صاحب سبک به کارمندی حقوق بگیر تبدیل شود و مجبور باشد برای دریافت حقوق ماهیانه یکصد و هشتاد تا دویست هزارتومان تنها ، ساعت موظفی خود را تکمیل کند . این مهم در درازمدت به روز مره گی روزنامه نگار منجر می شود و او را بی انگیزه می کند. برای همین است که گاهی می شنویم مدیران روزنامه ها صفحات نشریه خود را اجاره می دهند. اینجاست که روزنامه نگار عملا تبدیل به ویزیتور صفحه ای تبدیل می شود و همین مساله شان و شخصیت روزنامه و روزنامه نگار را پایین می آورد.

وی  اضافه می کند : یکی دیگر از مشکلات روزنامه نگاری امروز پخش رانت در روزنامه هاست.بعضی از روزنامه های ما که از مزیت و امتیازات نسبی بیشتری برخوردار هستند از فرصتهایی استفاده می کنند که برای آنها درآمد ایجاد می کند و این مساله نیز روزنامه نگاری امروز را با چالشهای عمده ای مواجه کرده است.

وی یکی از دلایل کاهش سطح انگیزه ها در مطبوعات را نبود امنیت شغلی  دانسته و می افزاید:در برخی از روزنامه ها وقتی موضوع افزایش دستمزدها از سوی روزنامه نگاران مطرح می شود مدیران و سردبیران خطاب به آنها می گویند اگر شما هم نباشید این روزنامه چاپ خواهد شد .وقتی روزنامه ای خبر تولیدی ندارد و روزنامه ها به اخبار تلکس خبرگزاری ها وابسته می شوند شنیدن این گفته ها نیز امری طبیعی است. جالب اینکه  در این میان گاهی نیز می شنویم برخی ازمدیران نشریات ، روزنامه خود را با هفت و یا هشت نفر منتشر می کنند .این مساله برتری یک مدیر روزنامه را نشان نمی دهد بلکه نشان دهنده عمق فاجعه در برخی از نشریات ماست.همین فضا باعث می شود غیر حرفه ای ها و گاهی داننشجویان رشته فیزیک ، شیمی ، پزشکی هم روزنامه نگار و خبرنگار می شوند.ما عرصه را برای کسی تنگ نمی کنیم اما نکته اینجاست که وقتی فضای کار برای متخصصان و حرفه ای ها وجود ندارد و در قبال دریافت دستمزد پایین کار می کنند غیر متخصصان وارد عرصه حرفه ای می شوند.روزنامه های ما به ادرات چاپ خبر و نه کانونهای تولید فکر و اندیشه تبدیل شده اند.

دکترگرانمایه پور اضافه می کند : مادام که در کشور انجمن های صنفی فعالی نداشته باشیم که از امنیت شغلی روزنامه نگاران حمایت کند روزنامه های ما همچنان با چالش هایی اینچنینی مواجه خواهند بود . چه بسیار روزنامه نگاران قدیمی که به تدریج به حاشیه رفته اند و تجربیات شان را نیز همراه خود می برند .

عضو هیات علمی دانشگاه تهران خاطرنشان می کند : یکی  دیگراز مشکلات ما در عصر جدید مطبوعات این است که از تجربیات گذشته خالی هستیم . اگر می بینید سی . ان . ان همچنان پابرجا ایستاده است بدلیل وجود افرادی چون لری کینگ و افرادی نظیر اوست. بنابر این  باید وجود قدیمی ها  را  به عنوان ستونها و پایه های  رشد مطبوعات باور کرد .اگر تحریریه های ما خالی از روزنامه نگاران کهنه کار شود روزنامه ها موفق به رشد کیفی نخواهد شد.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/01/05

روابط عمومی را با خطاطی و پارچه نویسی اشتباه گرفته ایم

 

" متاسفانه بین عرصه ارتباطات و سازمانهای مختلف پیوند مناسبی برقرار نشده و به همین دلیل بخشی از فارغ التحصیلان علوم ارتباطات و روزنامه نگاری پس از فارغ التحصیلی ، بلاتکلیف می مانند".

دکتر مسعود کوثری در گفت و گو با " پرانتز "با بیان این مطلب اضافه می کند : تنها بخشی از متخصصان علوم ارتباطات که در حوزه روزنامه نگاری و خبرنگاری فعالیت می کنند می توانند جذب بازار کار شوند و دیگران معمولا مشاغل نامرتبط با این رشته را انتخاب می کنند.گسترش این فرهنگ که ارتباطات مساوی با خبرنگاری و روزنامه نگاری نیست ، یکی از ضرورتهایی است که باید به آندکتر مسعود کوثری توجه کرد و به این طریق بازارکار مناسبی برای همه این عرصه ها به وجود آورد ؛ به عنوان مثال سازمانهای تحقیقاتی مربوط به رسانه ها باید از پژوهشگران "پژوهش رسانه ای" استفاده کنند. هنوز حوزه هایی از ارتباطات همچون ارتباطات خانواده ، پلیس ، ارتباطات سازمانی و یا ارتباطات بهداشت فعال نشده است و به همین دلیل تنها بخش اندکی از این فارغ التحصیلان قادرند جذب بازار کار شوند.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران،نبود ارتباط میان خبرگزاری ها و دانشکده های علوم ارتباطات را مشکل جدی علوم ارتباطات و آموزش این رشته دانست و خاطر نشان کرد : از یک سوی خبرگزاری ها معتقدند دانشگاه با مسایل آنها بیگانه است و از سوی دیگر دانشگاه نیز تصور می کند شاغلان در خبرگزاری ها از آموزش کافی برخوردار نیستند و یا اینکه با مسایل علمی این رشته بیگانه اند و این سوء تفاهم همچنان ادامه دارد.

وی اضافه می کند : نتایج پژوهشی که اخیرا در یکی ازشهرهای ایران انجام شده است نشان می دهد 90 درصد از اعضای روابط عمومی سازمانها رشته های نامرتبط با ارتباطات دارند ؛ باید از مسوولان سوال کرد که چرا این افراد جذب این مجموعه شده اند.به نظر من دولت باید ضابطه مشخصی را تدوین کند تا دانش آموختگان ارتباطات بتوانند در این مشاغل فعال شوند.اما متاسفانه امروزهرکسی که خطاطی می داند  جذب روابط عمومی می شود افراد بر اساس روابطی خاص برای کار در روابط عمومی ها انتخاب می شوند و همین مساله نشان می دهد ما اهمیتی برای روابط عمومی قایل نیستیم و آن را با بریدن جراید و خطاطی و پارچه نویسی اشتباه گرفته ایم. دولت باید ظرفیت اختصاصی برای جذب فازغ التحصیلان این عرصه به وجود بیاورد چون بخش عمده ای از مسایل جهان امروز مربوط به حوزه ارتباطات است که متاسفانه در غالب موسسات از این ظرفیت ارتباطی استفاده نمی شود.

دکتر کوثری خاطر نشان می کند: باید بتوانیم عرصه های فعال نشده ارتباطات را در ایران فعال کنیم. وظیفه دانشگاه علوم ارتباطات فعال کردن عرصه هایی است که هنوز متن علمی مشخصی برای آن وجود ندارد تا بتواند فارغ التحصیلان خود را به سوی سازمانهای متقاضی هدایت کند. متاسفانه در ایران به دلیل اینکه ارتباطات مساوی با روزنامه نگاری انگاشته می شود این عرصه ها در ایران فعال نشده است.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/01/05

مطلب من در سایت یزدناباعنوان"پرگار چگونه باشد "

رسانه ها امروز از ابعاد و مفاهیم عالی و گسترده ای برخوردار شده اند و به مدد فراهم امدن این پیشرفت و تکنولوژی در عرصه رسانه هاست که دنیای جدیدی با ابزارهای نو سراسر گیتی را در نوردیده است و  به افق های نو و بدیعی از علم و دانش و تکنولوژی دست یافته و بشر را از وسعت دید و نگرش عمیق و وسیعی بهره مند ساخته است که ارمغان زندگی توان با آگاهی، تدبیر، درایت و روشن بینی نسبت به حال و آینده است.

در این حال نشریه پرگار یزد  در حالی دوباره منتشر می شود که به نظر می رسد مطبوعات محلی یزد به یک بدنویسی رایج که همان " آشفته نویسی" است مبتلا شده اند. نشریاتی که بعضا حرف و دل مردم را به گوش مسئولین نمی رسانند و یا اینکه فکر می کنند اگر مرتب از دولت انتقاد کنند به یک روزنامه نگار روشنفکر ارتقاء درجه پیدا می کنند؟

این روزها مطبوعات محلی یزد به دلایل مختلف نمی توانند تمامی انچه را که مورد نظر منابع پیام( خبرسازان) بوده است را درج و منتشر کنند که بخشی از این مسئله اگر چه به محدودیت صفحات آنها بر می گردد ولی عامل مهمتر دیگر، به توانایی  حرفه خبرنگاران در یزد مرتبط است.

بایدقبول کنیم که خبرنگاران یزدی از لحاظ دانش ، مهارت کافی ندارند خبر،گزارش خبری و یا مصاحبه را به گونه ای تنظیم و نشر می کنند که نهایتا بین پیام ارسالی و یا دریافتی با پیام نشر نشده از لحاظ مفهومی انطباق کامل ندارد که این به ضعف خبرنگاران بر می گردد و یا به ضعف حرفه ای و گاهی اخلاقی نشریات.

شما کافی است در میان اهالی مطبوعات پرسه بزنید به راحتی متوجه می شوید که نوعی واخوردگی و انفعال یا بحران مشارکت در امور مربوطه به حرفه روزنامه نگاری در میان اهالی این قشر عیان و آشکار است، جلسات بسیار را سراغ داریم که حامل بحث های علمی، حرفه ای و تخصصی در سطح خوب و قابل قوبلی بوده اما صندلی های خالی جای بسیاری  از توجیهات را پر کرده است. این یعنی هزینه اجماعی روزنامه نگاری در یزد را افزایش دادن.

چرا به بیراه برویم، یکی از دوستان که به گفته خودش، سر دبیر یکی از نشریات محلی یزد  است از روی خنده به او گفتم اخبار روابط عمومی اداره را در روزنامه کار کنید؟ او پاسخ داد: آیا چیزی هم به ما می رسد؟

دیدگاه کاسبکارانه و یا به هرعنوان این پیام را می رساند که در حال حاضر زنگ  خطری است که مطبوعات محلی یزد را تهدید می کند و چه بسا که باعث رویه آشفته نویسی رایج حال حاضر مطبوعات محلی یزد شده است.

با این وصف از نشریه پرگار انتظار است که اگر چه به یک  جریان سیاسی خاص تعلق دارد ولی جدا از حب و بغض ها در انعکاس حرف های مردم به مسئولین فداکاری کند.

دوم اینکه در انعکاس عملکرد دولت به سیاه نمایی و منفی گرایی نظر نداشته باشد و هم چیز را سیاه و تاریک ومنفی جلوه ندهند و به مچ گیری انتقام گیری افشاگری کاذب و اتهام سازی و پرونده سازی نپردازد.

سوم اینکه در  ارائه گزارش های خود به دو عنصر خبری "چرایی" و " چگونگی" توجه خاص نماید چراکه اگر به این دو عنصر توجه نمود گزارش جذاب حرفه ای و بالاخره در پیش بردن حرف مردم یک گام به جلو برداشته است.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/01/05

مطلب من درسایت تخصصی فناوری اطلاعات با عنوان"نظام سياسى در توسعه روابط عمومى ايران"

بررسى نقش نظام سياسى در توسعه روابط عمومى يكى از موضوعات اساسى در مطالعه تاريخچه روابط عمومى در كشور ماست كه متاسفانه تاكنون مورد توجه قرار نگرفته است.

بنابراين پيش از آنكه به تشريح وضعيت كشور پس از پيروزى شكوهمند انقلاب اسلامى و وضع روابط عمومى در اين دوره بپردازيم، لازم است درباره رابطه دولت _ ملت از زمان قاجاريه تا استقرار نظام جمهورى اسلامى بحث شود.به طور كلى، دولت در ايران پديده اى جدا از ملت بوده است چه در گذشته و چه در زمان معاصر، سهمى از غارت منابع اقتصادى، صرف ايجاد و گسترش بوروكراسى متمركزى مى شده كه كاركرد اصلى آن، دور كردن حكومت از مردم بوده است و غيرقابل نظارت دانستن حكومت كه به معناى حفظ جدايى مردم و حكومت و اينكه در طول تاريخ ايران، تمام حكومت ها در هنگام سقوط هرگز از حمايت موثر هيچ قشر و طبقه مردم برخوردار نشده اند به معناى جدايى از پيش همگى آنها از حكومت است.

با اين وصف، دولت از نظر مردم، اصولاً دشمن بالفعل يا بالقوه افراد و طبقات اجتماعى تلقى مى شده است. در واقع استقرار نظام جمهورى اسلامى در ايران به عنوان نخستين نظام سياسى مردمى كشور كه براساس اراده و راى ملت بر سر كار آمده بود، حاكى از توجه ويژه به توسعه اين مناسبات و نهادهاى مرتبط با آن بود، ليكن نگرش سطحى به روابط عمومى و دستاويز قرار دادن استفاده تبليغاتى نظام قبلى از آن باعث شد در نخستين سال هاى استقرار نظام جمهورى اسلامى، تدريس اين رشته در دانشگاه متوقف شود.

از طرف ديگر عدم اعتماد به مديران قبلى دفاتر روابط عمومى از يكسو و آغاز درگيرى هاى داخلى و وقوع جنگ تحميلى عراق عليه ايران، فضاى سياسى كشور را به سمتى هدايت كرد كه شايد بتوان از آن به عنوان فضاى سياسى نيمه بسته ياد كرد. پيامد اين جريان، تداوم فعاليت واحدهاى روابط عمومى به شكل تبليغاتى بود كه البته محتواى آن در خدمت تقويت دفاع مقدس قرار داشت.ايفاى نقش تبليغاتى توسط واحدهاى روابط عمومى، مسئله ديگرى را براى آن رقم زد و آن روى كارآمدن مديران غيرمتخصص در راس مديريت آنها بود، به گونه اى كه ظاهر اسلامى و قدرت بيان حزب بر ساير ويژگى ها براى احراز پست مديريت روابط غالب شده بود.

البته سياست تك حزبى و تقويت فعاليت هاى ساير احزاب به غير از «حزب جمهورى اسلامى» نيز در ايجاد فضاى نيمه بسته اين دوره موثر بود. با اتمام جنگ تحميلى در سال ۱۳۶۸ و اتخاذ سياست هاى واقع بينانه، تدريس رشته روابط عمومى در دانشگاه علامه طباطبايى و سپس دانشگاه آزاد مورد توجه قرار گرفت و زيرساخت هاى روابط عمومى از لحاظ تعدد نيروى انسانى، تجهيزات و امكانات، مقررات حمايتى و كميت ارتقا يافت.

ليكن الگوى مورد عمل در روابط عمومى همچنان به سمت الگوى تبليغاتى گرايش داشت. حماسه دوم خرداد و ارتقاى افكار عمومى و طرح ايده جامعه مدنى و استقبال گسترده مردم از آن و قرابت روابط عمومى با نهادهاى مدنى از لحاظ توسعه سطح مشاركت مردم در امور، توسعه گفت و شنود در جامعه، تقويت روند پاسخگويى دولت به ملت در قالب يك نهاد واسطه اى بين سازمان و گروه هاى اجتماعى از سال ۱۳۷۶ نويدبخش توسعه روابط عمومى در ايران بود و پيامد آ ن توجه به ارتباطات مردمى، نگرش سنجى و پاسخگويى دستگاه هاى دولتى بود كه در واقع به تحول ماهوى و گرايش به سمت روابط عمومى ايده آل يا مردم گرا در ايران منجر شد.با اين وصف، اينكه چرا در هفت سال اخير، روابط عمومى در ايران به توسعه بايسته و شايسته نرسيده است؛ دليل آن را بايد در نامناسب بودن فضاى سياسى كشور جست وجو كرد. فضاى سياسى كشور را شايد بتوان از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۲ فضاى نيمه باز سياسى دانست كه در آن هنوز احزاب سياسى به شكل مطلوب امكان فعاليت ندارند، انحصار بر وسايل خبرى توده گير تداوم داشته، مطبوعات تحت فشارند، آزادى هاى سياسى و نهادهاى مدنى نهادينه نشده، انحصار دولت در بسيارى از عرصه هاى اقتصادى حفظ شده، مديريت متمركز سياسى دولت پاى برجاست، نگاه واحدى نسبت به نحوه رابطه بين دولت _ ملت شكل نگرفته و در يك كلام دموكراسى نهادينه نشده است، لذا نمى توان انتظار داشت كه در فضاى نيمه باز كنونى روابط عمومى مردم گرا در سال پاسخگويى امكان ظهور يابد.

بر اين اساس، بررسى نمودار رشد روابط عمومى در ايران حاكى است كه هرگاه نظام حاكم درصدد بهره بردارى از روابط عمومى بوده با توجه به فراهم نبودن زمينه ها و عدم امكان پذيرش آن در شكل حقيقى خود به توسعه شكلى آن پرداخته است ليكن پس از اتمام جنگ عراق عليه ايران و ايجاد پايدارى سياسى در كشور از سال ۱۳۷۰ روابط عمومى در مسير رشد ماهوى قرار گرفته و با وقوع حماسه دوم خرداد، روابط عمومى تبليغاتى در ايران در مرحله گذار به روابط عمومى مردم گرا قرار گرفته است. به نظر مى رسد چنين روندى گريز ناپذير است، زيرا تقويت افكار عمومى و ارتقاى آن، افزايش شهامت سياسى مردم، حضور فناورى هاى نوين ارتباطى، تعدد احزاب سياسى و... تنها يك راه براى رقم زدن سرنوشت روابط عمومى در ايران باقى گذارده است كه آن هم كمك به توسعه روابط عمومى مردم گرا است تا به عنوان يك مجموعه مقتدر در راستاى رفع مشكلات سازمان ها و گروه هاى اجتماعى مرتبط آنها تلاش كند.

روابط عمومى مردم گرا در واقع ماهيت و طبيعت واقعى روابط عمومى را متجلى مى كند كه مشخصه هاى اصلى نوع ايده آل روابط عمومى را مى توان به شرح زير مطرح كرد:
خدمت به افكار عمومى به جاى كنترل و مديريت آن؛تاكيد بر گفتمان آزاد و برابر بين سازمان و گروه هاى اجتماعى مرتبط؛آمادگى براى تغيير رفتار سازمان در صورت لزوم و پرهيز از تحميل باور هاى سازمان به مخاطبان؛توجه به مرز گشايى و مركزگسترى به معنى خارج شدن از سازمان و توسعه گستره فعاليت هاى ارتباطى به سمت كليه گروه هاى مرتبط و بستر سازى براى سهيم شدن آنها در تصميم سازى هاى سازمان؛تغيير جريان ارتباطى سنتى و عمودى از سمت سازمان به سمت گروه هاى اجتماعى به جريان ارتباطى دوسويه گروه؛كاهش فعاليت هاى تبليغاتى، انتشاراتى و بعضاً رسانه اى به نفع تاكيد بر فعاليت هاى مطالعاتى، مشاوره اى و تحقيقاتى؛اعتقاد به سرسختى و هوشمندى مخاطبان و دادن نقش همسنگ به آنان در فعاليت هاى ارتباطي.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/01/05

مطلب من در روزنامه ایران با عنوان"جايگاهى بدون متخصص"

دبيرخانه شوراى اطلاع رسانى دولت، ۲۷ ارديبهشت ماه را در حالى به عنوان روز «ارتباطات و روابط عمومى» اعلام كرد كه نهاد روابط عمومى در حال حاضر با مشكلات بسيارى دست و پنجه نرم مى كند. اگرچه آئين  نامه جامع روابط عمومى كه نخستين آئين نامه جامع براى تعيين وظايف و اختيارات روابط عمومى هاست در مراحل نهايى جمع بندى از سوى دولت قرار دارد اما به اعتقاد كارشناسان، نظام دانشگاهى در كشور ما در پرورش كارشناسان حرفه اى روابط عمومى هم ضعف جدى دارد و هم اين كه كارگزاران از متخصصان با تجربه اين رشته نيستند.
«على اصغر كيا» مديرگروه علوم ارتباطات اجتماعى دانشگاه علامه طباطبايى مى گويد: متأسفانه در برخى از روابط عمومى ها، مديران متخصص و با تجربه وجود ندارد زيرا از حوزه هاى ديگر وارد اين حرفه شده اند.
وى معتقد است: مدير روابط عمومى بايد روانشناس و جامعه شناس باشد و با اين حرفه آشنايى كامل داشته باشد اما شاهد هستيم كه روابط عمومى هاى ما اين گونه نبوده و از آموزش لازم برخوردار نيستند.
«جواد قاسمى» رئيس انجمن روابط عمومى ايران، با اشاره به اين كه بيش تر روابط عمومى ها با كمبود كارشناس متخصص در علوم ارتباطات مواجه هستند، اظهار داشت: ناآگاهى مديران ارشد برخى سازمان ها از تأثيرات مهم و مؤثر اطلاع رسانى در جلب مشاركت مردم است كه اين امر مستلزم آموزش هايى مرتبط به منظور تغيير نگرش در حوزه ارتباطات فردى و سازمانى است.
«هوشمند سفيدى» كارشناس و پژوهشگر حوزه روابط عمومى مى گويد: در حال حاضر حدود ۱۵۰ هزارنفر در روابط عمومى مشغول به كاراند كه از آموزش لازم در زمينه حرفه خود برخوردار نيستند.
وى مى افزايد: با روى كار آمدن دولت اصلاحات ، توقع ما اين بود كه روابط عمومى متناسب با شعار جامعه مدنى تغيير كند و اين نهاد، شبه مدنى شود كه متأسفانه چنين نشد.
مدير مؤسسه آرمان روابط عمومى در مورد دلايل اين امر مى گويد: اين مسأله برمى گردد به عملكرد متوليان امر كه اول متخصص اين كار نبودند و دوم دغدغه  هاى دولت را نداشتند. با اين وصف، صحبت هاى «سفيدى» در حالى عنوان مى شود كه آيا كارگزاران روابط عمومى در حال حاضر دغدغه هاى دولت نهم مانند عدالت و مهرورزى را دارند يا نه؟
«حوريه دهقان شاد» استاد دانشگاه، معتقد است: روابط عمومى  هاى ما انتقادپذير نيستند و همين عامل موجب مى شود در برخى اوقات شاهد برخورد سليقه اى و گلچين شدن رسانه ها از سوى آنها باشيم.
وى آموزش و داشتن تحصيلات آكادميك را براى مديران روابط عمومى سازمان ها، يكى از مهم ترين عوامل در اين زمينه مى داند.
«ليلا نيرومند» مدرس رشته روابط عمومى با ذكر اين نكته كه حمايت و پشتيبانى لازم از روابط عمومى ها صورت نمى گيرد، براين اعتقاد است كه اگر مدير روابط عمومى در اين پست فاقد آموزش، تجربه و تخصص باشد هيچ وقت نمى تواند به عنوان چشم و گوش سازمان، اهداف مورد نظر سازمان را محقق سازد.
«عباس ماندگارى» كارشناس ارشد علوم ارتباطات در اين باره مى گويد: نخستين قدم در روابط عمومى، ايجاد شناخت و شناسايى موضوعاتى است كه فعاليت هاى سازمان متبوع را مشخص مى نمايد.
وى مى افزايد: اين شناسايى تنها از طريق انجام پژوهش و تحقيق حاصل مى شود، اما به دليل اين كه تحقيق و پژوهش از سوى روابط عمومى ها زياد جدى گرفته نمى شود، باعث مى شود كه اهداف سازمان تحقق نيابد.
ماندگارى دليل اصلى اين امر را كمبود متخصص باتجربه و آگاه در زمينه روابط عمومى مى داند.
«قاسم محمدى» وقتى به عنوان يك مدير دراين رشته فعاليت مى كند، اظهار مى كند: نگرش هاى مديريتى و مباحث فرهنگى از فاكتورهايى است كه موجب نداشتن كاركرد مناسب و مؤثر در روابط عمومى شده است.
وى معتقد است: با توجه به اين كه مدت زمانى از عمر روابط عمومى دركشورمان مى گذرد، هنوز الگو و مدل خوبى را براى روابط عمومى هاى مان نداريم.
«زهرا آزاديان» كارشناس ارشد علوم ارتباطات هم بر اين اعتقاد است كه مديران در انتخاب كارگزاران روابط عمومى دقت و اهميت لازم را مدنظر قرار نمى دهند.
وى مى افزايد: همين امر سبب شده است كه افراد غيرمتخصص در روابط عمومى ها مشغول به كار شوند.
«محمودرضا مرتضوى» مدرس رشته روابط عمومى معتقد است : پايين بودن شأن و جايگاه مدير روابط عمومى به دليل ضعف آموزش و اشتغال نداشتن متخصصان در اين حوزه است. به هرحال براساس نتايج تحقيقى از كل كاركنان روابط عمومى هاى كشور فقط ۳۱ درصد ، داراى تحصيلات دانشگاهى هستند. به اين ترتيب يكى از ضعف هاى عمده روابط عمومى در ايران ، كمبود تعدادكارشناس متخصص روابط عمومى است ، به گونه اى كه نسبت كارشناسان داراى تحصيلات مرتبط به كل كاركنان در روابط عمومى هاى كشور ۱۲‎/۳ درصد است، در حالى كه در كشورهايى كه روابط عمومى از توسعه مناسبى برخوردار است، اين نسبت به بالاى ۸۰ درصد مى رسد.
در پايان بايد گفت، اكنون بيش از هر زمان ديگر ، ضرورت توجه به جايگاه ، نقش و مسئوليت روابط عمومى احساس مى شود و صاحب روز خاصى شدن اين نهاد در كشور ، مى تواند يك گام روبه جلو براى روابط عمومى باشد؛ به شرط آن كه به اعتقاد همه كارشناسان به متخصصان باتجربه اين رشته اهميت خاصى داده شود.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/01/04

مطلب من در سایت کانون توسعه وتعاون افغانستان با عنوان "توسعه، دموكراسى و اهميت رسانه هاى جمعى"


وسايل ارتباط جمعى به عنوان يكى از نظام هاى فرعى جامعه، متاثر از نظام اجتماعى اند و موفقيتشان در جلب مشاركت مردم در چارچوب نظام حاكم بر اين وسايل قابل ارزيابى است. اين موفقيت مشروط به وجود نظام مردمى و ثبات آن به عنوان پيش شرط لازم در ايجاد وحدت و عامل زمينه ساز مشاركت هاى اجتماعى است. انتظار موثر واقع شدن پيام رسانه هاى همگانى در جلب حمايت و مشاركت مردم در اجراى برنامه هاى توسعه ملى در صورت فراهم نبودن زمينه هاى لازم براى مشاركت، تعليق به محال است، حال آنكه رسانه ها قادرند در فضايى مردمى، در مجموعه اى از عوامل هماهنگ، در مشروعيت بخشيدن به نظام و ايجاد باور ميان توده ها و حاكميت و در نهايت ترغيب و تشويق مردم به مشاركت بيشتر در امور موثر واقع شوند. عدم توجه به اين واقعيت رسانه هاى جمعى را به دستگاه هاى ارتباطى و فاقد كارايى لازم و متناسب با جامعه متحول رو به توسعه تبديل خواهد كرد. مطرح شدن وسايل ارتباط جمعى به عنوان چهارمين ركن حكومت دموكراسى در كنار اركان سه گانه مقننه، قضائيه و مجريه خود بهترين نشانه رابطه ميان آنها و نظام مردمى است كه با توجه به آن، اگر مشاركت به مفهوم مورد نظر را لازمه توسعه ملى و از تبعات نظام مردمى و ثبات نظام مردمى را متاثر از مشروعيت و موثر بودن نظام و در عين حال موثر بر آن بدانيم، دور خوشايندى از اين روابط حاصل مى شود كه موفقيت رسانه هاى جمعى تابعى از آن و در عين حال موثر بر سرعت آن خواهد بود.
به اين ترتيب مى توان موفقيت رسانه هاى جمعى در جلب مشاركت مردم را معادل موفقيت آنها به عنوان يكى از زيرساخت هاى نظام در حفظ دموكراسى و تداوم آن دانست و از همين رو امروزه جامعه شناسان آن را به عنوان يكى از شاخص هاى متمايز ميان نظام هاى مردمى و خودكامه مى دانند.
با اين حال اگرچه وجود نظام هاى مردمى شرايط را براى فعاليت رسانه هاى جمعى در انجام وظايفشان آماده مى كند و زمينه تسريع توسعه را فراهم مى سازد اما بخشى از موفقيت رسانه ها موكول به نحوه عملكرد خود آنها و همخوانى و هماهنگى شان به عنوان يكى از نظام هاى فرعى با نظام اجتماعى است. به عبارت ديگر وجود يك نظام مردمى پيش شرط لازم در موفقيت رسانه هاى جمعى در زمينه جلب مشاركت مردم است، اما اين موفقيت در مرحله بعد مشروط به عواملى چون مديريت، تخصص كارگزاران رسانه هاى گروهى و آگاهى آنها از دانش پيشرفته ارتباطى است و همچنين نكات ديگرى كه در ذيل به آنها اشاره مى شود.
۱ _ رسانه ها بايد از هرگونه مبالغه و اغراق كه سبب عدم انطباق حرف و عمل مى شود بپرهيزند.
۲ _ توجه به مرز ميان استثمار و آگاه كردن مردم.
۳ _ توجه به رسانه هاى جمعى به عنوان بانك اطلاعاتى جامعه.
۴ _ توجه به محتواى رسانه ها و اثر انواع پيام بر گروه هاى اجتماعى بخشى از مطالعات رسانه ها را تشكيل مى دهد.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/01/04

مطلب من در سایت انجمن روابط عمومی با عنوان"مديريت راهبردي و روابط عمومي"

مديريت راهبردي عبارت است از فرايندي كه از طريق آن سازمان‌ها، محيط‌هاي داخلي و خارجي خود را شناسايي كرده و در صدد شناخت عميق آنها برمي‌آيند. علاوه بر آن مسير راهبردي خود را پايه‌گذاري كرده و دست به خلق استراتژي‌هايي مي‌زنند تا با به كارگيري آنها به اهداف تعيين شده سازمان برسند. هم‌چنين مديريت راهبردي، علم و هنر تدوين،‌ اجرا و ارزيابي تصميم‌هاي چندگانه‌اي است كه سازمان را به هدف‌هاي بلندمدت خود مي‌رساند. بنابراين نقش و جايگاه مديريت در روابط عمومي به مثابه اعمال مديريت در مديريت است. بدين معنا كه از يك طرف موضوع برنامه‌‌ريزي مديريت در روابط عموم مدنظر قرار مي‌گيرد و از طرف ديگر خود در روابط عمومي و فعاليت‌هاي آن به عنوان يك وظيفه مديريتي مطرح است. پس مديريت راهبردي در روابط عمومي داراي سه مرحه است: 1_ تدوين استراتژي،‌ 2_ اجراي استراتژي،‌ 3_ ارزيابي استراتژي.

در مرحله تدوين استراتژي براي روابط عمومي لازم است به عوامل زير توجه شود؟

الف _ شناخت، تحليل و ارزيابي نقاط قوت روابط عمومي.

ب _ شناخت، تحليل و ارزيابي نقاط ضعف روابط عمومي.

ج _ شناخت، تحليل و ارزيابي فرصت‌هاي مهيا شده براي روابط عمومي.

د _ شناخت، تحليل و ارزيابي تهديدات خارجي موجود براي روابط عمومي.

 

دومين مرحله در اين رويكرد اجراست. بنابراين اجراي استراتژي‌ها ايجاب مي‌كند كه روابط عمومي سازمان، هدف‌هاي سالانه را در نظر بگيرد،‌ سياست‌ها را تعيين كند،‌در كاركنان نسبت به فعاليت‌هاي خود انگيزه ايجاد كند و منابع را به گونه‌اي تخصيص دهد كه استراتژي‌هاي تعيين شده روابط عمومي به اجرا درآيد. اغلب،‌ اجراي استراتژي‌ها را در مرحله عملي مديريت راهبردي مي‌نامند. مرحله سوم مديريت استراتژيك، ارزيابي است. مديران بايد بدانند تصميمات آنها چه زماني كارساز واقع نمي‌شود. همه استراتژي‌ها در آينده دستخوش تغييرات مي‌شوند،‌ زيرا عوامل درون و برون سازماني به صورت دايم در حال تغيير هستند،  لذا براي ارزيابي استراتژي‌ها سه فعاليت عمده به شرح زير انجام مي‌شود.:

1_ بررسي عوامل درون و برون سازماني كه پايه و اساس استراتژي‌ها كنوني قرار گرفته‌اند.

2_ محاسبه عملكردها.

3_ اقدامات اصلاحي.

 

بنابراين، تصميم‌گيري و امكان چاره‌انديشي منطقي به خصوص در مواقع بحراني و مسايل جدي، همواره به عنوان يكي از مهارت‌هاي برتر مديران شمرده مي‌شود. از اين‌رو مديراني كه بهترين و عملي‌ترين تصميم‌ها را در زمان مناسب مي‌گيرند و نتيجه مطلوبي از آن به دست مي‌آورند،‌ به عنوان افرادي موفق شناخته شده و از منزلتي والا برخوردارند و حال اگر عوامل ذكر شده از اهميت بالايي برخوردار است و مي‌تواند به هنگام بروز مشكل، راهگشاي سريعي براي حل آن باشد، اما اگر اين توانايي‌ها و قابليت‌هاي برتر در شيوه‌اي درست و قالبي مناسب مورد استفاده قرار بگيرد، بهتر خواهد توانست نتايج مثبت خود را آشكار كند.

با اين حال،‌ نبود برنامه‌هاي مدون و مصوب بيش از پيش بر كمرنگ شدن خلاقيت و نوآوري مديريت روابط عمومي دامن زده است. به همين جهت روابط عمومي‌ها هميشه از سوي مديران عالي سازمان مورد انتقاد قرار مي‌گيرند. دليل اين امر اين است كه انتخاب مديران روابط عمومي بر اساس تخصص و شايسته‌سالاري نيست،‌ بلكه متاسفانه روابط بر ضوابط حاكم است.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/01/04

گزارش وضعيت روزنامه‌نگاري در سه ماهه آخر سال 86

سال 1386 برای جامعه مطبوعاتی ایران واجد ویژگی خاصی بود که مرور کوتاهی بر آن، چشم‌انداز گویایی از چگونگی فعالیت‌های مطبوعاتی و رسانه‌ای در این سرزمین را در معرض ارزیابی و داوری قرار می‌دهد.
سالی که گذشت مصادف بود با یکصدمین سالگرد تصویب نخستین قانون مطبوعات کشور. این قانون در روز 18 بهمن سال 1286 خورشیدی با اقتباس از مقررات حقوقی قانون مطبوعات فرانسه (مدون به تاریخ 29 ژوییه سال 1881 میلادی) در 53 ماده تهیه و تدوین و توسط مجلس شورای ملی وقت تصویب شد.
با تصویب این قانون- که در هنگامه بروز بحران‌های فکری و سیاسی مردان سیاست به وقوع پیوست- شیوه و مراحل مشخصی برای کسب امتیاز انتشار نشریه و چگونگی ادامه فعالیت آن تعریف شد.
اعتبار نخستین قانون مطبوعات کشور تا سال 1331 برقرار بود. در این سال دکتر محمد مصدق در کسوت نخست وزیر ایران با درک ضرورت تجدید نظر در قانون برخاسته از فضای مشروطه‌خواهی و رفع نواقص آن، دومین قانون مطبوعات را از تصویب مجلس وقت گذراند؛ قانونی که به باور بسیاری اندیشمندان علوم ارتباطات و صاحبنظران عرصه خبر به لحاظ جامعیت و رعایت حقوق شهروندان از ساختاری نسبتا دموکراتیک و مبتنی بر نقد قدرت سیاسی برخوردار بود.
سقوط دولت ملی دکتر مصدق و روی کار آمدن دولت برخاسته از کودتا ، در سه سال بعد (1334)، اضمحلال مترقی ترین قانون مطبوعات ایران و تصویب قانون جدیدی را در پی داشت که به تبع گزاره‌های سیاسی- اجتماعی آن دوران، فضای اختناق و سانسور در عرصه فعالیت‌های اطلاع رسانی را عمیقاً گسترش داد. این قانون تا زمان پیروزی انقلاب، مرجعیت خود را در محاکم قضایی و مطبوعاتی حفظ کرد.
پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی در سال 57 و در تاریخ بیستم مرداد سال 1358- که دگرگونی نظام سیاسی، نگرش به زوایا و ابعاد جدیدی از آزادی‌های مدنی و اجتماعی، از جمله آزادی بیان، را می‌طلبید- چهارمین قانون مطبوعات ایران با نام «لایحه قانونی مطبوعات» تدوین و توسط شورای انقلاب تصویب و مبنای فعالیت های مطبوعاتی در عصر پس از انقلاب شد هرچند در این دوره بدلیل شرایط برآمده از انقلاب کمتر به حاکمیت قانون بها داده می شد و نوعی هرج و مرج فعالیت های مطبوعاتی را پوشش می داد .
افت و خیز تحولات سیاسی و ظهور و بروز سلایق و تفکرات مختلف و بعضا معارض و رخداد جنگ تحمیلی و تداوم آن ضروت بازنگری بر قانون حاکم بر فعالیت های مطبوعاتی مطرح کرد و دومین مجلس وقت شورای اسلامی را بر آن داشت تا در سال 1364 تصویب قانون دیگری را مد نظر قرار دهد که به عنوان پنجمین قانون مطبوعات، سرلوحه چگونگی حیات و فعالیت نهادهای مطبوعاتی کشور قرار گیرد .
عمر کاربردی بودن قانون مذکور در صحنه تعاملات سیاسی- فرهنگی ایران میان اصحاب مطبوعات و حکومتگران یک دهه به درازا کشید و در اردیبهشت سال 74 بود که گروهی از نمایندگان محافظه کار مجلس پنجم شورای اسلامی با تأکید بر ضرورت بازنگری وتجدیدنظر در قانون مصوب سال 64، پیش نویس «طرح قانون مطبوعات» را در صحن علنی مجلس مطرح کردند که این طرح به لحاظ در برداشتن شرایط و مواد سخت گیرانه متعدد و تنگناهای بسیار علیه فعالیت های مطبوعاتی و نیز اعمال نوعی انسداد در فضای اطلاع رسانی کشور مورد مخالفت فعالان رسانه‌ای قرار گرفت و در فرآیند نهایی، به تصویب نرسید اما در روزهای آخر عمر کاری مجلس پنجم و در شرایطی که اصلاح طلبان اکثریت قاطع کرسی های مجلس ششم را در انتخابات برده بودند ، اکثریت محافظه کار مجلس پنجم با ارائه طرحی تحت عنوان " اصلاح قانون مطبوعات " به تصویب عجولانه آن در تاریخ سی فروردین سال 79 اقدام کرد و با تایید این مصوبه توسط شورای نگهبان صورت قانونی به خود گرفت در حالی که به نظر بسیاری از کارشناسان حقوقی و عالمان علوم ارتباطات و فعالان مطبوعاتی و رسانه ای ، ایرادات ماهوی و بنیادین مستتر در آن، لطمه‌هایی جدی به رژیم حقوقی مطبوعات در ایران وارد آورده و شرایط را برای فعالیت های مطبوعاتی حتی در مقایسه با قانون تصویب شده در شرایط جنگی سخت تر و دشوارتر کرده است.
جامعه مطبوعاتی ایران در همزیستی با متن و حاشیه چنین قانونی سال 1386 را به پایان برد ، قانونی که برخی مواد و تبصره‌های اضافه شده بر آن (توسط نمایندگان محافظه کار مجلس پنجم) گاه چنان محدوده فعالیت‌های روزنامه‌نگاری را تنگ کرده که مقوله عدم امنیت شغلی و حرفه ای روزنامه‌نگاران ایران از قِبَلِ این تنگناها، به یکی از پررنگ‌ترین موضوعات نقض آزادی بیان و حقوق بشر در کشور تبدیل شده است و متاسفانه تلاش مجلس اصلاح طلب ششم برای اصلاح این قانون و باز گشت به قانون سال 1364 هم به جایی نرسید ! برای مثال می‌توان به تعبیه اختیارات زیاد و بسیار فراگیری اشاره کرد که قانونگذار در این قانون به نهاد زیرمجموعه آن یعنی «هیأت نظارت بر مطبوعات» تفویض کرده است. این تفویض اختیار به ویژه در سال‌های اخیر (از زمان روی کار آمدن دولت نهم) عموماً به ایجاد فضای شائبه و غلبه آرای سلیقه ای و تفسیرگونه اعضای هیأت نظارت علیه رکن چهارم دموکراسی منجر شده است. بر اساس قانون فعلی مطبوعات، هیأت نظارت به عنوان یکی از موثرترین اهرم‌های کنترل کننده محتوای مطبوعات، از چنان دایره گسترده‌ای از اختیارات برخوردار است که عملاً شکل گیری رابطه تعاملی و دو سویه میان نگرش برخاسته از تفکرات این هیأت و فعالان مطبوعاتی را غیرممکن می‌نماید. جدید ترین نمونه عملیاتی شدن این اختیارات تفسیر بردار در سه ماهه پایانی سال 86 بر علیه مطبوعات لغو مجوز فعالیت 9 نشریه در روزهای پایانی سال 86 بوده است. این نشریات عموماً با گرایش غیر سیاسی و در حوزه‌های فرهنگی- اجتماعی منتشر می‌شدند و بعضاً به گفته مدیران مسئول خویش، پیش از دریافت خبر لغو مجوز حتی یک بار هم اخطاریه کتبی یا شفاهی در باره محتوای نشریه خود دریافت نکرده‌اند.
خبر لغو مجوز انتشار 9 نشریه دیگر در سال 86 آنهم در روز 26 اسفند این سال در شرایطی انجام پذیرفت که آخرین جلسه هیأت نظارت بر مطبوعات در تاریخ دوشنبه بیستم اسفندماه برگزار و حکم لغو مجوز نشریات یادشده در همان روز صادر شده است ، اما ابلاغ آن به مدیران جراید مربوطه با تأخیری معنادار و پس از انجام رای گیری برای انتخاب نمایندگان مجلس هشتم ، و در دو روز مانده به پایان سال 86 صورت پذیرفت !
این سخت گیری ها و ناملایمات در شرایطی بر پیکره آسیب پذیر مطبوعات ایران تحمیل شده که نهادهای بین المللی مطبوعاتی از نزدیک فعالیت های رسانه ای را در ایران زیر نظر دارند و با استناد به اینگونه عملکردها و انتشار گزارشات نوبه ای به ارائه تصویری نامطلوب و سیاه از فعالیت های مطبوعاتی در ایران می پردازند به گونه ای که در آخرین ارزیابی هاشان از فعالیت های رسانه‌ای در ایران، وضعیت مطبوعات را در سال 86 «نامناسب و بدتر از سال پیش از آن» اعلام کرده‌اند.

منبع :سایت انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

جمعه 1387/01/02

مطلب من در سایت یزدنا با عنوان"آشفته نویسی در مطبوعات محلی یزد "

 اگر چه در سالهای اخیر شمارگان مطبوعات در استان یزد روندی روبه رشد داشته است اما هنوز در چنبره مسائل و مشکلات زیادی به سر می برند که به اعتقاد اکثر کارشناسان مشکلات حرفه ای دلیل اصلی همه آنهاست. در حالیکه در اکثریت قریب به اتفاق آنها گزارش های تحلیلی و یاداشت دیده نمی شود تیراژ آنها در مقایسه با دیگر استانها نیز قابل مقایسه نیست.اگر یکی از برجسته ترین نقاط قوت یک نشریه را تهیه و تنظیم اخبار تولیدی بدانیم در حال حاضر یکی از ضعف های عمده نشریات محلی یزد در شرایط کنونی آن است که اخبار تولیدی شان بسیار اندک است به  طوریکه در بعضی از آنها میزان اخبار تولیدی تقریبا نزدیک به صفر است .امروزه آنها عمدتا اتکاء زیادی به نقل اخبار خبرگزاری ها و سایتهای خبری دارند که این مسئله حکایت از آن دارد که آنها از وجود یک نیروی متخصص در رشته روزنامه نگاری بی بهره هستند و اگر همه وجود دارد مدیران مطبوعات محلی یزد به دلیل فشارهای اقتصادی حاضر نیستند نیروی متخصص را جذب نمایند.به هر حال تمام این موارد در حالی بیان می شود که به نظر می رسد یکی از بد نویسی های رایج در مطبوعات محلی یزد آشفته نویسی است در واقع نشریات یزد با بی دقتی موجب نگارش های غلط می شود و یا به دلیل عدم تخصص با حذف نا آگاهانه عبارتی ساخت جمله و ترکیبات آن را بهم می زنند. در این آشفته نویسی وقتی اکثریت آنها را تحلیل محتوا می کنیم به این نتیجه می رسیم که دیدگاه و هدف آنها دیدگاه نشریات زرد و بیان کردن دیدگاههای کاسبکارانه است که این مسئله باعث شده آنها با یک عدم استقبال از سوی مخاطبان مواجه شوند. این امر یکی از مشکلات کنونی مطبوعات محلی یزد است که به ضعف حرفه ای مدیران و خبرنگاران یزدی بر می گردد و یا به ضعف اخلاقی در رسانه ؟ به اعتقاد کارشناسان رشته روزنامه نگاری منفی گرایی و سیاه نمایی شاید در ابتدا مسئله محتوایی جلوه می کند اما با نگاه دقیق تر به آن روش می شود که کاملا به ضعف های حرفه ای مطبوعات در یزد بر می گردد به طوریکه در موقعیت کنونی روزنامه نگاری در این خطه با مسالئ سیاسی و جناحی نیز پیوند خورده و متاسفانه آسیب های اختلاف های سیاسی هم به آن سرایت کرده است . صفحه های مختلف نشریات یزد پر شده از درگیری ،  متهم کردن، افشاگری، خط و نشان کشیدن، تحقیر و  سیاه نمایی فعالیت های ادارات که انگار برای یک جامعه مرده منتشر می شوند.

با این وصف بحث درباره ضعف ها و کاستی های مطبوعات محلی یزد دامنه گسترده ای دارد که در این یادداشت به طور مختصر به آنها پرداخته شد اما اگر بخواهیم به پرسش چگونگی وضح مطبوعات یزد یک پاسخ کوتاه بدهیم می توانیم به این مسئله اشاره نماییم که مطبوعات محلی یزدبه شدت غیر حرفه ای هستند به همین دلیل هم با بحران مخاطب مواجه هستند و هم اینکه حرف خاصی برای گفتن ندارند.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

جمعه 1387/01/02

مطلب من در سایت رجانیوز با عنوان "دولت بي رسانه"

 مركز مطالعات و تحقيقات رسانه هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با تحليل مهمترين موضوعات مطرح شده در 20 روزنامه كشور ، آمار قابل تأملي را ارائه كرده است كه به مظلوميت اين دولت در حوزه رسانه ها پي خواهيم برد. بر اساس اين تحقيق ، 8/41 درصد از موضوعات و تيتر يك و تحليل اين روزنامه ها در سه ماهه اول سال 86 به جهت گيري منفي عليه دولت و عوامل اجرايي اختصاص داشت كه قطعاً اين ميزان هجو و تخريب دولت در تاريخ انقلاب اسلامي ايران سابقه نداشته و بايد گفت فقط در شرايطي مي توان چنين حملات و انتقاد هاي را عليه دولت به كار برد كه يك بستر مناسبت رسانه اي تحت عنوان فضاي باز نقد و انتقاد وجود داشته باشد و مطمئناً گستره و دامنه چنين فضايي در دولت نهم از هر دولت ديگري در جمهوري اسلامي ايران بازتر است كما اينكه اين آمار و ارقام خود گواهي بر اين مدعاست . اين آمار همچنين در حالي بيان شده است كه روزنامه هاي هم ميهن و شرق در اين جامعه آماري قرار نگرفته اند. اما حالا چه بايد كرد ؟ درست است كه بر اساس برخي عوامل كوتاهي هايي صورت گرفته اما بر اين باور هستيم كه در همه حوزه ها اقدامات ارزشمندي از سوي دولت نهم صورت گرفته است كه آنچنان كه بايد و شايد از سوي رسانه هاي گروهي موافق دولت هم انعكاس خوبي صورت نگرفته است. حرفه اي گرايي و تخصص گرايي موضوعي در رسانه هاي گروهي ماست كه هم از سوي مديران رسانه ها و هم از سوي دولتمردان به آن توجه خاصي نشده است چرا كه اگر مديران رسانه ها مي خواهند رسانه اي پويا و موفق داشته باشند بايد به اين امر توجه كنند و اگر دولتمردان هم مي خواهند سازمانشان در افكار عمومي جايگاه بالايي را كسب نمايد بايد در اطلاع رساني و روابط عمومي هاي خود تجديد نظر كنند. در دنياي امروز با ورود عرصه هاي تكنولوژي نوين ارتباطي مديران روابط عمومي ها و خبرنگاران مي توانند به آموزش ها و تجربيات دنياي مدرن به راحتي دست پيدا كنند همچنان كه بايد به تلفيق آموزشهاي تئوري و كاربردي در اين حوزه به رشد كافي دست پيدا كنند و در اين راه دولت بيشترين نقش را مي تواند براي دست اندركاران ايفاء نمايد. پس بايد قبول كنيم كه روابط عمومي و رسانه هاي ما فاقد استاندارد ها و معيار هاي حرفه اي هستند چرا كه به حضور نيروهاي متخصص اهميت نداديم.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

جمعه 1387/01/02

آسيب شناسى نشريات محلى

درباره اولين نشريه محلى ايران اتفاق نظر وجود ندارد. محققان نشريه هاى زير را به عنوان اولين نشريه هاى محلى معرفى كرده اند.
- روزنامه فارس، اولين شماره آن ۲۰ جمادى الثانى ۱۲۸۹ ه.ق شيراز
- زاراريت باهارا، به زبان ارمنى، اروميه
- روزنامه تبريز، ۱۲۷۵ ه.ق تبريز
- آذربايجان، ۱۲۷۵ ه.ق تبريز
با اين تفاسير، عده اى از پژوهشگران روزنامه تبريز را منتشر شده در سال هاى ۱۲۹۶ ه.ق و ۱۳۲۸ ه.ق دانسته اند. روزنامه تبريز به نام هاى اخبار دارالسلطنه آذربايجان، روزنامه وقايع شهر مملكت مرحومه آذربايجان، روزنامه ملتى مملكت آذربايجان منتشر مى شد.
• اهميت مطبوعات محلى
امروزه مطبوعات محلى در نگاه صاحب نظران علوم ارتباطات اجتماعى در كشورهاى توسعه يافته و در حال توسعه به دلايلى چند اهميت ويژه اى دارد. نخست آنكه با توسعه رسانه هاى الكترونيكى از توان و اثرگذارى رسانه هاى مكتوب به شدت كاسته و باعث توجه اين مطبوعات به ظرفيت هاى جديد در شهرهاى كوچك شده است و نكته ديگر اينكه كشورهاى در حال توسعه به شدت به جلب مشاركت مردم براى اجراى برنامه هاى توسعه اقتصادى و اجتماعى نيازمندند و رسانه هاى محلى به دليل ويژگى هاى خاص، همچون تطبيق با فرهنگ، آداب و رسوم، اعتقادات و زبان مردم در آماده سازى بستر فرهنگى براى اجراى طرح هاى توسعه نقش اساسى ايفا مى كنند كه با توجه به ظرفيت ها و نقش رسانه ها به ويژه مطبوعات محلى در كشورهاى در حال توسعه، همواره نظريه پردازان توسعه و ارتباطات بدان توجه دارند.
با اين اوصاف مطبوعات محلى ايران به رغم تعداد كثيرشان در سراسر كشور با دو مشكل فنى از لحاظ كيفى و اقتصادى دست و پنجه نرم مى كنند به طورى كه دكتر يونس شكرخواه و دكتر حسن نمك دوست از اساتيد علوم ارتباطات در تحقيقى كه درمجله رسانه به چاپ رسيده و بيش از ۲۰۰ عنوان نشريه از ۲۸ استان كشور را مورد مطالعه و بررسى قرار داده  اند به اين نتيجه رسيده اند كه از لحاظ ساختارى مى توان سه سطح را از همديگر متمايز كرد: ۱ _ سطح ساختارى، ۲ _ سطح پرسنل، ۳ _ سطح ميثاق و اهداف نشريه. به عقيده شكرخواه نشريات شهرستانى فاقد سطح ساختارى هستند و نظريه سازمان در آنها مطرح نيست. در سطح پرسنل نيز نشريات شهرستانى بسيار ضعيف عمل مى كنند و علاوه بر كمبود متخصص از كمبود ابزار و منبع هم رنج مى برند. اما در سطح ميثاق، محلى عمل كردن و ديدگاه محلى داشتن برخى از نشريه هاى شهرستانى تا حدى موفقيت آميز است.دكتر حسن نمك دوست معتقد است كه توسعه يافتگى مطبوعات با توسعه يافتگى جامعه رابطه مستقيمى دارد. به عبارت ديگر هر چه توسعه يافتگى مطبوعات بيشتر باشد، توسعه يافتگى جامعه نيز بيشتر خواهد بود. بنابراين يكى از بهترين سنجش ها براى نمايش براى توسعه يافتگى مطبوعات، بررسى توسعه يافتگى نشريات شهرستانى است. او در ادامه مى گويد: «بين مطبوعات منتشر شده در شهرستان ها با مطبوعات منتشر شده در مركز شكاف و گسستگى وجود دارد. ما تنها وقتى مى توانيم از توسعه يافتگى مطبوعات حرف بزنيم كه اين توسعه يافتگى در ساختار نشريات شهرستانى نهادينه شده باشد.»همچنين نتايج يك تحقيق ديگر نشان مى دهد كه مطبوعات محلى در زمينه مسائل و مشكلات اقتصادى، ۵۲ درصد با سنگين بودن سرمايه گذارى اوليه، ۲۸ درصد با مشكلات سخت افزارى، ۱۲ درصد باكمبود آگهى هاى تجارى و ۸ درصد با قيمت نشريات (گرانى و ارزانى) مواجه اند. در مورد مسائل و مشكلات حرفه اى، ۹۲ درصد با فقر و ضعف نيروهاى آموزش ديده، ۴ درصد با مسائل و مشكلات مالكيتى و مديريتى و ۴ درصد مسئله ديگرى را عنوان كرده اند.شكرخواه و نمك دوست در ادامه مبحث تحقيق خود در مورد آسيب شناسى نشريات محلى از لحاظ اصول حرفه اى روزنامه نگارى به اين نتيجه رسيده اند كه بيشتر نشريات محلى فاقد ويژگى ها و استانداردهاى روزنامه نگارى هستند. تيتر و ليد مطالب نشريات محلى به لحاظ نگارش و رعايت اصول و معيارهاى روزنامه نگارى ضعيف است. نشريات محلى در تنظيم مطالب خبرى، مشكل و ضعف جدى دارند. به ذكر منبع در آغاز و يا متن خبرها بى توجه يا كم توجه اند. منبع شمارى از خبرهاى درج شده در اين نشريات، خبرگزارى ايرنا، واحد مركزى خبر و يا ايسنا است. بعضى از نشريات محلى نسبت به تهيه مصاحبه، مصاحبه اختصاصى، گزارش و ميزگرد بى توجه اند. گزارش ها معمولاً فاقد عنصر تشريح، توصيف و تجسم است و در تهيه و تنظيم مصاحبه  ها، انجام مصاحبه هاى عمقى و چالشى از نظر دور مانده است. نشريات محلى از نظر شيوه و نگارش، ايجاز و عددنويسى ضعف جدى دارند و از روش هاى درستى در نشانه گذارى، عددنويسى، نگارش صحيح افعال و جمله ها و... پيروى نمى كنند. گاهى در نشريات محلى تفكيك ستون مطالب غيرخبرى از خبرها رعايت نمى شود. اين معضل به ويژه در سرمقاله هاى نگاشته شده در صفحه اول ديده مى شود. به هر حال آنچه در اين نوشتار آمد نشان مى دهد اگر از برخى نشريات كه در بعضى استان  ها بسيار حرفه اى عمل مى كنند بگذريم، اين جمع بندى ها شامل اكثر نشريات  محلى مى شود؛ نشريات محلى اى كه حداقل در عدم رعايت اصول حرفه اى روزنامه نگارى به يكديگر شباهت زيادى دارند.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

جمعه 1387/01/02

مطلب من در سایت انجمن روابط عمومی اصفهان با عنوان"نبض روابط عمومي ها كند مي‌‏زند "

يكي از موضوعاتي كه مانند ساير علوم انساني در كشور ما داراي مشكلات فراواني از ابعاد مختلف سياسي, فرهنگي و اجتماعي است ،موضوع روابط عمومي‌‏هاست .
روابط عمومي به عنوان بازوي توانمند مديريت , از مهمترين واحدهاي سازمان محسوب شده و مي‌‏تواند در راستاي انجام وظايف سازماني خويش به عنوان يك كانال ارتباطي ميان سازمان با درون و بيرون آن عمل كند تا قادر به پاسخگويي مطالبات روزانه مردم از سازمان خود باشد، اما بعد از 55 سال از شروع فعاليت روابط عمومي در ادارات و سازمان هاي ايران هنوز اين واحد در ميان مردم ناشناخته و ناكارآمد به چشم مي‌‏آيد و حال مي‌‏توان اين‌‏طور عنوان كرد كه آنچه در ايران به عنوان روابط عمومي جا افتاده است، كيلومترها با كاركرد روابط عمومي واقعي فاصله دارد. مديران اين نهاد در خدمت خود مي‌خواهند روابط عمومي را " بله قربان‌‏گو " با گوش‌‏هاي تيز براي مدير با عملكردي در سطح نازل نگاه مي‌‏كنند و هرگونه تحرك مثبت روابط عمومي را تهديد مديريت خود تلقي مي‌‏كنند. حال بايد قبول كنيم كه دولت خدمتگزار, مدير خدمتگزار مي خواهد و مدير خدمتگزار هرگز بدون درك درست و صحيح از نحوه عملكرد و وظايف روابط عمومي نخواهد توانست در اين زمينه حتي يك گام بردارد . زمان دولت "خاتمي" نيز روابط عمومي‌‏ها زياد متحول و اصلاح نشدند هر چند كه معتقديم تاثير دوم خرداد هم بر روابط عمومي ها فقط توسعه جريان اطلا‌ع‌‏رساني بود‌‏, همين !
البته بايد گفت‌‏ كه در ارتباط با زير ساخت‌‏هاي روابط عمومي كارهايي شد، اما اينكه روابط عمومي‌‏ها در اين زمان چرا زياد موفق نبودند دليلش به اين نكته بر مي گشت كه اولا متوليان اين نهاد، متخصص اين كار نبودند و دوم اينكه آنها دغدغه هاي "خاتمي" را نداشتند ؟ با اين وصف متوليان اين نهاد در دولت "احمدي‌‏نژاد" نيز بايد با درس گرفتن از تجربه هاي گذشته هنر مردمداري را تحقق و عينيت ببخشند كه لازمه آن , تخصص و هنر در برقراري ارتباط با مخاطبان است.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

جمعه 1387/01/02

نگاهی کوتاه به تاریخ مطبوعات یزد

از آغاز فعاليت روزنامه نگاري و تولد سفينه نجات تا آغاز جنگ جهاني اول، 7 نشريه در يزد منتشر شده و سپس تعطيل شده اند و جالب آنكه پس از سال 1320 تا 1332 در شهر كوچكي چون يزد، گاهي همزمان 59 عنوان نشريه چاپ و توزيع مي شد كه جاي شگفتي دارد و بعد از تهران، يزد بيشترين تعداد را داشته و جالب تر آنكه در آن سال ها، دو انجمن صنفي و رسمي روزنامه نگاران به نام هاي انجمن روزنامه نگاران دمكرات و جبهه موتلفه مطبوعات ملي و يزد فعاليت جدي داشته اند. تعداد نشريات محلي يزد در فاصله جنگ جهاني اول تا سال 1320 شمسي به 11 نشريه رسيده و در فاصله زماني سال 1332 تا 1357 نيز مجموعا 37 نشريه در استان يزد انتشار مي يافته و حتي دو نفر از زرتشتيان نيز نشريه داشته اند.
    سال 1357 فقط سه نشريه ناصر، ملك و پيام حق وجود داشته كه اولي سال 59 تعطيل و سومي نيز به سرنوشت اولي دچار شد. هفته نامه ملك كماكان فعال و در حال انتشار است و اينك با قدمت بيش از 50 سال تنها نشريه باقي مانده از نشريات قديمي استان يزد است. پس از انقلاب اسلامي نيز چند نشريه به صورت موقتي و دوره اي و در چند شماره منتشر شد كه عمري كوتاه داشت و سابقه اي از مجوز آنها در اسناد موجود نيست.
    سال 59 منحصرا هفته نامه ملك منتشر مي شد و از سال 60 تا 76 تعداد نشريات يزد به 7 نشريه مي رسد. اما از سال 1377 به بعد شاهد افزايش تعداد مطبوعات در اين استان است كه اينك بالغ بر 42 نشريه منتشر مي شود.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

جمعه 1387/01/02

دعوای پسران هیز بر سر عروس خاورمیانه

لبنان را در سالی که گذشت فقط یک نام می توان بر آن نهاد: آبستن تحولات بزرگ فاز جدید امنیتی خاورمیانه از سه شنب شب 23 بهمن ماه آغاز شد؛ حاج رضوان (عماد مغنیه)، فرمانده مقاومت اسلامی لبنان در منطقه امنیتی کفرسوسه مرکز دمشق ترور شد.وی در حالی ترور شد که مدت زیادی است کرسی ریاست جمهوری لبنان بالانشینی ندارد.اختلافات در لبنان موجب می زند. مجلس این کشور، 15 بار است که می خواهد تشکیل جلسه بدهد اما اختلافات سیاسی مانع بزرگ برگزاری آن است.پس از ترور مغنیه، مظنون اصلی اسرائیل بوده است؛ برخی منابع نیز از همکاری اعراب خبر می دادند؛ تروری که تقریبا همزمان با سالگرد ترور رفیق حریری بود، روز نحسی که از آن روز به بعد، لبنان روی آرامش ندیده است.5 شنبه، 14 بهمن، سید حسن نصرالله در مراسم تشییع حاج رضوان که تنی چند از مقامات ایرانی نیز در آن حضور داشتند تاکید کرد که انتقام خون حاج عماد را از اسرائیل خواهد گرفت؛ و دیگر این انتقام به خواسته خود اسرائیل در داخل اسرائیل نیست و فرامرزی است.لبنان از آذر ماه تاکنون پس از اتمام دوران ریاست جمهوری امیل لحود علی رغم رایزنی های گسترده، نتوانسته است رئیس جمهوری داشته باشد.میشل سلیمان که فرمانده ارتش این کشور است؛ بعنوان اصلی ترین نامزد ریاست جمهوری مطرح است، سلیمانی که چهره ای موجه از خود به جای گذاشته است.توافق بر وی بدلیل اختلاف بر سر دولت وی به تعویق افتاده است.اما در این میان، عربستان و مصر و فرانسه و آمریکا نیز نقش بزرگی در این اختلافات بازی می کنند؛ البته به قول خودشان، «حل بحران»، که به جایی نرسید.اتحادیه عرب هم با طرح خود 4 بار به خیابان های بیروت رفت و با سران لبنان دیدار کرد؛ اما باز هم موفق نشد.به هر حال به نظر می رسد مردم لبنان باید همچنان منتظر بمانند و آرزوی روزگاری آرام و بی تنش را در دل بپرورانند.

منبع :سایت فردا

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

جمعه 1387/01/02

یانگوم اینجا، یانگوم آنجا؛ یانگوم همه جا

دیگر کسی در ایران نمانده است که نداند یانگوم کیست و چیست.سریال «جواهری در قصر» یا همان «یانگوم» مردم ایران، ایران را تسخیر کرد.برخی «یانگوم» را زرد می خوانند و برخی فیلمی مناسب؛ هرچه باشد، فاکتورهای جذب مخاطب ایرانی را داشته است و توانسته بود خانواده های ایرانی را میخکوب تلویزیون کند؛ امری که کمتر در مجموعه های ایرانی می بینیم.اما پشت پرده «یانگوم» چیز دیگری است... تاریخ سازی.کره ای ها دارند برای خودشان تاریخ می سازند و آنرا به ما می خورانند؛ در کل تاریخ کره، از یانگوم یک خط وجود دارد اما این یک خط به یک سریال یک ساله تلویزیونی ختم شد که مردم را جذب کرد و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را واداشت تا گروهی محقق و مستندساز به کره شمالی بفرستد.دختری که مرتب رنج می کشد، در دردسر می افتد؛ اصولا بدبخت ها، محبوب جامعه ایرانی اند و برای همین «یانگوم» محبوب شد.
مطبوعات هم که از روشنفکر و چپ و راست و زرد و رسمی و ...به یانگوم پرداختند.
در مجله های زرد انواع مصاحبه های جعلی با یانگوم موجود بود؛ کمتر نشریه ای بود که تیتری به یانگوم اختصاص نداشته باشد.در جاده شمال،جاده قم، تهران همه جا عکس یانگوم بود و آش یانگوم و یانگوم...کره ای ها خوب کار خود را انجام دادند...شاید بد نباشد بدانید که بازیگر یانگوم در خود کره، از محبوب ترین و مهم ترین اشخاص آن جامعه است، بادیگارد، اسکورت و ....
حتی مهم تر از رئیس جمهور

منبع:سایت فردا

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1387/01/01

رهبر معظم انقلاب: سال ‪ ۱۳۸۷‬، سال نوآوري و شكوفايي

رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيام نوروزي خود، سال ‪ ۱۳۸۷‬خورشيدي را سال نوآوري و شكوفايي نام نهادند و از مسوولان خواستند تا با تلاش خود، فعاليت‌هاي انجام شده در بخش‌هاي مختلف در سال گذشته را به شكوفايي برسانند.  حضرت آيت الله خامنه‌اي در پيام خود همچنين ابراز اميدواري كردند نوآوري فضاي كشور را فرا بگيرد. ایشان همچنين فرا رسيدن سال نو را به همه عاشقان اهل بيت، مردم ايران، خانواده‌هاي معزز شهيدان، جانبازان و ايثارگران و ملتهايي كه عيد نوروز را گرامي مي‌دارند، تبريك گفتند و اظهار اميدواري كردند: اين سال، سالي خوب و پربار براي تمامي مسلمانان بخصوص ملت ايران باشد.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1387/01/01

پیام نوروزی احمدی نژاد: در سال جدید اقتصاد را متحول می کنیم

دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهوري  در پيامي به مناسبت فرارسيدن نوروز باستاني سال ‪ ۱۳۸۷‬با تبريك سال نو به هموطنان گفت: طرح بزرگ تحول اقتصاد كشور براي ريشه كن كردن نابساماني‌هاي موجود اقتصادي در سال ‪ ۱۳۸۷‬اجرا خواهد شد. رييس جمهوري در پيام خود به مناسبت آغاز سال‪۱۳۸۷‬هجري شمسي، تاكيد كرد در طول يك سال، بيش از دو برابر سال‌هاي مشابه كار و سازندگي و پيشرفت انجام شده است. وي در پيام نوروزي خود به مردم ، از آماده شدن طرح بزرگ تحولي اقتصاد خبرداد و گفت: در طول سال ‪ ۸۶‬دولت در يك كار بسيار فشرده و مستمر با حضور صاحبنظران و كارشناسان يك طرح بزرگ تحولي اقتصاد را آماده كرده كه اطلاعاتش به استحضار ملت ايران خواهد رسيد.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1387/01/01

حاج آقا عجمین می ماند

امروز در تماس تلفنی با حاج آقا عجمین ضمن تبریک عید نوروز در ارتباط با  شایعه ای که در مورد پست جدید ایشان با عنوان مدیر کل ارشاد قم در میان اصحاب فرهنگ وهنر پیچیده است صحبت کردم.حاج آقا ضمن تکذیب این موضوع گفت:"در مورد این پست با من صحبت شده ولی قبول نکردم."حاج آقا همچنین تاکید کرد که به طور حتم در سال 87 در ارشاد یزد خواهد ماند و مهمترین برنامه اش اتمام پروژه های عمرانی است.

نوشته شده توسط امیر ترقی نژاد در |  لینک ثابت   •