دكتر حسين افخمی درگفتوگويي تفصيلي با ايسنا به ارائه نظرات خود درباره فضاي فعلي مطبوعات و چالشهاي پيش رو پرداخت و تذكر داد كه سازمان ملل، روز 27 ارديبهشتماه را روز جامعه اطلاعاتي ناميده اما متاسفانه ما اين نام را درتقويمهاي خود تغيير دادهايم در حالي كه نميتوان نام يك روز جهاني را تغيير داد.
رييس گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي، وضعيت جاري حاكم بر مطبوعات كشور را از ابعاد مختلف بررسي كرد و به خبرنگار ايسنا گفت: بحث اول مساله رقابت است. محور ديگر بحث امتياز، سوبسيدهاي دولتي، امتيازات و محدوديتهايي است كه حرفه روزنامهنگاري ميتواند داشته باشد. سومين چالش روبهروي مطبوعات، شبكه توزيع و مكانيابي خوانندگان است و به طور كلي مساله كاهش تيراژ نسبت به چند سال گذشته يا نسبت به ساير كشورهاي همسايه مثل تركيه در اين حوزه ميگنجند.
سياست بر رشد و ركود مطبوعات تاثير ندارد
وي، تاثيرگذاري سياست بر رشد و ركود مطبوعات را رد كرد و مشكل را به ساختار مرتبط دانست و گفت: ما از لحاظ ساختاري مشكل داريم، من تفاوتهايي را ميان سه دولت بعد از جنگ ميبينم اما اين تفاوتها خيلي عظيم و عمقي نيست و نميتوان گفت كه تفاوتي در تاثير بر مطبوعات داشته است؛ در زمان جنگ نميتوانيم روي بحث مطبوعات صحبت كنيم زيرا در همه كشورها وقتي جنگ شايع ميشود، مطبوعات محدود ميشوند اما در دوران بعد از جنگ سه رييسجمهور در كشور بودند كه ميتوانيم در قالب رييسجمهور و دولتي كه با او كار ميكردند به مطبوعات نگاه كنيم.
وي افزود: در دوره دولت سازندگي مطبوعات رشد كمي پيدا كردند و تحت عنوان «تعدد مطبوعات» از آن نام ميبرم يعني تعداد مطبوعات از 3-4 عدد به 10 نشريه رسيدند اما شباهت آنقدر در محتواي مطبوعات ديده ميشد كه صفحه اول آنها 60 درصد مطالب كاملا مشابه داشتند؛ براي مثال در سال 72 در بررسي تبليغات انتخاباتي به ندرت تيتري متفاوت ديده ميشد و جالب اين بود كه اوايل دهه 70 ، تيتر اول مطبوعات، مسايل خارجي بودند و تيترها اغلب نقل قول از روزنامههاي خارجي را داشتند و اين نگاه، مسايل داخلي را نميديد، در حالي كه مسايل داخلي بايد مساله اصلي مطبوعات باشد. البته دلايلي وجود داشت كه مطبوعات از كنار مسايل داخلي ميگذشتند.
افخمي، دوره دولت هشتم را به دو دوره تقسيم و تصريح كرد: دوره اول دولت هشتم، دورهاي است كه مطبوعات فرصتي پيدا كردند و در يك فضاي متفاوت، مانند آب انباشته شده در پشت سد، فوران كرده و تعدادي روزنامه به چاپ رسيد اما مقررات، ساختار آموزش، مساله بودجه و زيرساختهاي ارتباطي از جمله توزيع و سطح سواد مردم چندان فرقي نكرده بود يعني مقطع جديدي آغاز نشده و دنباله همان سالها بود اما تعدد بيشتري داريم؛ تكثر مطبوعات زماني ميتواند نهادينه شود كه تحزب به وجود بيايد و تحزب زماني ميتواند معنا داشته باشد كه پارلمان بر اساس اهداف و برنامههاي متفاوت احزاب شكل بگيرد. اگر چنين رقابتي در عرصه سياست به وجود نيايد، مطبوعات سياسي تكثري نخواهند داشت و آنچه ميماند، مطبوعات تجاري و صنفي است كه رشد داشتند و به نظر من هيچ محدوديتي نداشته و ندارند يعني ما شاهد تعدد مطبوعات ورزشي، اقتصادي، تجاري و صنفي هستيم كه مشكل و چالش سياسي ندارند و مشكلات آنها عمدتا مساله كمبود كاغذ، مركب، چاپ و مسايل فني بوده است.
وي ادامه داد: آنچه كه هميشه بحث برانگيز و مشكلساز بوده و هست مطبوعاتي است كه ميخواهند منتقد باشند يا قصد دارند سخنگوي دولت ها باشند؛ دولت ها گاهي اوقات آنها را تحمل نميكنند و علت اين امر باز به مساله تحزب برميگردد و اينكه روزنامه در ايران ميخواهد به تنهايي نقش حزب را بازي كند و نميتواند، اين جاست كه مشكل ساختاري و تعارضها وجود دارد.
وي افزود: دولت هفتم، هشتم و نهم خيلي با هم فرقي ندارند، مشكل را بايد در جاي ديگر حل كرد. در همين رابطه بحث امتياز مطرح است كه يكي از محورهايي است كه دولت را مقتدر نشان ميدهد. روزنامهنگار اين جا توانمند نيست و اين جا همانند ساير ديگر زنجيرههاي اقتصاد، دلالها برندهترند. به نظر من در حوزه روزنامهنگاري ما محدوديتهاي سنگيني داريم كه از قديم بوده و هنوز هم هست و تفاوتي ميان دولتها نميبينم؛ لزومي ندارد يك فصلنامه يا يك نشريه داخلي در صف امتياز بماند و مراحل متعدد را دنبال كند. 150 سال قبل شايد اين مقدمات دولتي معنا داشت اما الان معنادار نيست.
اين استاد دانشگاه بيان کرد: وقتي که در مسير گرفتن امتياز صرف ميشود، خود رانتساز است و عدم مسووليت را ترويج ميكند بدين صورت كه اگر احزاب حضور داشته باشند روزنامه آن حزب، ارگان آن ميشود و مسووليت با حزب است و حزب هم از آن جايي كه يك يا دو نفر نيست، جمعيتي هستند كه نمايندگي مردم را بر عهده دارند كه خوانندگان آنها نيز بيش از 50 درصد عضو حزب هستند و يك مسووليت جمعي يا به اصطلاح «فرد جمعي» بر آنها حاكم است و در اين حالت ديگر حزب نيازي ندارد كه در نوبت بماند و ميتوان تكليف آن را به راحتي مشخص كرد.
وي افزود: برخي مطبوعات متعلق به ارگانهاي دولتي هستند و به نظر من اساسا نيازي به دريافت مجوز ندارند، ميتوانند منتشر شوند اما در حوزه تجاري، مطبوعاتي هستند كه ميتوان آنها را مطبوعات مستقل ناميد و معمولا در حد هفتهنامه، ماهنامه و... هستند ولي درباره مطبوعات روزانه، مطبوعاتي را که بخش خصوصي سرمايهگذاري ميكند به عنوان ابزاري تجاري است كه دنبال آگهي و خبرهايي است كه درآمدزا باشد؛ عملا امكان رسانهاي وجود ندارد و در سالهاي گذشته هم نبودهاند، علت هم اين است كه انتشار روزنامه در شرايط فعلي در ايران هزينه بسيار سنگين نياز دارد و با توجه به ريسكي كه در روزنامهنگاري ايران وجود دارد، هنوز ما نتوانستيم بدون اينكه پشتوانهاي داشته باشيم، روزنامه در بياوريم؛ يعني كسي كه تحصيلات دارد و بخواهد حرفهيي كار كند، نميتواند بدون پشتوانه قوي عمل كند.
وابستگي به دولت، محافظهكاري مطبوعات را تشديد ميكند
افخمي، مشكلات توليد روزنامه در تهران را از شهرستانها مجزا كرد و به ايسنا گفت: در شهرستانها امكان چاپ روزنامه فراهمتر است اما مشكل عمده، توزيع است. از سوي ديگر بحث مهم، سوبسيدهاي دولتي است كه اين كمكها بايد غيرمستقيم باشد زيرا كمكهاي مالي و دلاري مستقيم، كمكهاي كاغذ و...، وابستگي به دولت را موجب و محافظهكاري را تشديد ميكند و متاسفانه با پيشينههاي فرهنگي نادرست ما، محافظهكاري در روزنامهها گسترش مييابد و كنترل مطبوعات از دست ميرود.
وي بيان كرد: وقتي در يك بازار رقابتي، اكثريت يا جو غالب چنين وضعي را پيدا كند، بدون اينكه دولت بخواهد بازخواستي كند عملا بخشي از مطبوعات از بين خواهند رفت و غيرمستقيم به رسانهها فشار وارد ميشود.
افخمي درباره تاثير مطبوعات بر افكار عمومي و نقش آن در تغيير قدرتها اظهار داشت: سنجش افكار عمومي از راههاي نظرسنجي و انتخابات ممكن است. در جامعه شهري رسانههاي مكتوب و در جامعه روستايي و كم سواد رسانههاي شفاهي اثر ميگذارند و به همين علت است كه هرچه تيراژ مطبوعات ما كمتر باشد، ميزان مشاركت جامعه شهري پايينتر خواهد بود. جامعه شهري تحصيل كرده است و مطبوعات را چون استدلالي هستند، بيشتر ميپذيرد بههمين علت مطبوعات اگر مشوق افكار عمومي نباشند و مشاركت در عرصه سياسي و انتخابات نداشته باشند، ميزان مشاركت مردم در كلان شهرها پايين ميآيد. وي كشورهاي ديگر را نيز همين گونه خواند و افزود: منتها آنجا رسانه حرف اول را نميزند، بلكه احزاب حرف اول را ميزنند و در ايران احزاب اگر هم در جايي حرفي بزنند، احزابي هستند كه گرايش قومي دارند و شعارهايي بيشتر جواب ميدهند كه وعدههاي مادي و رفع مشكلات آني مردم باشد. در حالي كه احزاب سياسي معمولا برنامههاي دراز مدتي دارند كه روي آنها سرمايهگذاري ميكنند و جامعه به آن راي ميدهد؛ در ايران، مردم در شهرهاي بزرگ هنوز طرفدار خرد جعياند و به همين علت است كه ميزان مشاركت آنها در انتخابات بر اساس ليست و سهمي كه مطبوعات دارند، بالاست و شركت افراد به صورت فردي و مستقل معمولا پايين است. طي دهههاي گذشته نمونهاي نداريم كه فردي به عنوان كانديداي مستقل، تنها توانسته باشد راي بياورد.
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي، ميزان نقش رسانههاي خارجي را در خاورميانه با سطح سواد مرتبط دانست و افزود: بالاترين ميزان باسوادي به طور نسبي در خاورميانه وجود دارد و به اين ترتيب نفوذ رسانههاي خارجي در خاورميانه بالاست؛متقابلا بيشترين ميزان سانسور و كنترل مطبوعات در دنيا در دو منطقه خاورميانه و كشورهاي آمريكاي لاتين بوده است بنابراين نقطه مقابل اين سانسورها اين است كه چون رسانه بدل يا جايگزين وجود ندارد، اين رسانهها ميتوانند نفوذ داشته باشند اما نميتوان ادعا كرد كه عامل همه بياعتماديها و عدم مشاركتها به طور كلي رسانه است.
رسانهها در بهترين شرايط فقط ميتوانند 10 درصد افكار عمومي را جابجا كنند
وي ادامه داد: رسانهها در بهترين شرايط تنها ميتوانند 10 درصد افكار عمومي را جابجا كنند. اگر زمينه وجود نداشته باشد نميتوانند كاري كنند ولي وقتي تمام شرايط فراهم باشد رسانهها ميتوانند در تغيير كمك كنند؛ مثلا همه ادعا دارند كه نقش راديوي برون مرزي بيبيسي در انقلاب ايران بسيار بالا بوده است در حالي كه اين امكان ندارد و اگر اين راديو به تنهايي ميتواند اين قدر اثرگذار باشد چرا كساني كه دولتشان 25-30 سال قبل سقوط كرده است نتوانستند كاري كنند و نيامدند جاي گروه بعدي را بگيرند. پس رسانه به تنهايي نميتواند اثرگذار باشد؛رسانه ميتواند در شرايط خاصي تاثير بگذارد و تغييراتي ايجاد كند اما بايد شرايط اقتصادي، اجتماعي و ذهني مردم فراهم باشد.
افخمي با اشاره به گرايش جامعه شهري به رسانه برون مرزي گفت: بايد با اين ديد به مساله نگاه كرد كه قسمتي از جمعيت شهري ما، همه چيزشان خارجي است، اين گونه افرادي كه حداكثر درآمد داخلي را كسب ميكنند، نيازي به اطلاعات داخلي ندارند که رسانه داخلي را مورد توجه قرار دهند. اينها رسانه ملي نياز ندارند و رسانه آنها خارجي است و خود را فراجهاني مينگرد؛ اين ديد در كشورهاي جهان سوم هم وجود داشته است و طبقهاي با نام بورژواي وابستهاند كه وقتي تمام نيازهايشان از آن سوي مرز تامين ميشود و كالاهاي خارجي مصرف ميكنند، كيفيت آن سوي مرز را ميپسندند؛ اين بياعتمادي به داخل نيست بلكه بينيازي است؛ ما مكانيسمهايي نداريم كه اين تيپ شهروندان را شهروند خودي كنيم؛ يكي از مكانيسمهاي ممكن موجود در ساير كشورها مكانيسم ماليات است كه افراد را مجبور ميكند تا اخبار داخل را پيگيري كنند زيرا سرنوشت او در كشور نهفته است؛ اما شهروند ايراني اين احساس را ندارد. احساس بينيازي ميكند زيرا توانايي دارد.
نظام رسانهاي ايران داراي ساختار نيست
وي نظام رسانهاي را در ايران داراي ساختار ندانست و خاطرنشان كرد: ما يك نظام رسانهاي چند تكه داريم كه هر تكهاي از آن را بخشي مجزا كنترل ميكند. مطبوعات، راديو و تلويزيون و اينترنت با حالت نيمه باز – نيمه بسته هر كدام مجزا كنترل ميشوند كه البته اينترنت عملا از كنترل دولت خارج است، رسانههاي سنتي مثل مسجد، بازار، منبر، حسينيه و... اصلا در اختيار دولت نيست. به هر حال آنها هستند كه رسانهها را خصوصا راديو و تلويزيون را هدايت ميكنند. مطبوعات هم به راه خود ميروند. تيراژ محدودي دارند و با همين كمكهاي غيرمستقيم دولت سر پا ايستادهاند وگرنه اگر مطبوعات در بازار رقابتي مشخصي قرار بگيرند شايد اصلا نتوان تصور كرد كه سرپا بايستند.
وي افزود: ما در كشور 5-6 روزنامه دولتي داريم كه 80 درصد تيراژ مطبوعات را در بردارد. 30 روزنامه ديگر چگونه ميتوانند با آن 20 درصد تيراژ سر پا بايستند و عملا نميتوانند و آگهيدهنده هم همراه آنها نميتواند حركت كند، اين جا بازار رقابتي حاكم نيست و نه فقط دولت 80 درصد صنعت را در اختيار دارد و بخش خصوصي بينصيب است بلكه رسانه هم در حقيقت به همين شكل است. خصوصيسازي نميتواند به خوبي انجام شود مگر اينكه خصوصيسازي در مطبوعات را شروع كنيم.
تعدد مطبوعات داريم اما همه حرفها مشابه همديگر است
افخمي در ادامه گفت: ما تعدد مطبوعات داريم اما همه حرفها مشابه همديگر است؛ آنچه كه با هم تفاوت دارد تنها نحوه ارائه اخبار حوادث است. در اخبار حوادث هم هيچ حزبي نيست كه مسوولانه بگويد چرا حوادث من بالاست و حزبي هم نيست كه بگويد اگر قدرت بدست من برسد، كشتار جادهها را كاهش ميدهم. اين تعدد در جامعه امروز در بين مديران هم مشكل ساز است حتي مديران هم نميدانند كدام روزنامه را بخوانند و به كدام پاسخگو باشند. دولت هم هنوز نميتواند ادعا كند كه كدام روزنامه از آن من است. مثلا دولت جديد روزنامه ايران را به عنوان رسانه خود معرفي كرد؛ دولت به عنوان رييسجمهور و كابينه است در حالي كه روزنامههاي ما همه در قالب سه قوه قرار ميگيرند كه قاعدتا دولتي كه رييس قوه مجريه است، بايد رسانه داشته باشد. حزبي كه در رياست جمهوري سر كار ميآيد، بايد يك روزنامه براي خود داشته باشد. اين بيثباتيها براي مطبوعات نيست و بخشي از آن به ساختار سياست برميگردد و به ساختار رسانه مرتبط نيست.
وي افزود: در حال حاضر اگر تلويزيون خصوصي هم حاكم شود، هيچ خدمتي به عرصه عمومي ما نميكند بلكه حتي يك جاده فرعي ديگري هم درست ميشود كه خود ميتواند معضل باشد و در حقيقت در آن حالت هم اخبار دولتي خواهد بود و حجم انبوه آگهي اضافي خواهد داشت.
افخمي، فضاي رسانهاي ايران را پيچيده خواند و افزود: در شهري مانند تهران تبليغات محيطي نابسامان است. رابطه بين اين تبليغات، آگاهي مردم و نياز آنها متناسب نيست. فضاي رسانهاي ما فضاي تجاري كردن جامعه بدون توجه به نيازهاي عمومي است. در حالي كه تبليغات تجاري و مصرف بايد در حدي باشد كه روزنامه بتواند حركت كند نه در حدي كه بنگاه نان درآوردن باشد؛ گاردين در صفحه اول خود حتي يك سطر هم آگهي چاپ نميكند زيرا صفحه اول از آن مردمي است كه روي دكه روزنامه را ميخوانند و حتي پول ندارند كه آن را بخرند؛ اما در ايران روزنامههايي هستند كه حاضرند عنوان خود را حذف كند ولي آگهي خود را حذف نميكنند. وقتي حجم تبليغات گسترش مييابد خودبه خود ديگر نميتوان به آگاهي فكر كرد.
علت اصلي بيتفاوتي مردم فضاي تجاري رسانههاست
وي در ادامه علت اصلي بيتفاوتي مردم را فضاي تجاري رسانهها دانست و بيان كرد: مردم به دليل حجم آگهي صفحه اول حتي خواندن روزنامه روي كيوسكها را هم رها ميكنند و رد ميشوند. تعدد نيز هم مسووليت اجتماعي را از مطبوعات حذف كرده و هم مشاركت اجتماعي را كاهش داده است كه ما شاهد كاهش خواننده و تيراژ هستيم و اساسا عدم شفافيت در اعلام تيراژ را داريم؛ اگر سوبسيد مستقيم قطع شود احتمال بسيار زياد، بسياري از روزنامهها نميتوانند منتشر شوند. تعداد روزنامهها بسته به ساخت كشورها متفاوت است؛ مثلا آمريكا 165 روزنامه دارد و ايالتهاي مختلف رسانههاي خاص خود دارند اما انگلستان كلا 11 روزنامه دارد؛ 5 روزنامه كيفي و 6 روزنامه عامه پسندند.
وي در ادامه با اشاره به ساختار روزنامهاي کشور به ايسنا گفت: مطبوعات نيازهاي محلي را پاسخگو نيستند و نميتوانند مسايل مملكتي را بيان كنند؛ در نتيجه نيازمندند مطبوعات تهران را مطالعه كنند كه اين هم از نيازهايي است كه بايد بازنگري شود.
افخمي با تاکيد بر اين که بايد راه باز باشد تا آنهايي كه تخصص و تحصيل دارند و علاقهمندند وارد کار مطبوعات شوند و ريسك آن را بپذيرند، نسبت به ايجاد ساختار اجاره مطبوعات انتقاد و بيان کرد: اين ساختار با امتياز دادن ايجاد ميشود و مبارزه با آن كار سادهاي نيست و معضلات و آسيبهاي اجتماعي به اين شكل قابل درمان نيست بلكه بايد كاري كرد كه اصلا به وجود نيايد و بايد از سرچشمه، جلوي آنها را گرفت.
ضعف عمده ما در اين جاست که مطبوعات را ارگان روشنفكران ميدانيم
افخمي در ادامه مشكل اساسي مطبوعات را نداشتن نهاد در جامعه دانست و اظهار داشت: ضعف عمده ما در اين جاست که مطبوعات را ارگان روشنفكران ميدانيم و كلمه نخبه هم مناسب آنها نيست زيرا نخبه، معيار درستي ندارد و اگر ما به اين مفهوم خيلي بها دهيم، عامه مردم و رشد و روند پويايي جامعه را ناديده گرفتهايم؛ رسانه تنها در فضاي آزاد ميتواند رشد كند و بايد تعاملي ميان گرداننده روزنامه و جامعه ايجاد شود و اين تعامل باعث ميشود كه جامعه پويا باشد و كساني كه عنوان قشر پيشتاز را دارند، ميتوانند قدم بردارند اما اگر جامعه همراه آنها حركت نكند، با نخريدن روزنامه و... اين قشر از جامعه جدا ميشوند.
وي افزود: در سرزمين ما به دليل خلاء احزاب، مطبوعات متاسفانه وابسته به افراد هستند و از اين جهت بسيار ضربهپذيرند و از جمله معدود كشورهايي هستيم كه وقتي مطبوعاتمان اشتباه ميكنند روزنامه را توقيف ميكنيم؛ يك سازماني را تعطيل ميكنيم و عملا يك ساختار، يك تاريخ و يك صنعت را تعطيل ميكنيم.
لازمه ساختار مناسب مطبوعاتي، فرهنگ رسانهاي است
وي لازمه ساختار مناسب مطبوعاتي را فرهنگ رسانهاي دانست و گفت: ساختار مطبوعات نيازمند فضاي فرهنگي است كه عملا اين فضا محدود است و نقش روشنفكر يا پيشتاز حرفهيي بخشي از كار روزنامهنگاري است. با توجه به تحولات موجود، انسانها به اندازهاي به هم نزديك شدند كه درگيري و كوچكترين صدايي در سراسر جهان به اطلاع همه ميرسد و همه را متاثر ميكند؛ بنابراين، اين حرفه نميتواند آرام بنشيند و بخوابد و الان با وجود تلويزيونهاي 24 ساعتهاي كه خبر را آني پخش ميكنند، اين حرفه با وجود جبر تكنولوژيك هنوز سرپاست و ما بايد خود را با اين جبر تطبيق دهيم و طوري كار كنيم كه در اين فضاي جديد با همان پويايي كه از آن سراغ داريم، بتوانيم جلو برويم.
وي اظهار داشت: در زمان جنگ، دولتها اين حق را دارند كه براي حفظ جان شهروندان، اطلاعاتي را منتشر نكنند يا به عبارتي «سر» داشته باشند اما در زمان صلح نبايد تاحدامكان «سر» وجود داشته باشد. در اين صورت اعتماد افزايش پيدا ميكند؛ البته از طرفي مساله تعريف صلح خود پيچيده است و معمولا دولتها هميشه شرايط را بحراني اعلام ميكنند حتي در آمريكا شاهد اين هستيم كه دولت دنبال بحرانسازي است، يك زماني جنگ سرد، زماني ديگر ويتنام و اكنون عراق. اما دايره بازي رسانهاي آنها خيلي بزرگتر از آن چيزي است كه ما در كشورهاي در حال گذار ميبينيم. در كشورهايي مثل ما اين وضع به اين صورت است كه به علت پايين بودن سواد، هر دولتي كه بخواهد با ابزار شفاهي ميتواند قدرت داشته باشد و ميتواند براي خود قدرتي عظيم داشته باشد و راديو و تلويزيون به اين ترتيب ميتوانند قدرتسازي كنند.
چند صدايي مطبوعات كمك كرد تا نفت، ملي شود
وي با بيان اينکه روزنامهنگاري بدون تحزب و ساختار سياسي كثرتگرا هيچكاري نميتواند، انجام دهد، بزرگترين اتفاق ملي در سالهاي 20 تا 32 يعني ملي شدن صنعت نفت را نتيجه آزادي مطبوعات در دهه 20 خواند و گفت: اگر چنين فضايي نبود، ملي شدن صنعت نفت رخ نميداد؛ چند صدايي مطبوعات كمك كرد تا نفت ملي شود.
افخمي با اشاره به اينكه در سال 1353 يكباره دولت هويدا تصميم ميگيرد 95 نشريه را با يك حكم تعطيل كند و تعداد زيادي از روزنامهنگاران را ممنوعالقلم ميكنند، بيان كرد: ساختار ارتباطي در جامعه بايد وجود داشته باشد؛ جامعه بدون ساختار ارتباطي نميتواند نفس بكشد و اگر آن را محدود كنيم بايد به جاي ديگر پناه ببرد؛ مثلا راديوهاي برونمرزي و...
افخمي، نبود ساختار رسانهاي را در جامعهاي كه وابسته به نفت است، وابسته و ناشي از بينيازي دولت، ارزيابي و خاطر نشان كرد: دولتي كه از نفت تغذيه ميكند نيازي به ساختار رسانهاي و حركت افكار عمومي در جهت آن ندارد زيرا با پول ميتواند همه كار انجام دهد. دولتهايي كه نفت دارند، رسانهها را بيشتر از اينكه به عنوان مشاركتدهنده و حامي بخواهند و از طريق اطلاعرساني، مردم را اقناع كنند، بيشتر دوست دارند رسانه تبليغاتي باشد و كارهاي دولت را توجيه كند و بيان عملكرد به مردم بدهد. مسلما اين حرفها يك طرفه است و دولت هزينه ميكند و حرفهايي را كه مردم بايد مصرف كنند از رسانهها پخش ميكند. دولت وقتي به دنبال حمايت مردم است كه نيازمند عوارض و ماليات باشد ولي سهم عوارض و ماليات در درآمدهاي دولت عدد بالايي نيست. اينها نشان ميدهد كه رسانه به عنوان وسيله ارتباط جمعي، وسيلهاي نيست كه نيازي به افكار عمومي داشته باشد و مردم آنها را بخوانند بنابراين اطلاعرساني از اقناع و آگاه كردن مردم كه نقش مهم مطبوعات است، حذف ميشود و سرگرمي، وظيفه مطبوعات ميشود.
امتياز روزنامهنگار آزادي بيان اوست
وي افزود: رسالت روزنامهنگاري زماني محقق ميشود كه به روزنامهنگار امكاناتي ارائه شده باشد. امتياز روزنامهنگار آزادي بيان اوست و اينكه حرفه او به عنوان يك حرفه بينالمللي پذيرفته شود كه در كشور ما محقق نيست. امتياز او در برابر مسووليت اجتماعي كه به او محول ميشود، ندادن القاب آن چناني است. دادن لقب روزنامهچي همانند گاريچي است. كاربرد اين الفاظ از جهت منزلت اجتماعي در زبان دولتمردان بسيار نامناسب است.
افخمي اصلاح رويکرد سرگرم کنندگي مطبوعات را تنها با ايجاد تكثر در عرصه احزاب سياسي و ساختار سياست امکانپذير خواند و قدرت رسانهاي را بخش عمده قدرت جوامع پيشرفته دانست و افزود: در شرايط جنگ هم قدرت رسانهاي بخش عمده قدرت جوامع پيشرفته است، ميگويند جنگ ويتنام را تلويزيون برد. اگر تلويزيون آمريكا، آن تصاوير را نشان نميداد، آمريكاييها از ويتنام بيرون نميآمدند اما تلويزيون توانست چهره جنگ را نشان دهد و وضع را تغيير بدهد. تلويزيون در جنگ عراق نتوانست اين كار را كند و علت اين است كه در آمريكا بخش خصوصي جنگ را تحميل كرده است و بسياري از شبكههاي خصوصي تلويزيوني تجاري است و از جنگ سود ميبرد و آنها هستند كه تصوير از جنگ درست ميكنند. البته رسانهها چهرههاي منفي جنگ را مينويسند منتها رسانههاي كوچك جايگزيني هستند كه متاسفانه قدرت مسلط را ندارند.
معضل امروزي مطبوعات منابع محدود منحصر به دولت است
افخمي، معضل امروزي مطبوعات را منابع محدود منحصر به دولت يا شركتهاي تجاري معرفي كرد و گفت: امروز، تصوير حرف اول را ميزند منتها اگر فشاري در عرصه سياسي – اجتماعي وجود دارد احزاب فعالند و احزاب هم متاثر از مطبوعات عمل ميكنند وگرنه عامه مردم در همه دنيا متاثر از تلويزيون هستند و اين واقعيتي است كه در عرصههاي انتخاباتي به روشني ديده ميشود.
وي با اشاره به تاريخچه صنعت چاپ و اين که زندگي اجتماعي ما با رسانه و مطبوعات عجين نشده و مطبوعات ما عمري کمتر از 200 سال را داشته اند و در فاصله موجود با رسانه کشورهاي پيشرفته، آنها نهادسازي کردهاند، قدرت نهادهاي سنتي و ضعف وسايل ارتباط جمعي را يادآور شد و بيان کرد: آنچه ميتوان اصلاح كرد آسانتر كردن شرايط امتياز مطبوعات در قالب تشكلها و احزاب است.
وي با اشاره به اينکه حتي ميتوان شرايطي را در نظر گرفت که احزاب با كمكهاي مالي خود زمان برنامهاي را از شبكهها خريداري كنند و حرف خود را بزنند و به تدريج مردم با صداهاي متفاوت از يك رسانه داخلي آشنا ميشوند گفت: در اين صورت ميتوانيم استقلال رسانهاي داشته باشيم، درغير اين صورت تمام رسانههايي كه از بالاي سر ما برنامه پخش ميكنند حاكم خواهند بود.
نميتوان تصور كرد مطبوعات آزاد وجود داشته باشند اما تحزبي نباشد
افخمي، تاريخچه ظهور رسانهها را مرتبط با تاريخچه احزاب دانست و افزود: مطبوعات، حزب را به وجود ميآورند و دوراني كه مطبوعات بدون حزبند اكثرا دولتي هستند؛ در اروپا هم 300 سال مطبوعات دولتي وجود داشت. مطبوعات آن ها هم 200-300 سال سخنگويان پادشاه، كليسا و قدرت حاكم بودند؛ از قرن 18 است كه كثرتگرايي مطبوعاتي به وجود ميآيد و مطبوعات به اين شكلي كه الان ميبينيم ظهور ميكنند و جنبشهاي آزاديخواهي از دل مطبوعات بيرون ميآيند اما ما نميتوانيم از صفر شروع كنيم؛ آنچه كه ديدهايم حضور همزمان حزب، مطبوعات و پارلمان است؛ اينها لازم و ملزوم يكديگرند نميتوان يكي را نديده گرفت، حتي جامعهاي را نميتوان در حال حاضر تصور كرد كه حزب داشته باشد اما حزب روزنامه نداشته باشد، نميتوانيم تصور كنيم كه مطبوعات آزاد وجود داشته باشند اما تحزبي نباشد.
وي با بيان اينکه روزنامه به تنهايي فايده اي ندارد گفت که در چنين شرايطي نميتوان تقسيم قدرت سياسي را انجام داد.
افخمي با اشاره به اين که شكاف فقير و غني در ايران با توسعه رسانههاي جديد و اينترنت، بدتر شده است بيان کرد: به مرحلهاي ميرسيم كه شهرنشينهايي داريم كه فارسي حرف ميزنند، در ايران هستند ولي جزو ايران نيستند و برايشان مهم نيست در ايران چه رخ ميدهد. روزنامه نميداند از كجاي جامعه دفاع كند؛ با تيراژي چاپ ميشود و عدهاي ميخرند اما نميتوان گفت مخاطب چرا روزنامه ميخرد.نميتوان معلوم كرد چند درصد براي آگهيها و چند درصد براي مطالب، روزنامه ميخرند. من ادعا ميكنم سهم عمده از آن آگهيهاست.
افخمي بر ضرورت وجود تحرك سياسي در جامعه اشاره کرد و گفت: وقتي نياز اجتماعي هر جامعهاي معلوم شود احزاب بر اساس اين نيازها حرف ميزنند و ادعا ميكنند و مردم بر اساس شعارها آنها را انتخاب ميكنند. مشكل، فرهنگسازي است كه هيچ وقت در جامعه جدي گرفته نشده است و تا اين فرهنگ به وجود نيايد، مطبوعات معناي خاص خود را پيدا نميكنند.
رسانهها متاثر از فضاي سياسي هستند
وي رسانهها را متاثر از فضاي سياسي دانست و گفت: رسانه تنها به صورت موقت ميتواند تحول سياسي ايجاد كند و اگر پارلمان پشت سر آن نباشد، بهزودي از بين ميرود و اولين قرباني، خود رسانه است؛ فعاليت در برهه انتخابات كافي نيست و بايد در طول 4 سال فعاليت مستمر داشت و فضا را به وجود آورد.
حرف اول را سياست ميزند نه روزنامه نگاري
افخمي با اعتقاد به اينکه حرف اول را سياست ميزند نه روزنامهنگاري به خبرنگار ايسنا گفت: يعني شرايط سياسي اثرگذار است؛ در سال 57 روزنامهنگاري ما تحت فشارهاي سياسي بيرون است و با فشار تظاهرات خياباني، مطبوعات گل ميكنند و بيرون ميآيند؛ مطبوعات تا زمان تظاهرات 16 شهريور57 جرات نداشتند مطلبي بنويسند؛ بعدازظهر16 شهريور روزنامه كيهان عكس امام را چاپ كرد و با اين كار تيراژ روزنامه به يک ميليون رسيد در حالي که كيهان در هيچ برههاي اين تيراژ را نداشت و فرداي آن روز هم مردم به خيابان ريختند وتظاهرات خونين 17شهريور را انجام دادند؛ عملا كار مردم اعتراضي بود به نظام سياسي حاكم كه نظامي تك حزبي بود؛ميخواستند فضا را عوض كنند و دو صدايي و چند صدايي داشته باشند.
وي در ادامه درباره تاثير مطبوعات در سرنوشت انتخابات با بيان اين که در سال 71، 72 روزنامه ها بسته تر از امروز بودند و تيترها و مطالب همه مشابه هم بودند واصلا نمي توانستيم روزنامه هاي متفاوت پيدا كنيم گفت: الان اگر دو روزنامه متفاوت را نخواني احساس مي كني چيزي را از دست دادي؛ بنابراين فضاي بسته مطبوعات و رسانه ها كار خاصي نمي كند تنها مردم را نسبت به انتخابات و راي دادن منفعل مي كند.
افخمي با بيان اين که در ايران اساسا مساله اي را برعهده دولت نمي گذارد اضافه کرد: ايران جزو 8 كشوري است که مجوز گرفتن در آنها بسيار دشوار است؛ اگر تعدد مطبوعات در دهه 70 داريم علت خواسته دولتمردان نيست بلكه به دليل حضور روزنامه هاي فارسي اينترنتي بوده است و اگر بررسي كنيم مي فهميم كه نويسندگان اولين روزنامه هاي فارسي اينترنتي ايراني بودند و دولت براي اين كه بتواند اپوزيسيون را خود را خلع سلاح كند، تعدد مطبوعات را در دهه 70 تشويق كرده است و آن جا كه بايد كيفيت را بالا ببرد و تكثر را تشويق كند، تحمل نكرده و با نگراني از بر هم خوردن بنيان جامعه و نظم اجتماعي و... جلوي اين حركت را گرفته است.
فضاي دو سال آينده، فضاي رسانهيي است
به سمتي ميرويم كه خود روزنامه نگاران فضا را سانسور ميكنند
افخمي، فضاي دو سال آينده را فضاي رسانه اي دانست و افزود: اگر عوامل خارجي را حذف كنيم فضاي دو سال آينده فضايي رسانه اي است؛البته حذف عوامل خارجي غيرممكن است زيرا ايران در منطقه نفت خيز قرار گرفته و جنگ اطراف ايران را در بر گرفته و ما بخواهيم يا نه، آثار جنگ و هواي آلوده زيست محيطي آن را در اطراف داريم و فضا ناامن است و اين فضا بر انتخابات اثر مي گذارد و در اين شرايط بخشي از انتخابات ناديده گرفتن منافع شخصي و فردي در جامعه است و خيلي از ما در شرايط بحران مطبوعات و افكار عمومي را ناديده مي گيريم و امنيت را در نظر مي گيريم که اين جا سانسوري خودآگاه صورت مي گيرد نه سانسوري كه دولت آن را اعمال مي كند. ما به سمتي مي رويم كه خود روزنامه نگاران فضا را سانسور مي كنند.
مطبوعات نمي توانند بدون پشتوانه جامعه حركت كنند
وي، اهميت تركيب پارلمان در فضاي رسانه اي را مطرح كرد و اظهار داشت: اگر مجلس جديد بتواند از دو گروه مطبوعاتي داخل كشور حمايت كند، مطبوعات مي توانند باقي بمانند ولي اگر مجلس قدرت را براي اپوزيسيون نداشته باشد، آن گروهي كه خارج از نظام اجرايي هستند، كمتر مشاركت مي كنند و خود به خود تا حدي خطر ميكنند؛ البته تا جايي كه جامعه پشت سر آنها حركت كند و جامعه تا جايي حركت مي كند كه خطرات ديگري آن را تهديد نكند يعني امنيت ملي اش به خطر نيفتد و اين قاعده اي است كه مازلو هم در هرم خود به آن اشاره مي كند؛ اگر نيازها به خطر بيفتند قطعا جامعه حركت نمي كند و مطبوعات هم نمي توانند بدون پشتوانه جامعه حركت كنند و در حقيقت مطبوعات هم يك وسيله ميان جامعه و دولت است و انتقال مفاهيم و خواسته ها در ميان اين دو عامل را صورت مي دهد.
افخمي افزود: رسانه ها وقتي دولتي باشند طرفدار حفظ وضع موجودند و نمي خواهند هيچ تغييري اعمال شود؛ وقتي طرفدار حفظ وضع موجود نيستند كه متكي به اپوزيسيوني باشند كه به دنبال كسب قدرت است و امكان بازي جابه جايي قدرت وجود داشته باشد مانند مسابقه فوتبال؛ مطبوعات هم اگر وابستگي هاي حزبي شان مشخص نباشد و ادعا كنند كه مستقلند براي مردم فايده ندارد.
احزاب و مطبوعات مکمل يكديگرند
وي با بيان اين که احزاب و مطبوعات مکمل يكديگرند، ارايه برنامه و وجود فضاي نقد را ضروري دانست و اظهار داشت: آن چه ما داريم پنهان است؛ روزنامه نمي تواند پيش بيني كند چند درصد نمايندگان تهران از كدام حزبند و فضاي حداقلي را ندارد. روزنامه خوانها با فضاي موجود رغبتي براي مشاركت سياسي ندارند و درصد آنها پايين است و افراد محروم و كم سواد هنوز احساس مي كنند حداقل نياز زندگي شان تامين نشده است و هر كسي حاكم شود پشت سر آن حركت مي كنند و برايشان مهم نيست كه چه اتفاقي رخ مي دهد.
رييس گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي، برندگان انتخابات رياست جمهوري آينده را داراي دو پايگاه در ايران دانست و تصريح كرد: برنده كسي است كه بتواند 8 ميليون كمسواد را و بخشي از طبقه متوسط را با وعدههاي حداقل رفاهي به شرط اعتمادسازي، همراه خود کند. كسي كه شعاري بدهد كه جامعه درك كند معتمد مردم ميشود و اگر شعارهاي آن را مردم درك نكنند مثل حقوق بشر و... پيروز نخواهد بود. بايد با زبان مردم با آنها حرف زد و اينجاست كه مطبوعات ما با عامه مردم فاصله زيادي دارند و بحثهاي روشنفكري كه جهان بر محور آنها حركت ميكند را به كار ميبرند كه آرمان خوبي است اما براي راي آوردن كاربردي ندارد.
افخمي با اشاره به اين که ما هنوز مطبوعات مستقل و حزبي را نداريم كه در كنار مجلس ركن چهارم دموكراسي باشند، اظهار کرد: رسانه و مطبوعات در دنيا مستقل از دولت هستند و الان 90 درصد كشورهاي دنيا راديو و تلويزيون خصوصي دارند و دولت ها هر چقدر بالا آمدند، رسانه هايي كه قدرت بيشتري داشتند را حفظ كردند و كوچكترها را براي مردم رها كردند اما ساختار ما به شكلي است كه از هيچ رسانه اي نمي گذريم.
در ساختار رسانهاي ما سهمي براي جامعه و نمايندگان وجود ندارد
وي افزود: در ساختار رسانه اي ما هيچ سهمي براي جامعه و نمايندگان آن نيست. سنديكاي حرفه يي روزنامه نگاري در دنيا معمولا قويتر از 2 يا 3 حزب است و مواردي را مطرح مي كنند كه پاسخ مي گيرند.
افخمي ساختار دولت ايران را براي فضاي رسانه ها مناسب ندانست و گفت: ساختار ما در 100 سال گذشته در مقايسه با سياست و مطبوعات عمدتا حالت بسيج گرايي دارد. بسيج گرايي مفهوم عام دارد يعني انتظار دولت از مطبوعات اين است كه مردم را به اسامي متنوع بسيج كنند؛ اين حالت خوب است اما در برخي حوزه ها خوب است و يكي از نقاط قوت ماست كه در مواقع بحراني راحت مي توانيم مردم را بسيج كنيم و يك انرژي براي مبارزه به وجود بياوريم اما اگر دولت بخواهد عليه آدم هاي مخالف خود اين انرژي را مصرف كند وحشتناك است يعني اگر جنگ رواني را در كشور عليه مردم خود به كار ببريم ترسناك است.
وي بيان کرد: گاهي اوقات در دعواهاي داخلي راديو و تلويزيون عليه يك روزنامه بسيج مي شوند؛ اين ها جزو حيطه هايي است كه انجمنهاي حرفهيي بايد از سوي دولت تحمل شوند تا تكثر به وجود بيايد و تعامل اجتماعي در درون جامعه گسترش يابد زيرا هر كدام از اينها رها شود يك نفر به اپوزيسيون غيرقانوني اضافه كرده ايم.
وي اپوزيسيون را در دو گروه قانوني و غيرقانوني دانست و تشريح كرد: اپوزيسيون قانوني در درون مجلس و اپوزيسيون غيرقانوني در دو بخش بيرون دايره قدرت با حق حيات در كشور و عده اي هم خارج از كشور فعاليت مي كنند؛ اين ساختار در كمتر كشوري ديده مي شود. اگر تكثر را نپذيريم ناچارا به اين سمت گرايش پيدا مي كنيم و به دهه 50 بر مي گرديم؛ دهه اي كه حزب رستاخيز وجود داشت و در بهترين شكل به دهه 70 برميگرديم كه شرايط خاصي داشت اما بايد بدانيم جامعه به جاي قبلي خود برنميگردد و شكل ديگري پيدا ميكند و جايگزين ميكند و آن چيز ديگر در جامه ما غيرقابل پيشبيني است.
فضاي امروز مطبوعات خيلي بهتر از فضاي دهه هاي 50 و 70 است
افخمي ادامه داد: يعني وقتي مطبوعات نتوانند، دولت هم نميتواند پيشبيني كند که چه اتفاقي رخ ميدهد. فضاي مطبوعات ايران اصلا با دهه 50 يا 70 مقايسه نميكنم؛ به نظرم فضاي امروز خيلي بهتر از آن فضاست و يک حالت بيوزني در عرصه افكار عمومي وجود دارد كه ميتواند تا يكي دو سال ديگر ادامه پيدا كند ولي نهايتا مطبوعات پاسخي ميخواهند.
وي در ادامه فضاي سياسي را غيرقابل پيشبيني دانست و افزود: انتخابات رياست جمهوري كه نزديكترين انتخابات ماست، قابل پيشبيني نيست. اگر فردا انتخابات باشد ميتوان نتيجه آن را پيشبيني كرد ولي براي يك سال ديگر اصلا قابل پيشبيني نيست.
توسعه سياسي بدون مطبوعات نمي شود
وي همچنين با بيان اين که آنهايي كه ميگويند توسعه اقتصادي قبل از توسعه سياسي بايد رخ بدهد، بايد بدانند كه اينها لازم و ملزوم يكديگرند، توسعه سياسي را بدون مطبوعات غيرقابل دستيابي دانست و اظهار کرد: مطبوعات هم بدون آزادي مطبوعات محقق نميشود. آزادي مطبوعات هم اين نيست كه آزاد باشيم و هر چه ميخواهيم را بنويسيم؛ آزاد بودن در چارچوب قوانين حاكم در مملكت در چارچوب منافع مردم است و نوشتن براي منافع مردم است و اين تنها در حالت تكثر و تعدد است كه معنا ميدهد و در حالتي است كه دولت حمايت خود را به حداقل برساند، سايه دولت بر سر رسانهها كم باشد و مطبوعات، خودشان حركت كنند.
افخمي با بيان اين که دولت هاي ما عمدتا نقش دايه را بازي ميكنند و مطبوعات به دايههاي مهربانتر از مادر نياز ندارند افزود: سال هاست كه سايه اين دايهها جلوي رشد كيفي مطبوعات را گرفته است ولي ما روزنامهنگاران توانمندي داريم؛ مردمي داريم كه اگر شرايط مناسب باشد به روزنامه عادت دارند، روزنامه ميخوانند و بحث ميكنند ولي شرايطي پيش ميآيد كه فضايي حاكم ميشود كه همه احساس نااميدي و كسلي ميكنند.
اين استاد دانشگاه، راه حل مشكل را آزادي و تضمين دانست و خاطرنشان كرد: راه حل اين مشكل به آزادي، تغيير و تضمين بيشتر، بالا رفتن قدرت بردباري دولت در مقابل مطبوعات، حمايت از سازمانهاي حرفهيي و تنفيذ اختيار و واگذاري مسووليتها و اختيارات به سازمانهاي حرفهيي و ميدان دادن به تشکل هاي غيردولتي، دانشگاهها و انجمنهاست. دولت اول بايد به اين گروهها اعتماد كند؛ نميتوانيم به رسانهها مانند ابزار نگاه كنيم؛ مشكل اين است كه به رسانهها نگاه ابزاري ميشود كه بايد حرف دولت را منتقل بكند.
وي در ادامه با اشاره به سابقه تاريخي مردم ايران، به وجود ترس از برون مرزها در ايرانيان اشاره و بيان کرد: ترس از دشمن بيشتر به ما ضربه ميزند. رسانههاي برون مرزي، خطوط راديوهاي خارجي و ماهوارهها و... سال هاي سال ما را آزرده اند. دولت زماني ميتواند خدمت كند كه اين ابزارها را هدفي بزرگ نبيند يعني آنها را بزرگ جلوه ندهد مثل فيلترينگ، اينترنت و...؛ اينها نشان از عدم اعتماد به خودي است و توانمندي آن سوي مرزهاست. در شرايط حاضر يعني شرايط صلح، شرايط اقتصادي در حالت تعامل و حضور حزبها و تشکلهاي غيردولتي به مراتب كارها بهتر صورت ميگيرد تا اينكه ما بخواهيم همه چيز را زير و رو كنيم.
افخمي افزود: در حوزه رسانهاي و اقتصاد، رسانههاي ما نه فقط در حمايت از مردم كار نميكنند بيشتر به رانت اقتصادي دولت وابستهاند. مثل گمرك كه يك بخشنامه در آن ميتواند سرمايههاي ميلياردي را جابهجا كند و رسانهها ميتوانند از اين اخبار سوء استفاده كنند. در اين موارد است كه انجمنهاي حرفهاي ميتوانند اقدام جدي كنند و روزنامهنگار خطاكار را بگيرند اما هيچ وقت ما به اين موارد اهميت نميدهيم؛ اما اگر يك خبرنگاري براي كنجكاوي حرفهيياش در برنامهاي در خارج شركت كند، اين جرم مشهودي ميشود كه بررسي ميشود.
وي نقش آموزش را در تربيت روزنامهنگاران جزيي دانست و افزود: دانشگاه تنها ميتواند 4 سال به دانشجو آموزش بدهد و مبحث اخلاقي را صرفا مطرح كند، انسان جايز الخطاست و وقتي فشارهاي اقتصادي به روزنامهنگار وارد شود، امكان خطا را بالا ميبرد؛ من آرزو دارم از 35 دانشجوي روزنامهنگاري، 35 روزنامهنگار بيرون برود ولي خيلي ها سرخورده ميشوند. بعضي هم توانمند هستند ولي جذب بازار كار نميشوند. در مجموع فارغالتحصيلان حرفهيي دانشگاهي به مراتب بهتر از كساني هستند كه دورهها را نديدند و بيشتر هم براي مقاصد ديگر آمدند اما كساني هم هستند كه دانشگاه نرفته اند اما با علاقه دنبال كردند و آموزش ديدند يا علاقه سياسي – حزبي داشتند. اين دو گرايش در رسانهها سنگينند مثل روزنامهنگاران ورزشي و سياسي.
افخمي در پايان گفت: روزنامهنگاري يك حرفه است بخشي از آن را در دانشگاه و بخشي را در جامعه ميآموزيم. بخشي از آن علايق شخصي است و محيط اجتماعي بر آن اثر ميگذارد و فرد آموزش ميبيند و احساس وظيفه ميكند كه بايد كاري كند تا محروميت طبقه خود را مطرح كند؛ حال ميتواند مساله زنان يا غيره باشد. به هر حال پشتوانههاي اجتماعي وجود دارد كه روزنامهنگار را حمايت و تحريك ميكند وگرنه روزنامهنگاري مانند يك جبهه است.
کتاب «تاريخ تحليلي علم ارتباطات: رويكردي شرححال نگارانه» اثر پروفسور اورت ميچل راجرز با ترجمه دكتر غلامرضا آذري توسط نشر دانژه در دو مجلد به پیشخوان کتابفروشيها آمده است.
کتاب «مديريت در روابط عمومي» تالیف ويكي دابي با ترجمه دكتر رحمان سعيدي توسط انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي به پیشخوان کتابفروشيها آمده است.
كتاب «تكنيكها و تاكتيكهاي تبليغات» نوشته دكتر احمد روستا و علي خويه، توسط انتشارات سيته چاپ و منتشر شد.
كتاب «درآمدي بر جنگ رسانهاي: ابزارها و راهكارهاي مقابله با آن» تاليف علي ايلخانيپور و اميد عبداللهي توسط مركز پژوهشهاي اسلامي سازمان صدا و سيما منتشر شده است.
مجموعه مقالات و سخنان سيدمحمد صحفي در قالب كتابي با عنوان «رسانه و تجربه تكثرگرايي: گفتار و نوشتار در مسائل مطبوعات، فرهنگ و هنر» توسط نشر شمسا منتشر شد.
کتاب «حقوق رسانه» تالیف پيتر كري و جو ساندرز با ترجمه دكتر حميدرضا ملكمحمدي توسط بنياد حقوقي ميزان به پیشخوان کتابفروشيها آمده است.سه کتاب ارتباطی جدید و سه کتاب تازه چاپ از دکتر کاظم معتمدنژاد در زمینههای مختلف ارتباطات به بازار كتاب عرضه شد.
دو کتاب جدید مولف در زمینه مطالعات حقوقی ارتباطی شامل حقوق ارتباطات: جلد یکم و حقوق حرفهای روزنامهنگاران: جلد یکم هستند. این دو کتاب با همکاری دکتر رویا معتمدنژاد، استادیار حقوق ارتباطات دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی تهیه و تدوین شدهاند و در سال 1386 از سوی مرکز مطالعات و توسعه رسانههای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به چاپ رسیدهاند.
کتاب جدید دیگر نویسنده با عنوان تکنولوژیهای نوین ارتباطی: جلد یکم در مجموعه انتشارات مرکز پژوهشهای ارتباطات وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی و وزارت ارتباطات و فنآوری اطلاعات چاپ شده است. انتشار این کتاب که به سبب مشکلات مالی مرکز مذکور از سال 1383 به تعویق افتاده بود همزمان با برگزاری بیست و یکمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در اختیار خوانندگان قرار گرفته است.
سه کتاب تازه چاپ شده از آثار ارتباطی مولف شامل روزنامهنگاری (چاپ هفتم)، وسایل ارتباط جمعی: جلد یکم (چاپ هفتم) و حقوق مطبوعات: جلد یکم (چاپ پنجم) به ترتیب به وسیله مرکز نشر سپهر، سازمان انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی و دفتر مطالعات و توسعه رسانهها، وابسته به معاونت مطبوعاتی و توسعه رسانهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده است.
جلدهای دوم کتابهای وسایل ارتباط جمعی، حقوق مطبوعات و حقوق حرفهای روزنامهنگاران نیز در حال حروفچینی و صفحهآرایی هستند و قاعدتا تا آخر سال جاری انتشار خواهند یافت.
کتابهای دیگر آماده انتشار دکتر معتمدنژاد، نظریههای ارتباطات: از هارولد لسول و مارشال مکلوهان تا آبراهام مول و ادگار مورن، ارتباطات بینالمللی، ارتباطات و توسعهاند که به دنبال جلدهای دوم سه کتاب یاد شده منتشر خواهند شد.
در حالیکه تا یکسال دیگر دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود دولت نهم به دلیل عملکرد ضعیفش در بخش اطلاع رسانی نتوانسته گزارش جامع و درستی را به افکار عمومی ارائه نماید. دولت نهم در طول این سه سال گذشته بارها در مناسبت های مختلف ( هفته دولت ، سفرهای استانی و ... ) سعی کرد با ارائه یک گزارش جامع این نقصیه مهم را برطرف نماید. اما به دلایل مختلف نتوانست بر این مشکل فائق آید. اگر چه کارشناسان مهمترین دلیل را بر عدم حضور نیروهای متخصص در بخش اطلاع رسانی می دانند ولی به نظر می رسد حضور مدیران ارشد یک سازمان که به امر مهم و خطیر اطلاع رسانی اعتقادی ندارند بر پیکره این بخش آسیب هایی را وارد نموده که نمونه آن علاوه بر نارضایتی افکار عمومی باعث تغییر و جابجایی خود شدند.
باید توجه داشت توفیق یک سازمان در تأثیر گذاری کامل بر افکار عمومی ، نیازمند بهره برداری بهینه از رسانه های جمعی است . وسایل ارتباط جمعی با داشتن ویژگی هایی نظیر سرعت انتشار پیام ، گستره توزیع پیام ، افزایش گرایی و جذابیت پیام و نیاز نداشتن به صرف هزینه های زیاد ، از قابلیت شایان توجهی برای کاربرد در سازمان برخوردار هستند. به عبارت دیگر یک سازمان بدون کاربرد رسانه ها نمی تواند به اهداف خود دست پیدا نماید و برای توفیق خود محتاج و نیازمند ارتباطی اصولی با رسانه ها است.
در اینجا نقدی که به عملکرد دولت نهم در بخش اطلاع رسانی وارد است در این نکته است که آنها به محدودیت ها و وظایف خود آشنا نیستند. آنها گمان می کنند که رسانه های جمعی می توانند کلیه گزارشات و مطالب آنها را به شکل دلخواه آن سازمان منعکس نمایند در حالیکه یک رسانه با چارچوب و اهدافی خاص فعالیت می نماید. همچنانکه بارها مشاهده شد که وقتی یک رسانه نقدی علیه آن سازمان داشت آن سازمان به جای یک پاسخگویی مناسب بر طبل خود دو چندان کوبید و موجبات نا امیدی در اطلاع رسانی را تقویت نمود. دلیل این امر هم اگر چه به ضعف آموزش و حرفه ای دولت نهم در بخش اطلاع رسانی بر می گشت اما نباید این نکته مهم و اساسی را فراموش کرد که برخی از مسئولان یک سازمان به رغم تمایل بعضی روابط عمومی ها برای ارائه اطلاعات مورد نیاز رسانه ها مانع انجام این کار شدند چرا که معتقد بودند این کار نوعی ریا و تظاهر است.
به هر حال دولت نهم باید در نظر باشد تا یکسال دیگر باید وارد دوره جدیدی از انتخابات شود و اگر نتواند در طول این یکسال بخش اطلاع رسانی خود را تقویت نماید یک بازنده است چرا که هرچه زحمت کشیده به خاطر این عملکرد ضعیف در بخش اطلاع رسانی ، افکار عمومی او را قبول نخواهد کرد.
دكتر غلامرضا آذري در سال 1350 در شيراز متولد شد. 
مباني كلي ارتباط جمعي
نويسندگان: دكتر غلامرضا آذري و دكتر علياكبر فرهنگي
ناشر: انتشارات سنجش
نوبت چاپ: اول ـ 1381
سال انتشار: 1381
شمارگان: 2150 نسخه
قطع: وزيري (شوميز)
تعداد صفحات: 238
قیمت: 14000 ریال

زندگي و انديشه پيشتازان علم ارتباطات
نويسنده: پروفسور ويلبر شرام
ترجمه: دكتر غلامرضا آذري با همكاري زهرا آذري
ناشر: موسسه خدمات فرهنگي رسا
نوبت چاپ: اول ـ 1381
شمارگان: 2200 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 431
قیمت: 25000 ریال

انديشههاي بنيادين علم ارتباطات
زيرنظر: دكتر باقر ساروخاني
ناشر: انتشارات خجسته
نوبت چاپ: اول ـ 1383
سال انتشار: 1383
شمارگان: 2550 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 273
قیمت: 25000 ریال

مقدمهاي بر اصول و مباني ارتباطات
نويسنده: دكتر غلامرضا آذري
ناشر: اداره كل آموزش صدا و سيما
نوبت چاپ: اول ـ 1384
سال انتشار: 1384
شمارگان: 1500 نسخه
قطع: وزيري (شوميز)
تعداد صفحات: 189
قیمت: 15000 ریال

تاريخ تحليلي علم ارتباطات
نويسنده: پروفسور اورت ميچل راجرز
ترجمه: دكتر غلامرضا آذري
ناشر: نشر دانژه
نوبت چاپ: اول ـ 1387
شمارگان: 1100 نسخه
قطع: وزيري (شوميز)
تعداد صفحات: 938
نشانهشناسی رسانهها اثر مارسل دانسی (نشانهشناس ایتالیایی تبار کانادایی) با ترجمه گودرز میرانی و بهزاد دوران وارد بازار کتاب شد.
نشانهشناسی رسانهها نخستین کتاب منتشر شده به زبان فارسی در حوزه نشانه شناسی رسانهها است که در فصول گوناگون به بحث درباره روند پیدایش رسانههای مختلف از منظر نشانه شناختی میپردازد.
نویسنده در بخش اول مقدمه مبسوطی درباره موضوعات فصول کتاب ارائه ميدهد.
سپس در فصل دوم به خاستگاه، مبانی نظری، شرح واژگان و اصطلاحات نشانه شناسی با ذکر دیدگاه کسانی چون فردینان دو سوسور، چارلز سندرز پیرس، رولان بارت، امبرتو اکو، ژان بودریار و ... ميپردازد که به نحوی میتوان آن را مبنایی نظری برای مطالب فصلهای بعد تلقی کرد.
دانسی در فصول بعد کتاب خود از رسانههای چاپی تحلیل نشانه شناختی را آغاز میکند و آن را تا رسانههای جدیدی چون رایانه و اینترنت ادامه ميدهد و کتاب خود را با تاثیر اجتماعی رسانهها به پایان میرساند.
نشانه شناسی رسانههای چاپی مانند کتاب، روزنامه و مجله، رادیو و موسیقی که آن را به عنوان رسانههای شنیداری آورده است، نشانه شناسی فیلم، تلویزیون، تبلیغات، رایانه و اینترنت موضوعات فصلهای این کتاب است. به این دلیل نشانه شناسی رسانهها کتابی است کاربردی برای رشتههای مختلف اعم از ارتباطات و روزنامهنگاری، مطالعه موسیقی، فیلم، تبلیغات و ....
در واقع مطالعه این کتاب دریافتن معنای نهفته در متون رسانهای بر اساس نظریه نشانه شناسی کمک میکند.
از ویژگیهای منحصر به فرد این کتاب، پرهیز از پیچیده نویسی رایج در متون نشانهشناسی است به طوری که در هر فصل نویسنده تاریخچهای از پیدایش و تکامل رسانه مورد بحث را ارائه ميدهد سپس گام به گام با توضیح ژانرها و تحلیل ساختارهای معنایی نهفته در آنها بحث را پیش میبرد.
مارسل دانسی مدیر برنامه نشانه شناسی و نظریه ارتباطات در دانشگاه تورنتو کانادا است.
این کتاب توسط انتشارات چاپار (تلفن 88899680) و با همکاری نشر آنیسهنما منتشر شده است و در نمایشگاه بین المللی کتاب امسال عرضه میشود.
کتاب تکنولوژيهاي کاربردي روابط عمومي الكترونيك تالیف حمید ضیایيپرور با مقدمه دکتر وحید عقیلي به همت دبیرخانه همایش روابط عمومي الكترونيك آماده چاپ شد.
دكتر اميد مسعودي در سال 1337 در خرمآباد متولد شد. ليسانس جامعهشناسي را از دانشگاه تهران و فوقليسانس و دكتراي خود را از دانشگاه علامه طباطبايي اخذ كرد.
مباني نگارش رسانهاي
نويسنده: دكتر اميدعلي مسعودي
ناشر: انتشارات خجسته
نوبت چاپ: سوم ـ 1386 (ويرايش دوم)
سال انتشار: 1380
شمارگان: 2150 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 184
قیمت: 22000 ریال

مباني خبرنويسي
نويسنده: دكتر اميدعلي مسعودي
ناشر: اداره كل آموزش صدا و سيما
نوبت چاپ: اول ـ 1383
سال انتشار: 1383
شمارگان: 1500 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 128
قیمت: 10000 ریال

انديشههاي بنيادين علم ارتباطات
زيرنظر: دكتر باقر ساروخاني
ناشر: انتشارات خجسته
نوبت چاپ: اول ـ 1383
سال انتشار: 1383
شمارگان: 2550 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 273
قیمت: 25000 ریال

خلاصهنويسي براي رسانهها
نويسنده: دكتر اميدعلي مسعودي
ناشر: انتشارات خجسته
نوبت چاپ: اول ـ 1385
سال انتشار: 1385
شمارگان: 2150 نسخه
قطع: رقعي (شوميز)
تعداد صفحات: 176
قیمت: 18000 ریال

بررسي راهكارهاي بهينهسازي شيوههاي توزيع
آگهيهاي دولتي از ديدگاه كارگزاران مطبوعات كشور
نويسنده: دكتر اميدعلي مسعودي
ناشر: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات
نوبت چاپ: اول ـ 1386
شمارگان: 200 نسخه ويژه مخاطبان خاص
قطع: وزيري (شوميز)
تعداد صفحات: 134
قیمت: 27000 ریال
كتاب «اخلاق روزنامهنگاري» تاليف كارن سندرز به قلم علياكبر قاضيزاده ترجمه و توسط انتشارات موسسه ايران منتشر شد.گزارشي از نخستين سمينار تخصصي روانشناسي رسانه و فرآيند نفوذ در مخاطب را در اينجا بخوانيد.